بر اساس منابع تاريخی اسلام حُجْربن عَدی در نوجوانی به اسلام روی آورد و اندكی از زمان پيامبر(ص) را درك كرد. او همچنين از ياران خاص حضرت علی(ع) و از بزرگان كوفه بهشمار میرفت. در جنگ جمل، صفّين و نهروان حضرت علی(ع) را همراهی كرد و پس از شهادت ايشان در جريان صلح امام حسن(ع) و معاويه، حضرت را به ادامه جنگ فراخواند و امام حسين(ع) او را به پيروی از امام حسن(ع) دعوت كرد.
او همواره از مخالفان معاويه و نسبت به سياستهای او معترض بود و از او انتقاد میكرد؛ از اينرو او را از كسانی دانستهاند كه بغض و كينه امويان گريبان او را گرفت.
حُجْربن عدی با مخالفان حضرت علی(ع) برخورد میكرد و بدين سبب به همراه عدهای از يارانش توسط امويان دستگير شد. درباره او چنين نوشته بودند: در لعن ابوتراب(ع) با جماعت مخالفت ورزيده و در نتيجه از فرمان خليفه سرپيچی كردهاند.
او به فرمان معاويه در قريه «مرج عذراء» در دمشق كشته شد. به نقل از منابع تاريخی حُجْربن عَدی و يارانش را كنار قبرهايی كه كنده و كفنهايی كه گشوده بودند، به شهادت رساندند، سپس بر آنها نماز گزاردند و اجسادشان را به خاك سپردند. كتاب «الدرجات الرفيعة فی طبقات الشيعة»، درباره اين واقعه چنين نوشته است: بارها از حجر و يارانش خواستند كه از اميرالمؤمنين علی(ع) بيزاری جويند تا آزاد شوند ولی آنان زير باز نرفتند و پذيرای شهادت در راه عشق مولا شدند. قبرهايی برای آنان كندند، كفنهايشان را آماده ساختند. حجر گفت: مثل اين كه كافريم، ما را میكشند و مثل آن كه مسلمانيم، ما را كفن میكنند.
تخريب مزار حُجْربن عدی در تاريخ 12 ارديبهشتماه توسط گروههای وهابی، انزجار و نفرت جهان اسلام را از اين اقدام غيرانسانی درپی داشته و اين رخداد در روزهای اخير محور سخنرانیها و منشأ صدور بيانيهها و محكوميتهايی از سوی جهان اسلام شده است.
آنچه از حُجْربن عدی میگويند نشان از آزادگی او دارد و آنان كه با مزار اين آزادمرد چنين كردهاند، اسارت خود را افشا میكنند. محكوميت اين رخداد و اتفاقات پيش از آن از سوزاندن قرآن كريم و به آتش كشاندن مراكز مذهبی و ... در دنيايی كه آموخته است هر روز به امر مقدسی هتك حرمت كند، چه سودی دارد؟ گرچه بیشك راه از بی راه برای روشن ضميران آشكار است و هر آنكه از آزادگی بويی برده و آن را ترويج میكند و هر آنچه حول اين محور شكل گرفته، ابدی است و با سوزاندن و هتك حرمت، فانی نمیشود و از ارزشش كاسته نمیشود.
آنچه در اين بين اتفاق میافتد آشكار شدن افكار پليد و غيرانسانی است كه عزت انسانيت را و نه حتی دين يا مذهب را به مقاصد نامباركی میفروشند. راستی اينها در بند چيستند؟
به گفته مجمع جهانی تقريب مذاهب اسلامی اين جنايت نشان داد كه اينان نسبتی با اسلام و امت اسلامی ندارند. اينان همان مفسدانی هستند كه در زمين فساد میكنند و اصلاحی انجام نمیدهند.
گمان میرود بايد از خانه اول هم عقبتر برويم و نه از دين بلكه از آنچه انسانی است و آنچه انسانی نيست، سخن بگوييم. ما به آنان نخواهيم گفت اهانت به صحابی پيامبر(ص) براساس روايات، مذمت شده است و مذاهب اربعه اهل سنت بر حفظ حرمت قبور اجماع كردهاند بلكه بايد از انسان بودن با آنها سخن گفت و آنچه هستند را به يادشان آورد.
و شايد حتی عقبتر رفتن و يادآوری اصول مشتركی كه در نهاد نوع بشر قرار دارد هم بیفايده است؛ زمانی كه روبهروی ما كر و كورانی هستند كه به فرموده قرآن كريم «وَسَوَاء عَلَیْهِمْ أَأَنذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنذِرْهُمْ لاَ یُؤْمِنُونَ؛ و آنان را چه بيم دهى [و] چه بيم ندهى به حالشان تفاوت نمیكند نخواهند گرويد»، (يس/10).
هوشمندی مذاهب اسلامی در مواقعی چنين كه آتش فتنه با اقدامات نابخردانهای از اين قبيل شعلهور میشود و حفظ وحدت، به مثابه آبی بر آتش و مايه نااميدی دشمنان اسلام خواهد شد.
سخن پايانی حجر پيش از كشته شدن زمانی كه گفت: مثل اين كه كافريم، ما را میكشند و مثل آن كه مسلمانيم، ما را كفن میكنند، در آن زمان نشانگر برخورد دوگانه امويان با دستورات اسلام بود كه به برخى از آن عمل میكردند و بعضى ديگر را رها مینمودند، در برهه كنونی نيز تخريب مزار حُجْربن عَدی نيز نشانهای بر پريشانی مسلمانی اينان و جهتگيری هواپرستانهشان در برابر دستورات اسلام است.
كامله بوعذار