دستهای از روايات به روشنی و با تأكيدهای متعدد، بر تحريم ربا دلالت دارد. اين روايات رباخواری را هم رديف بزرگترين گناهان تا حد زنای با محارم و حتی فراتر میشمرد. با توجه به گستردگی اين روايات و لحن شديد آنها، اگر جز اين گروه از روايات، دليلی بر حرمت ربا نبود، كافی به نظر میرسد.
اين گروه از روايات ربا و تمام كسانی كه به نوعی با آن ارتباط دارد را لعنت میكند. از جمله در دو حديث از اميرمؤمنان(ع) میخوانيم «لعن رسول الله ـ صلی الله عليه و آله ـ الربا و آكلَه و بايعَه و مشترَيه و كاتبَه و شاهدَيهِ » پيامبر گرامی اسلام(ص) در اين روايت پنج طائفه را كه در ارتباط با ربا هستند، لعنت كرده است. اين پنج طائفه عبارتند از: كسی كه ميهمان رباخوار میشود و از غذايی كه با پول ربا تهيه شده با علم و آگاهی استفاده میكنند، رباخوار، ربادهنده، كسی كه ربا را محاسبه میكند و شاهد قرارداد ربا است.
زمانی كه يك كا رحرام با اين گستردگی مورد لعن خداوند قرار میگيرد، دليل بر عظمت حرمت آن كار و قبح و زشتی فوقالعاده آن است. كوتاه سخن اين كه اين گروه از روايات نيز دليل بر حرمت ربا و رباخواری است.
دسته ديگری از روايات، ربا را بدترين و خبيثترين نوع معاملات معرفی میكند. در حديثی از امام باقر(ع) میخوانيم « أخبث المكاسب كسب الربا؛ كثيفترين معاملات، معاملات ربوی است.» در حديث ديگری میخوانيم «و من ألفاظ رسول الله ـ صلی الله عليه وآله ـ الموجَزَة التی لم یُسبَقُ إليها: شر المكاسب الربا؛ از سخنان كوتاه و پرمعنی رسول خدا(ص) كه پيش از آن حضرت سابقه نداشت اين است كه فرمود «رباخواری بدترين نوع كسبهاست». نتيجه اين كه اين گروه از روايات نيز دليل بر حرمت ربا و رباخواری است.
دسته ديگری از از روايات، دلالت بر هلاكت رباخواران در دنيا دارد. امام صادق(ع) میفرمايند «إذا أرادالله بقوم هلاكا ظهر فيهمالربا؛ هنگامی كه خداوند اراده هلاكت قومی را كند، ربا در ميان آنها ظاهر میشود». معنای اين روايت اين است كه ربا مجازات دنيوی نيز دارد كه به هلاكت رباخواران منتهی میشود.
ممكن است سؤال شود چرا خداوند اراده هلاكت مردم و قومی را میكند تا ربا در بين آنها شيوع پيدا كند و سبب نابودی آنها شود؟
پاسخ به اين سؤال روشن است. زيرا اراده خدا بدون دليل نيست. لابد آن قوم مرتكب گناهانی شدهاند كه خداوند حكيم اراده نابودی آنها را میكند و گرفتار رباخواری میشوند.
ذكر اين نكته نيز ضروری است كه لازم نيست همواره هلاكت، مانند هلاكت اقوام پيشين با صاعقهها و زلزلهای باشد، بلكه هلاكت امروزه اشكال ديگری نيز دارد. بيماریهای غير قابل علاجی هم چون ايدز، اعتياد به مواد مرگآور، انواع بيماری روانی و مانند اينها كه قسمت عمدهای از بيمارستانهای كشورهای غربی را به خود اختصاص داده، همه میتواند اسباب هلاكت امتهای گنه كار باشد.
يك دسته از روايات، سرانجام رباخوار را آتش دوزخ شمرده است. حضرت علی(ع) میفرمايند « خمسة أشياء تقع بخمسة أشياء و لابد لتلك الخمسة منالنار؛ من اتَجَرَ بغير علم فلابد له من أكل الربا و لابد لآكل الربا من النار ... ؛ پنج چيز علت پنج چيز ديگر است و سرانجام اينها جهنم است 1 ـ تجارت و كسب بدون آگاهی ـ از احكام فقهی ـ سبب رباخواری میشود و رباخوار حتما در دوزخ خواهد بود... » اينگونه روايات نيز دليل بر تحريم اين عمل است.
بسياری از فقيهان، يكی از ادله حرمت ربا را اجماع میدانند. «صاحب جواهر» و «امام خمينی(ره)» افزون بر ادعای اجماع، بعيد ندانستند كه حرمت ربا از ضروريات دين باشد. بدين ترتيب اگر حرمت ربا را جزء ضروريات دين محسوب كنيم؛ اگر كسی با علم به اين مطلب آن را منكر شود، از زمره مسلمانان خارج شده و مرتد ناميده میشود.
در حديثی میخوانيم: «بلغ أباعبدالله ـ عليه السلام ـ عن رجل أنه كان يأكل الربا و یُسَميهِ اللِباء. فقال : لئن أمكننی الله منه لأضرِبَن عُنقَه ؛ به امام صادق(ع) خبر رسيد كه مردی رباخواری میكند و از روی انكار و استهزاء ربا را «لباء» (اولين شيری كه مادر به نوزادش میدهد و مايه حيات او است) مینامد. امام صادق(ع) فرمودند «اگر خداوند مرا بر او مسلط گرداند و او را در دسترس من قرار گيرد، گردن او را خواهم زد».
اجماع به عنوان دليل مستقل بر يك حكم زمانی معتبر است كه دليلی از قرآن و سنت بر آن حكم نباشد. چون در اثبات حرمت ربا از قرآن و سنت دليل داريم، اجماع نمیتواند دليل مستقل محسوب شود، بلكه اين اجماع مدركی است.
اگر فعل يا رفتاری از نظر عقل ناپسند باشد، شرع نيز به حرمت آن حكم میكند. تمام افعال ستمگرانه به طور قطع از نظر شرع ناپسند است؛ پس هر فعلی كه ستم به شمار آيد، شرع نيز آن را حرام میداند. بیشك، طبق آيه شريفه «و إن تبتم فلكم رؤوس أمولكم لاتظلمون و لاتظلمون(8)؛ و اگر توبه كرديد، اصل سرمايههای شما برای خود شماست (و سودهای گرفته شده را به مردم بازگردانيد) كه در اين صورت نه ستم میكنيد و نه مورد ستم قرار میگيريد». ربا از مصاديق بارز ظلم و از نظر عقل ناپسند است، در نتيجه از نظر شرع نيز حرام شمرده میشود.
منابع: ربا و بانكداری اسلامی؛ آيتالله ناصر مكارم شيرازی و همكاران؛ صص28 – 9.
ـ ربا و تورم، احمد علی يوسفی، صص105 – 102.