کد خبر: 2540374
تاریخ انتشار : ۰۷ خرداد ۱۳۹۲ - ۲۰:۴۸

صائب تبريزی را بايد احيا‌گر اخلاق اسلامی دانست

گروه ادب: در كنگره ملی صائب تبريزی كه عصر امروز با حضور جمعی از مسئولين در تالار وحدت برگزار شد، دبير اين كنگره با بيان اينكه بهترين ابزار برای استوار كردن بيان‌های اخلاقی هنر است، گفت: صائب تبريزی را بايد احيا‌گر اخلاق اسلامی بدانيم.

به گزارش خبرگزاری بين‌المللی قرآن(ايكنا) كنگره ملی صائب تبريزی و شعر اخلاقی عصر امروز، سه‌شنبه هفتم خرداد با حضور حجت‌الاسلام محمدی گلپايگانی رئيس دفتر مقام معظم رهبری و سيدمحمد حسينی وزير فرهنگ و ارشاد اسلامی در تالار وحدت برگزار شد.
در ابتدای اين مراسم حجت‌الاسلام زمانی دبير كنگره ضمن خير مقدم به مسئولين و مدعوين صائب دوست، گفت: در دنيايی هستيم كه متاسفانه اخلاق در آن مظلوم واقع شده و وظيفه ما اين است كه بتوانيم بيان‌های اخلاقی را در جامعه خودمان استوار كنيم و بهترين ابزار برای اين كار هنر است كه صائب تبريزی را بايد احيا‌گر اخلاق اسلامی و يكی از گل‌های معطر اين بستان بدانيم.
وی عنوان كرد: تمام اجزای طبيعت در اشعار اين شاعر گرانقدر دست به دست هم داده‌اند تا اخلاق را حاكم كنند، شعر صائب را بايد شعر مردم دانست، او شاعری است كه اشعارش در بدنه جامعه رسوخ نموده و همواره در آن حضور داشته است. شعر صائب علاوه بر مضامين اخلاقی درس‌های ديگری نيز به ما می‌دهد از جمله استكبار‌ستيزی و ما بايد همواره تلاش كنيم تا صائب را به جامعه بشناسانيم و پيشنهاد داديم تا در تقويم يك روز به نام اين شاعر بزرگوار نامگذاری شود.
وی در پايان سخنان خود عنوان كرد: نقش مقام معظم رهبری در پر رنگ كردن شعر صائب بسيار زياد است و ايشان بودند كه صائب را نماد شعر اخلاقی معرفی نمودند به همين دليل اين كنگره را به اين نام يعنی صائب تبريزی و شعر اخلاقی نامگذاری نموديم.
ديگر سخنران اين مراسم محمدرضا سنگری محقق، پژوهشگر و نويسنده با ذكر خاطره‌ای از يكی از مسافرت‌هايش به خوزستان عنوان كرد: در مسير سفر به خوزستان با خودم تصميم گرفتم نوشته‌های پشت كاميون‌ها را بخوانم و آنان را يادداشت كنم، جالب بود كه از ميان 183 بيت شعری كه يادداشت كردم 53 بيت مربوط به صائب تبريزی بود. ما بايد از خودمان بپرسيم چه شده كه مردم ما اين همه در اشعار صائب شناور شده و آن را زمزمه می‌كنند.
وی ابراز داشت: در سه دهه بعد از گذشت انقلاب كمتر وقت گذاشته‌ايم تا صائب را بشناسيم و متاسفانه چهره‌های بزرگی بودند كه به صائب نسبت‌های ناروا گفتند كه نام آن را دشنام ادبی نمی‌گذارم. افرادی به صائب بد گفتند اما تلاشی برای پاسخ به آنها صورت نگرفت. من از عزيزان درخواست می‌كنم ياد محمد قهرمان، اين پژوهشگر و شاعر توانمند را كه بيش از 20 سال زندگی ارزشمند خود را صرف شناخت و شناساندن صائب كرد، قدر بدانيم. كمتر كسی از شاعران را در 5 دهه اخير می‌شناسيم كه كمتر از صائب دشنام خورده باشند.
وی تأكيد كرد: در همان سفر به خوزستان در ميان 53 بيت شعر صائب 25 بيت يافتم كه با تغيير‌های زيبايی از سوی مردم ايران همراه شده و پيوند بيشتری را ايجاد كرده بود. بعد اخلاقی شعر صائب سبب پيوند اين شاعر با مردم شده است. هر وقت از غزل سخن می‌گويم شعری را فرا رو می‌يابيم كه در آن لطافت است البته همه می‌دانيم عرفان بيش از اخلاق مهم است. افق عرفان فراتر از اخلاق است و لطيف‌تر. شعر اخلاقی گاهی در هيئت مشتمل بر شمشير دارد اما عرفان حرير است و پيوند حرير و شمشير در شعر صائب اتفاق افتاده است اما ورود مفاهيم اخلاقی به شعر صائب هرگز افق شعری را تنزل نداد.
سنگری در پايان سخنان خود با بيان اينكه غم، شادی، حالت‌های متضاد انسانی و.... در شعر صائب وجود دارد، عنوان كرد:‌ صائب را به شدت نزديك به حافظ می‌بينم، در شعر صائب همانند حافظ هر كس به جست و جوی خويش می‌پردازد و اين باعث می‌شود در شعر صائب نيز خويشتن را بيابيم.
ديگر سخنران اين مراسم سيدمحمدرضا طاهری يكی از ياران و همراهان زنده ياد محمد قهرمان صائب‌پژو برجسته با بيان ويژگی‌های اين شاعر خراسانی افزود: هنوز هم به زبانم سخت جاری می‌شود كه بگويم مرحوم قهرمان؛ درباره استاد قهرمان دهان می‌بايد به پهنای اين فلك تا زاويه كوچكی از زحمات او را در ادب فارسی سخن گفتن، البته عده‌ای اين را شايد مبالغه بدانند.
وی ادامه داد:‌ مرحوم قهرمان، صائب را با 20 نسخه مقابله كرد، اين كار بسيار سخت و جان كاه است او حتی برخی عكس‌های ميكروفيلم‌ها را هم خودش ظاهر كرد اين مرد آنقدر مرتب و با نظم بود و همه چيز در زندگی او نظم داشت، كه اگر كسی وارد زندگی‌اش می‌شد از نظم در كارها و تحققاتش به نيكويی ياد می‌كرد. ايشان از پژوهشگرانی بودند كه به ادب فارسی اشراف كامل داشتند.
وی به ذكر خاطره‌ای از سفر به تبريز همراه زنده‌ياد قهرمان اشاره و تصريح كرد: روزهايی كه بايد به سراغش می‌رفتيم، نرفتيم او بدون ادعا زندگی درويشی داشت و قد خم كرد، استخوان پوكاند و برای ادب فارسی آثار انبوهی را برجای گذاشت.
وی در پايان با ذكر مطلعی در وصف استاد قهرمان سخنان خود را به پايان برد:
هر كه شنيده در غمت گريه‌ های های من
دست اسف به هم زد و سوخت دلش برای من
captcha