علی شاهحاتمی، كارگردان سينما در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن ايران(ايكنا)، درباره ارزيابی كارنامه سينما در پرداختن به موضوعات قرآنی اظهار كرد: در زمان برگزاری جشنواره فيلم دينی «رويش» به روشنی گفتم كه با بسياری از نامگذاریهای جديد كه در سينما شاهد آن هستيم مخالفم؛ چرا كه معتقدم بسياری از فيلمهايی كه در سينمای جهان ساخته میشود برگرفته از قرآن هستند.
وی افزود: اعتقاد ديگر من اين است كه هر فيلمی كه با مفهوم سوره «والعصر» همسو باشد آن اثر قرآنی است حال در هر كجای دنيا كه میخواهد ساخته شود. در ضمن معتقدم آن آثاری كه قصص قرآن را مورد توجه قرار میدهند نمیتوان صرفا قرآنی ناميد. دليلم نيز اين است كه هر فيلمی كه به قديسان يا پيامبران پرداخته باشد، در حقيقت تصوير آن شخص را مخدوش كرده است، حتی در جاهايی هم چنين توليداتی دچار گمراهی میشوند.
كارگردان فيلم سينمايی «آخرين شناسايی» در تكميل توضيح خود تصريح كرد: پرداختن صحيح به قرآن را استاد مطهری به ما در كتاب داستان راستان نشان داده، زيرا در ادبيات نوعی توانايی در پرداختن به قرآن وجود دارد كه در سينما چنين پتانسيلی ديده نمیشود. متناسب با تعريف خود، من فيلمهايی نظير «گلادياتور»، «وقتی كه روياها میآيند»، «مردی كه به زانو در آمد» و «انجمن شاعران مرده» را برگرفته از آموزههای قرآنی میدانم، چون در اين فيلمها شاهديم كه به خوبی موضوعات چون بهشت، جهنم، شفاعت و... مورد توجه قرار میگيرد.
وی در پاسخ به اين سؤال كه فيلم قرآنی دقيقاً به چگونه مفاهيمی میپردازد؟، بيان كرد: قرآن درست و انسانی زندگی كردن را به ما میآموزد به همين دليل اگر فيلمی را ببينيم كه همين كار را برايم انجام میدهد، آن فيلم را قرآنی میدانم، برخلاف برخی از تصورات كه فكر میكنند فيلم قرآنی اثری است كه در تيتراژ آن حتماً آيهای از قرآن خوانده شود، البته برای كسانی كه دلبستگی و نزديكی خاصی به قرآن دارند، آثاری كه به ذكر آيهای اشاره دارد رويكردی پسنديده است، اما فيلم قرآنی برای كسی كه قرآن را نخوانده حتماً فيلم «الرساله» نيست، بلكه فيلمی است كه در آن پيامهای قرآنی مورد توجه قرار گرفته است.
اين فيلمساز تاكيد كرد: با توجه به توضيحات فوق اگر بخواهيم كارنامه سينمای ايران را در پرداختن به قرآن ارزيابی كنيم، مسلماً مطلوب نخواهد بود. دليل اين ضعف نيز اين است كه ما به بهانه اين نامها (سينمای قرآنی، دينی و يا دفاع مقدسی) برای خود دكان باز كردهايم به نحوی كه بيشتر سعی داريم با اين گونه كارها عوامفريبی كنيم.
شاهحاتمی در پايان تأكيد كرد: ادعای خودم را حاضرم با مقايسهای جز به جز درباره آثاری كه در سال گذشته در كشور ما و هاليوود ساخته شده اثبات كنم. برای نمونه وقتی ما فيلم «مرد 200 ساله» «رابين ويليامز» را میبينيم متوجه موضوع خلق میشويم، اما آيا شما در فيلمهای ايرانی چنين مبحثی را ديدهايد، هر چند توضيحات من به اين معنی نيست كه چنين آثاری را ما در سينمای خود نداشتهايم، اما آنچه مهم است در سينمای ما تعداد اين گونه آثار بسيار كم است كه اين مسئله نيز به دليل نداشتن شناخت كافی ما درباره اينگونه موضوعات است.