رحيم نيكبخت ميركوهی، نويسنده و پژوهشگر در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا)، با اشاره به اهميت تاريخنگاری انقلاب اسلامی گفت: تاريخنگاری انقلاب اسلامی از موضوعات مهمی است كه از ابتدای نهضت امام خمينی(ره) به وجود آمد و آثاری همچون «نهضت دو ماهه روحانيون ايران» كه توسط علی دوانی تأليف شد و حجتالاسلام والمسلمين سيدحميد روحانی، كتابی با عنوان «بررسی و تحليلی بر نهضت امام خمينی(ره)» به نگارش درآورد كه آثار خوبی بودند، اما بعد از پيروزی انقلاب اسلامی توجه شايستهای از سوی نظام دانشگاهی و مدارس به تاريخ انقلاب اسلامی صورت نگرفت.
وی افزود: در مراكز خودجوشی مانند مركز اسناد انقلاب اسلامی، بنياد تاريخ انقلاب اسلامی و بنياد ادبيات اسلامی كه بعد از پيروزی انقلاب به وجود آمدند، در راستای ادامه جريان نهضت اسلامی توجه جدی به تاريخ انقلاب صورت گرفته و هر كدام از اين مراكز آثار و پژوهشهايی منتشر كردهاند.
نيكبخت ادامه داد: اين فعاليتهای پژوهشی تا شرايط كنونی ادامه داشته است و در حال حاضر در دانشگاهها با تأسيس گروههای تاريخ انقلاب اسلامی، كم كم توجه به اين موضوع در اين مراكز شكل میگيرد.
اين نويسنده در ادامه اظهار كرد: با توجه به اهميت اين موضوع، تاريخ انقلاب اسلامی بايد از چند سو به اين بحث نگاه و تبيين و راهكارهای عملی آن را بررسی كند. در اين ميان يك بحث آسيبشناسی حوزه تاريخ انقلاب اسلامی است كه برای دريافتن منويات مقام معظم رهبری بايد اين مراكز، فعاليتهای خود را آسيبشناسی و نقايص را رفع كنند و برای رسيدن به ايدهآلها و اهداف خود، يك برنامهريزی بلندمدت داشته باشند.
نيكبخت با تأكيد بر وجود نقشه راه و برنامه مدون در حوزه پژوهشی تاريخ انقلاب اسلامی، بيان كرد: متأسفانه در حوزه تاريخ انقلاب اسلامی در مراكز و پژوهشكدهها، يك نقشه راه و يك برنامه بلندمدت برای تحقق آرمانهای انقلاب اسلامی در عرصه تاريخنگاری انقلاب وجود نشده است كه البته در مقطع كوتاهی، محمدباقر خرمشاد، برنامهريزی مدون 10 ساله را در مركز اسناد انقلاب اسلامی انجام داد كه با رفتن وی از اين مركز، اين برنامه 10 ساله مسكوت ماند.
وی با اشاره به كارهای موازی برخی مراكز فعال در حوزه تاريخنگاری انقلاب اسلامی، گفت: اين امر سبب شده تا كارهای اساسی و مهم در اين زمينه به دست فراموشی سپرده شود و از سوی ديگر توجه به تاريخ انقلاب در دانشگاهها جدی نيست كه بايد در گروههای تاريخ و نظام حاكم بر نظام آموزش عالی بازنگری كرد و تاريخ انقلاب اسلامی را به صورت جدی در گروههای تاريخ، علوم اجتماعی و علوم سياسی وارد كرد.
نيكبخت ادامه داد: بحث ديگر پژوهشگران اين عرصه آن است كه متاسفانه میشود گفت جزء مظلومترين اقشار پژوهشگر هستند كه جايگاه تعريف شده حقيقی و حقوقی ندارند و جای خالی حمايت از نويسندگان به لحاظ مادی و هدايت و مطرح كردن آنها احساس میشود كه در اين سه موضوع، اگر آسيبشناسی كنيم میتوانيم منويات مقام معظم رهبری در حوزه تاريخ انقلاب اسلامی را برآورده كنيم.
اين نويسنده، قيام 15 خراد را مبنای تاريخ انقلاب اسلامی خواند و تصريح كرد: قيام 15 خرداد سال 1342 بستری بود كه انقلاب اسلامی در آن به وقوع پيوست و به منصه وجود رسيد و امام خمينی(ره) اين قيام را مبدأ تاريخ انقلاب اسلامی مطرح كردند و فرمودند كه ريشه، اهداف و دشمنان 15 خرداد را بايد بشناسيد.
وی ادامه داد: نقطه آغاز تاريخ انقلاب اسلامی 15 خرداد است كه كارهای زيادی صورت گرفته و آخرين كار در اين راستا، انتشار كتاب «مبدأ تاريخ نهضت» است كه نزديك به 60 مقاله را شامل میشود و يك كتاب «نامه نيمه خرداد» كه برای اقشار مختلف به نگارش درآمد و سطح بيشتری را دربر میگيرد.
اين نگارنده افزود: كتابهای متعددی با رويكردهای پژوهشی، اسناد، تاريخ شفاهی و خاطرهنگاری نوشته شده است، اما به دليل نبود نقشه راه و برنامه بلندمدت، هنوز میتوان خلاءهای زيادی را احصاء و در پژوهشهای بعدی، آنها را برطرف كرد.
نيكبخت در ادامه به برخی از اين خلاءها اشاره و بيان كرد: عدم توجه به شخصيتهای تأثيرگذار در جريان انقلاب اسلامی، يكی از اين خلاءها است كه اين افراد به دليل اينكه يا مسئول نيستند يا از شهرت لازم برخوردار نيستند، توجهی به آنها نكردند كه اين امر سبب شده كه حلقههای اصلی را با توجه به اينكه سن اين افراد بالا است از دست بدهيم و امكان ضبط خاطرات و مشاهدات از دست برود.
اين پژوهشگر همچنين گفت: توجه به شهرستانها در زمينه تاريخ انقلاب اسلامی كم است، البته كارهای خوبی اخيراً انجام شده، اما كافی نيست؛ از جمله اينكه در مورد شهرستان قم، كارهای خوبی در مورد 15 خرداد نداريم يا درباره ورامين، اثری كه با توجه به ديدهها و مشاهدات شاهدان عينی باشد، كارهای چندانی صورت نگرفته است.