در اينجا با رويكرد نظرى و تحليلى، و با كنكاش در آيات قرآنى مىكوشيم تا نشان دهيم در نگاه قرآن، اجتماعى شدن در گروههاى مؤمنانى كه هنجارها و ارزشگذارىهاى خود را بر پايه ارزشهاى اسلام بنا مىكنند، محترم است، نه در هر گروه و اجتماعى.
انسان موجودى است اجتماعى، به دليل اين ويژگىها كه در فرايند جامعهپذيرى و اجتماعى شدن به آن مىرسد. بنابر مفهوم جامعهپذيرى، انسانها آموزههاى اجتماعى خود را از محيط گرفته و در فرايند جامعهپذيرى مىكوشند خود را همانند جمع سازند؛ هرچند اين فرايند، رابطهاى دوسويه است و كنشگران با محيط در تأثير و تأثر متقابلند.
ويژگىهایى كه در انسان وجود دارد، او را از ديگر موجودات جدا كرده است. او از موضوع علوم متفاوت بوده و در درون اين علوم نيز موضوعات گوناگون و گاه ضد و نقيض را به خود اختصاص داده است. از يكسو، موضوع مطالعه علوم طبيعى، همچون طب و زيستشناسى است و از سوى ديگر، در قلمرو علوم انسانى با همه گستردگىاش قرار مىگيرد.
در قلمرو علوم انسانى نيز زاويههاى نگاه به انسان، متفاوت با يكديگر است. هرچند ممكن است تعاملات و وجوه مشتركى نيز بين آنها وجود داشته باشد. اما اينها نبايد باعث خلط و اشتباه در نوع نگاه و در نتيجه، اشتباه در تحليل شوند، به ويژه آنكه ممكن است مفاهيم و واژگانى هم باشند كه زمينههاى ميل به علوم ديگر را فراهم كرده، و اذهان را به سمت تحويل علوم به يكديگر سوق دهند. اينجاست كه نقش محقق برجسته مىشود تا مانع اين خطا شده و با دقتهایى كه دارد، تحليل خود را از الگوى تحليلهاى علوم ديگر جدا سازد. اما اين جداسازىها به لحاظ نظرى صورت مىگيرد و در عينيت خارجى ممكن است آميختگىهاى فراوانى باشد.
يكى از وجوه قابل بررسى و مهم مربوط به انسان، بررسى و مطالعه زندگى اجتماعى او و ابعاد متفاوت آن است كه مورد علاقه علم جامعهشناسى است. طبعآ در اين نوشتار، نه مىتوان به همه موضوعات زندگى اجتماعى انسان توجه كرد و نه مورد سؤال ما بوده است. به همين دليل، موضوعات گزينش شدهاند تا امكان دسترسى به اطلاعات و بيان آنها بيشتر شود.
از سوى ديگر، علاقه ما بيان مطالبى از آيات شريفه قرآن كريم است كه رنگ و بوى جامعهشناختى داشته باشد. طبعا انتظار ما و هر خواننده ديگرى از اين كتاب آسمانى و مقدس كه براى هدايت انسانها در همه زمانها و مكانها آمده است، آن نيست كه همچون يك منبع نوشتارى جامعهشناختى، موضوعات و مفاهيم اين علم را به شكل كلاسيك و همانند ديگر كتابها و مقالات جامعهشناختى، طرح كرده و بدان پرداخته باشد.
هرچند قرآن كريم كتاب هدايت است، اما از آنجا كه لازمه هدايت، توجه به ابعاد مختلف حيات انسانى است، همانگونه كه همگان مىدانند، آيات اين كتاب آسمانى به موضوعات مختلف مادى و معنوى، دنيوى و اخروى توجه كرده است. از جمله موضوعات مورد توجه در آيات، ابعاد متفاوت مربوط به زندگى انسان است كه به گونههاى مختلف بدان توجه شده است. زندگى اجتماعى انسان نيز از جمله موضوعات مورد توجه در قرآن كريم است.
نوشتار حاضر نقطه برخورد دو ديدگاه است؛ از يكسو، آيات قرآن كريم كانون توجه است و از سوى ديگر، موضوعات و مفاهيم جامعه شناختى. اما از آنجا كه توجه به همه موضوعات و مفاهيم جامعهشناختى در يكجا ممكن نبوده و نيست، از بين اين موضوعات، به موضوع جامعهپذيرى توجه شده است. بنابراين، تلاش شده است كه آيات مربوط به جامعهپذيرى اين موضوع گردآورى و بررسى شود.
مطالعه فراگرد اجتماعى شدن، به قلمرو جامعهشناسى محدود نيست. در ميان رشتههایى كه به اين موضوع مىپردازند، افزون بر جامعهشناسى، از انسانشناسى، زيستشناسى و روانشناسى هم مىتوان نام برد. هريك از اين رشتهها از ديدگاههاى متفاوتى به فراگرد اجتماعىشدن مىنگرند... . به طور كلى، انسانشناسان در امر اجتماعىشدن، بر نقش فرهنگ تأكيد مىكنند. روانشناسان بر رشد و مشروط شدن ادراك و يادگيرى از راه كنشهاى متقابل با رفتار ديگران تأكيد مىورزند و جامعهشناسان به مطالعه فراگردهاى تأثيرات اجتماعى و اثرات نهادها توجه دارند. اين برداشتهاى متفاوت به چندگانگى ابعاد فراگرد اجتماعىشدن گواهى مىدهند.(1)
شخصيت، تركيبى از عوامل زيستشناختى، روانشناختى، و جامعهشناختى است كه رفتار آدمى را شكل مىدهد. شخصيت، دربردارنده عادتها، نگرشها و ويژگىهاى ديگرى است كه باعث تمايز افراد از هم مىشوند.
جامعهشناسان بر آن دسته از رفتارهاى افراد تأكيد دارند كه در تعامل اجتماعى شكل مىگيرند. براى جامعهشناسان، شخصيت مىتواند در قالب اصطلاحى كه دربردارنده سازمان نقشهاى اجتماعى افراد كه تعامل آنها را با يكديگر شكل مىدهد، مطالعه شود.
بر اساس مطالعات انجامشده، بسيارى از رفتارهاى اجتماعى كودك بر اثر كنشهاى متقابلى كه بين اعضاى خانواده صورت مىگيرد، معين مىشود و در اين فرايند، كودكان الگوهاى رفتارهاى اجتماعى را مىآموزند.(2)
افزون بر خانواده، عواملى ديگرى در اجتماعى كردن كودك مؤثرند. در خارج از محيط خانه و خانواده، معلمان و همشاگردىها در محيط آموزشگاهها، رسانهها و به ويژه تلويزيون و نيز همسالان باعث شكلگيرى رفتارهاى كودكان مىشوند؛(3) هرچند نقش خانواده حساسيت بيشترى دارد.(4) طبعآ شكلگيرى رفتارهاى اجتماعى كودكان بر اثر هريك از عوامل يادشده، در فرايندى صورت مىگيرد كه جامعهپذيرى و اجتماعىشدن ناميده مىشود. در تعامل با ديگران است كه «رشد و تكامل روابط اجتماعى» ممكن مىشود؛ زيرا رشد اجتماعى مستلزم عضويت در گروههاى اجتماعى و هماهنگى با آنها در پيروى از هنجارها و موازين سلوك اجتماعى آنان است. عضويت در گروه و تعامل با ديگران، فرصتهایى در اختيار كودكان قرار مىدهد كه زمينههاى فرايند اجتماعىشدن آنان را فراهم و آسان مىكند.(5) بنابراين، كودك در فرايند اجتماعىشدن، هم محتاج خانواده است و هم نيازمند ساير عوامل و واحدهاى اجتماعى.
از جمله ابزارهاى مبادله اجتماعى، زبان و توانایى تكلم است كه هرچند اصل آن به مثابه يك توانایى، خصيصه زيستشناختى در انسان است، اما قالبهاى تكلم، پديدهاى اجتماعى است كه در يك فرايند زمانى و تأثيرپذيرىهاى اجتماعى محقق مىشود. زبان و توانایى تكلم انسان، همراه با رشد او رشد و توسعه مىيابد و به او امكان مىدهد تا با مبادله نمادهاى زبانى و كلامى كه در بسترهاى اجتماعى شكلمىگيردوتوسعهمىيابد. بنابراين، رشد زبانى، از جمله عوامل و خصيصههاى اجتماعى است كه در فرايند اجتماعىشدنكودك، تحقق مىيابد.(6)
افزون بر تكلم، بسيارى از موارد ديگر هست كه كنشهاىكودكان و بزرگسالان بازتاب خصايص و شرايط اجتماعى ايشان در برابر آنهاست. جنسيت نيز خصيصهاى زيستى است؛ اما هنجارهایى بر جنسيت حاكم است كه به اين ويژگى زيستى جهت و معنا مىدهد. قاعدهها و الگوهایى كه بر اين خصيصه زيستى حاكم است و رفتارهاى جنسى را تعريف و كنترل مىكند، برآمده از فرهنگ جامعه است. اشتغال و رضايت شغلى، هرچند مرتبط با خصايص روانشناختى افراد است اما اين موضوعات نيز با پايگاه اجتماعى اعضاى جامعه و پاداشهایى كه جامعه براى آنها پرداخت مىكند مرتبط است. بنابراين، انتخاب شغلها و ميزان رضايتمندى اعضا از آنها، بستگى به آندارد كه چگونه اجتماعى شده باشند.(7)
بنابراين، كنشهاى اجتماعى جنبه عموميت دارد؛ يعنى هرچند از افراد متفاوت و در شرايط اجتماعى ناهمگون سرمىزند، در عين حال، دربرگيرنده شباهتهاى قابل توجهى است؛ گويا همه آنها توسط يك نفر و در شرايط برابر رخ نمايانده است و اين بدان سبب است كه نسبتآ پايدار و در طول زمانهاى طولانى تقريبآ ثابت مىماند.
دانشمندان روانشناسى درصددند اين عموميتيافتگى را براساس نظريه يادگيرى اجتماعى توضيح دهند. آنها معتقدند كه اين تعميم به دليل وجود پاسخهاى واسطه است. پاسخهاى واسطه در واقع، حوادثى نمادى (افكار) هستند كه دربرگيرنده نشانهها، تصاوير و پاسخهاى كلامى است و افراد هنگام برخورد با آنها به منزله محركهاى خارجى با آنها مواجه شده و به آنها مىانديشند(8) تا در موقع لزوم و به شكل درست، بدان پاسخ دهند.
روانشناسان نيز بر اين نكته تأكيد دارند كه هرچند رشد روانى، متضاد با اجتماعى شدن نيست، اما در عين حال، متفاوت با اجتماعى شدن است؛ زيرا اجتماعىشدن متضمن يادگيرى، درك انتظارات محيط اجتماعى، و انطباق با آنهاست، در حالى كه رشد روانى، مستلزم تغيير شخصيت، افزايش تفكيك و توحيد درونى، خودمختارى و قابليت انعطاف واقعى استعدادهاى تازه براى تصميمگيرى درباره خويشتن و رشد در جهت بلوغ شخصيتى است. توجه به معناى دقيق اين دو مفهوم، به خوبى نشان مىدهد كه «اجتماعىشدن» و «رشد روانى» متضاد نيستند، اما عدم تضاد بين آنها بيانگر آن نيست كه به يك معنا باشند.9 در عين حال، مىتوان اذعان كرد كه براى يك زندگى سالم در يك جامعه سالم و به دور از تنشها و ناكامىها، هر دو لازم و ملزوم يكديگرند و هيچيك بدون ديگرى نمىتواند همه ابعاد احتياجات آدمى را برآورده سازد.
از مطالب گفته شده روشن مىشود كه مفهوم جامعهپذيرى در روانشناسى، مرتبط با مفهوم رشد رفتار فردى است كه بر اثر ارتباط متقابل افراد با ديگران در يك زمينه اجتماعى حاصل مىشود. مطالعات نشان مىدهد كه كششهاى كودكان در بسيارى از زمينهها، تحت تأثير رشد اجتماعى آنان است.(10)
*پینوشتها
1 ـ على علاقهبند، جامعهشناسى آموزش و پرورش، ص 73.
2 ـ ناسى آيزنبرگ، رفتارهاى اجتماعى كودكان، ترجمه بهار ملكى، ص 107ـ137.
3 ـ همان، ص 139ـ162.
4 ـ زندن وندر، روانشناسى رشد (1و2)، ترجمه حمزه گنجى، ص 151.
5 ـ حسن احدى و نيكچهر محسنى، روانشناسى رشد (مفاهيم بنيادى در روانشناسى نوجوانى و جوانى)، ص 235ـ236.
6 ـ لورا. اى برك، روانشناسى رشد (از لقاح تا كودكى)، ترجمه يحیى سيدمحمّدى، ج 1، ص 326ـ390.
7 ـ در اينباره، ر.ك: همان، ج 2. درباره بررسى بيشتر تأثيرات محيط اجتماعى بر رشد، ر.ك: حسن احدى و نيكچهر محسنى، روانشناسىرشد / حسن لطفآبادى، روانشناسى رشد (2) نوجوانى، جوانى و بزرگسالى، ص 140ـ168 / محمد پارسا، روانشناسى كودك ونوجوان، ص 79ـ93.
8 ـ جان. آى گلاور، روانشناسى تربيتى؛ اصول و كاربرد آن، ترجمه علىنقى خرازى، ص 332و 334.
9 ـ همان، ص 467.
10 . David Sills (ed), International Encyclopedia of Social Sciences, p. 534.
منبع: فاضل حسامی،كارشناس ارشد جامعهشناسى، مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى(ره)