کد خبر: 2544888
تاریخ انتشار : ۲۰ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۰:۰۸

بررسی رابطه قرآن و جامعه‌پذيری

در اين يادداشت با رويكرد نظرى و تحليلى و با كنكاش در آيات قرآنى مى‌كوشيم تا نشان دهيم قرآن كريم ضمن احترام به جماعت انسان‌ها، همگان را به پذيرش همه آموزه‌هاى اجتماعى فرانمى‌خواند، بلكه سرپيچى از آموزه‌هاى ناسازگار با اسلام را مطلوب مى‌شمارد.

در بخش گذشته جامعه‌پذيری با رويكرد جامعه‌شناختی را مورد بررسی قرار داديم. در اين يادداشت به بررسی رويكرد سياسی جامعه‌پذيری خواهيم پرداخت.
همان‌گونه كه در ادبيات علمى روان‌شناسى و علوم تربيتى با مفهوم جامعه‌پذيرى روبه‌رو مى‌شويم، در رشته علوم سياسى نيز اين اصطلاح كاربرد دارد و معادل «Political Socialization» در زبان انگليسى است. اين اصطلاح دربرگيرنده معنایى است كه «فرهنگ‌پذيرى سياسى» و يا «جامعه‌پذيرى سياسى» را شامل مى‌شود.
«جامعه‌پذيرى يا فرهنگ‌پذيرى سياسى فرايندى است كه جامعه بر اساس آن، گرايش‌ها، نگرش‌ها، دانش‌ها، اطلاعات و خلاصه، ارزش‌ها و معيارهاى سياسى خود را از نسلى به نسل ديگر منتقل مى‌كند و در واقع، جامعه‌پذيرى سياسى يكى از ابعاد فرعى فرهنگ در سطح جامعه به شمار مى‌آيد و از آن جدا نيست؛ ولى در عين حال، با آن تفاوت دارد.»(11)
بنابر آنچه گذشت، در فرايند جامعه‌پذيرى سياسى، «فرهنگ سياسى» از نسلى به نسل ديگر و از عضوى به عضو ديگر منتقل مى‌شود و معيارها و گرايش‌هاى سياسى اعضاى يك جامعه، سامان مى‌يابد. مفهوم فرهنگ سياسى، الگوى گرايش‌هاى سياسى است كه اعضاى يك جامعه درباره موضوعات مختلف سياسى آن جامعه ابراز مى‌كنند. اين الگوها، به طور طبيعى، بر ساخت‌ها، نهادها، رفتار و ثبات سياسى نظام تأثير مى‌گذارد. بر اثر جامعه‌پذيرى سياسى ممكن است حالت‌هاى سه‌گانه براى ساخت‌ها و يا نهادها بروز كند: «حفظ و نگهدارى» شوند؛ دچار «تغيير و تحول» شوند و يا آنكه ساخت‌هاى جديدى «خلق» شده و به جاى ساخت‌هاى قبلى قرار گيرند يا به آنها اضافه شوند.(12)
در جامعه‌پذيرى سياسى دو حالت متصور است؛ مستقيم كه در اين حالت، آنچه اعضا به دست مى‌آورند مستقيمآ جنبه سياسى دارد و نه چيز ديگر؛ مانند شكل‌گيرى احزاب و گروه‌هاى سياسى، شكل‌گيرى دولت‌هاى جديد، شركت در انتخابات‌ها و... كه ممكن است از راه‌هاى مختلفى صورت پذيرد. در برخى موارد ممكن است از روى تقليد باشد و در واقع، ديگران را الگوى گرايش و رفتار سياسى خود قرار مى‌دهند. گاه ممكن است افرادى كه براى آينده خود برنامه‌اى دارند، نگرش‌ها و رفتار خود را به گونه‌اى تنظيم كنند و متناسب با آن برنامه از پيش طراحى‌شده براى خود، لازم باشد كه موقعيت و منزلت اجتماعى و سياسى‌اى را ياد بگيرند و گاهى ممكن است به شكل مستقيم، آموزش‌هایى از سوى عده‌اى براى افراد ديگر صورت پذيرد كه هدف آن، انتقال گرايش‌ها و نگرش‌هاى سياسى از جانب عده‌اى به عده ديگر است. بنابراين، در اين الگو، ابتكار عمل به دست ديگرانى است كه آموزش مى‌دهند. در اين بين، شكل چهارمى هم وجود دارد كه اعضا در فرايند زندگى سياسى و اجتماعى خود، با شخصيت‌هاى سياسى متفاوت برخورد داشته و يا ممكن است با آنها ديدارهایى داشته باشند و يا به گونه‌هاى مختلف، با ساخت‌ها، نهادها و پديده‌هاى اجتماعى متفاوت، ارتباط مستقيمى برقرار كنند. برقرارى ارتباط با افراد، سازمان‌ها، نهادها و پديده‌هاى سياسى باعث تجربه سياسى افراد مى‌شود و در واقع، آنها را به شكل خاصى جامعه‌پذير مى‌كند.
حالت دوم غيرمستقيم است كه در اين حالت، تأكيد بر آن مواردى است كه در اصل، سياسى نيستند؛ ولى بر شخصيت سياسى انسان تأثير چشم‌گيرى دارند؛ مثل عضويت در خانواده‌اى كه سياسى‌اند و يا شركت در كلاس درسى كه معلم و هم‌شاگردى‌ها به موضوعات سياسى علاقه نشان مى‌دهند و... جامعه‌پذيرى غيرمستقيم مى‌تواند از راه روابط متقابل و يا نگرش‌هاى ‌عمومى ‌افراد و جهان‌بينى ‌آنها به ‌وجودآيد.(13)
وقتى به منابع جامعه‌شناسان مراجعه و موضوع جامعه‌پذيرى در آنها دنبال مى‌گردد، روشن مى‌شود كه جامعه‌شناسان از زواياى متفاوتى به موضوع نگريسته‌اند كه گاه، همه آن زوايا در متون جامعه‌شناسان خاصى جمع است و گاه، به برخى از آن زوايا توجه شده است. در اين قسمت از نوشتار، تلاش بر اين است تا به ابعاد و زواياى مختلف موضوع توجه شود. توجه به زواياى مختلف به ما كمك مى‌كند تا بر اساس آنها، يافته‌هاى خود را از آيات شريفه قرآن كريم تنظيم كنيم و روشن شود در آيات قرآن به كدام زوايا اشاره شده و به كدام نشده است.
پيش از هر چيز بايد به تعريف جامعه‌پذيرى در كلام برخى از جامعه‌شناسان پرداخت تا موضوع به گونه‌اى دقيق مشخص شود. بديهى است كه نبايد از آيات انتظار داشت كه از اين مفهوم جامعه‌شناختى تعريفى داشته باشد. بنابراين، پرداختن به تعريف، بدان سبب است كه بتوان آيات مرتبط به موضوع را از ساير آيات جدا كرد و پيرامون آن به توضيح پرداخت.
همه جامعه‌شناسان، جامعه‌پذيرى را يك فرايند مى‌دانند. در اين فرايند، زمينه‌ها و عوامل اجتماعى، ناتوانایى‌هاى انسان را به توانایى‌هایى تبديل مى‌كنند تا او بتواند بر اساس الگوهاى اجتماعى، كنش‌هاى خود را سامان دهد و نيازهايش را برآورده سازد. يكى از تفاوت‌هاى مهم كودك انسان با ديگر حيوانات، در اين است كه كودك انسان به شدت نيازمند ديگران است. «در هر جامعه‌اى، جامعه‌پذير كردن كودكان نقش اساسى دارد. در اين فرايند است كه آن‌ها با فرهنگ جامعه آشنا شده و بر اساس آن، گردش زندگى و حيات اجتماعى خود را تنظيم مى‌كنند. هر عضوى از اعضاى جامعه، فرهنگ گروه و يا گروه‌هایى را كه در آن‌ها عضويت دارد، مى‌آموزد.
اين فرايند شامل دو بخش از فرهنگ مى‌شود، موقعيت‌ها و جايگاه‌هاى سنتى و عرفى در جامعه، و رفتارهاى نقشى متناسب و مرتبط به آنها».(14)
در فرايند جامعه‌پذيرى، نه تنها رفتارها شكل و قالب مى‌گيرند، بلكه متناسب با الگوهاى اجتماعى، ذهن و آگاهى‌ها نيز شكل مى‌گيرند.(15) اجتماعى‌شدن تنها به معناى آن نيست كه رفتارهاى انسان قالب و شكل اجتماعى به خود مى‌گيرند، بلكه باورهاى انسان‌ها كه امورى اكتسابى‌اند نيز با تأثير از عوامل اجتماعى شكل مى‌گيرند و پرورش مى‌يابند. ارزش‌ها، هنجارها، نگرش‌ها، دانش‌ها و مهارت‌هاى گروهى و اجتماعى، قالب‌ريزى مى‌شود تا افراد بر اساس آنها بتوانند همانند ديگران بيانديشند و رفتار كنند؛ در تعامل با ديگران، مشاركت فعال و مؤثر داشته باشند؛ هم‌نوایى خود را به نمايش گذارند؛ به حيات جمعى خود در كنار ديگران و همانند آنها ادامه دهند و عضوى از يك گروه و يا اجتماعى شناخته شوند.(16)
روشن است كه همگان از ما انتظار دارند بر اساس آداب و رسوم و افكارى كه در جامعه و اجتماع وجود دارد، تربيت شده و تربيت كنيم؛ اما اين امور حاصل كار ما و ساخته و پرداخته دست ما به منزله فرد انسانى نيست، بلكه حاصل زندگانى مشترك بسيارى از انسان‌ها در طول زمانى بسيار طولانى است كه ريشه در تاريخ و نسل‌هاى گذشته دور و نزديك دارد. ما بخش مهمى از زندگى خود را براساس آموزه‌هاى نياكانمان تنظيم مى‌كنيم و در واقع، بر اساس آنها تربيت شده و مى‌شويم. «گذشته تمدن بشرى در ساختن اين مجموعه اصولى كه نظام تربيتى كنونى را رهبرى مى‌كند، يارى‌رسان بوده است و سراسر تاريخ ما و حتى تاريخ اقوامى كه پيش از ما مى‌زيسته‌اند، در آن اثراتى را بر جا گذاشته است. ... اين نظام‌ها به دين و سازمان سياسى و ميزان رشد علوم و وضع صنعت و نظاير آن بستگى دارند و اگر آن‌ها را از همه اين علت‌ها جدا كنيم، نامفهوم خواهند شد»(17)
آن‌گاه كه حالات ذهنى و گونه‌هاى رفتارى اعضاى جامعه، بر اساس نظام تربيتى جامعه شكل گرفت و آنان، اصول و قواعد آن را درونى كرده و بر زندگى شخصى خود نيز مسلط ساختند، حلقه پيوند فرد به جامعه و زندگى اجتماعى شكل مى‌گيرد و در نتيجه، قادر خواهند بود با ساير اعضاى آن گروه و جامعه، تعامل برقرار كنند و به تعامل خود پايدارى نسبى ببخشند.(18) بنابراين، قالب‌ها و الگوهاى اجتماعى پذيرفته‌شده و درونى‌شده، شخصيت اعضاى جامعه را مى‌سازد. البته نبايد از نظر دور داشت كه هرچند فرايند جامعه‌پذيرى در همه جوامع و در خصوص همه انسان‌ها تحقق مى‌يابد و شخصيت اعضا تحت تأثير آن شكل مى‌گيرد، اما محتواى جامعه‌پذيرى و الگوهاى اجتماعى جوامع، با يكديگر متفاوت است و همين ‌امر سبب ‌تفاوت‌هاى‌رفتارى ‌وذهنى‌جوامع‌مى‌شود.(19)
با توجه به آنچه گذشت، جامعه‌پذيرى و يا اجتماعى‌شدن عبارت است از فرايندى كه انديشه‌ها، باورها، ارزش‌ها و اعمال اعضا، متأثر از الگوهاى جامعه شكل مى‌گيرد و اعضا، آن الگوها را جزء جدایى‌ناپذير زندگى اجتماعى خود قرار داده، از آنها پيروى مى‌كنند. ضرورت پيروى از اين الگوها تا آن اندازه است كه بدون رعايت آنها، تعامل با ديگر اعضا ناممكن شده، و دوام آنها با آسيب جدى روبه‌رو مى‌شود.
در ادبيات جامعه‌شناسان به نكات ديگرى از جامعه‌پذيرى توجه شده است. بخش‌هاى مهمى از گفتارهاى پيشين به كاركردهاى جامعه‌پذيرى اشاره داشت.(20) و ذكر دوباره آنها، افزون بر زياده‌گویى، فايده درخورى نخواهد داشت؛ به همين دليل، در ادامه فقط به عوامل و كارگزاران جامعه‌پذيرى در ادبيات جامعه‌شناسان پرداخته مى‌شود.
منظور از عوامل و كارگزاران جامعه‌پذيرى، گروه‌ها، سازمان‌ها و فرايندهاى اجتماعى‌اند كه زمينه‌هاى لازم براى انتقال الگوهاى اجتماعى را براى اعضا فراهم مى‌كنند و آنها را مطابق آن الگوها مى‌پرورانند. در اين بين، برخى از عوامل هستند كه بيش از عوامل ديگر بر فرايند جامعه‌پذيرى مؤثرند و اعضا را بيشتر تحت تأثير قرار داده و مى‌دهند.(21) طبعاً بر اثر تغييرات و دگرگونى‌هایى كه در جوامع و اجتماعات بشرى رخ مى‌دهد، ممكن است ميزان تأثيرگذارى اين عوامل و نيز قلمرو آن تأثيرات، از جامعه‌اى به جامعه ديگر، و از زمانى به زمان ديگر متفاوت شود و يا حتى عوامل ديگرى اضافه و يا كم شود. دسته‌بندى عوامل، به گونه‌هاى متفاوت ممكن است؛ اما همه جامعه‌شناسان به خانواده، محيط‌هاى آموزشى، همسالان، رسانه‌هاى جمعى و برخى به موارد خاصى چون سازمان‌ها و مؤسسات دينى و غيردينى اشاره كرده‌اند.(22) برخى از عوامل ديگر نيز هستند كه بيشتر در فرايندهاى «جامعه‌پذيرى مجدد» كاربرد داشته و مؤثرند؛ از جمله مى‌توان زندان‌ها، بازداشتگاه‌ها و كانون‌هاى اصلاح و تربيت را نام برد.
منظور از جامعه‌پذيرى مجدد اين است كه در مواردى ممكن است عضو، فاصله زيادى با نظام فرهنگى، باورها، ارزش‌ها و هنجارهاى حاكم با جامعه داشته باشد. در اين‌صورت، لازم است فضاى نظرى و عملى عضو بازسازى شود. اين بازسازى ممكن است همراه با اجبار و الزام بيشترى باشد.(23)
در ميان عوامل و كارگزاران جامعه‌پذيرى، خانواده همواره اهميت ويژه‌اى داشته است. انسان در خانواده به دنيا مى‌آيد و همواره از حمايت‌هاى آن بهره‌مند مى‌شود. در سال‌هاى كودكى، بيشترين ارتباط و تعاملش با اعضاى خانواده است كه همراه با عواطف و احساسات عميق نيز هست. نخستين چيزهایى كه ياد مى‌گيرد، از خانواده و در محيط آن ‌است. به ‌همين ‌دليل ‌است‌كه ‌بنيادهاى ‌اصلى تربيت اجتماعى درخانواده‌گذاشته مى‌شود. در خانواده بزرگترها، و به ويژه پدر و مادر، كودكان خود را تربيت مى‌كنند.
در فرايند تربيت، دو نسل وجود دارند: «يك نسل، مركب از بزرگ‌سالان و يك نسل، مركب از جوانان» و كودكان است. فرايند تربيت، بر اساس الگوها، آرمان‌ها و خواسته‌هاى جامعه شكل مى‌گيرد؛ «اعتقادات دينى، اعتقادات و اعمال اخلاقى، سنت‌هاى ملى و شغلى و عقايد جمعى از همه نوع، از اين دسته‌اند و مجموعه آنها، هستى اجتماعى ما را تشكيل مى‌دهد. هدف تربيت، تشكيل اين هستى اجتماعى در هريك از ماست».(24) و به همين دليل است كه نقش جامعه در تربيت، برجسته است(25) و تربيت در واقع، همان اجتماعى كردن روشمند كودكان و نسل جوان است.
مدرسه نيز يكى ديگر از عوامل جامعه‌پذيرى است. جامعه‌پذيرى در مدارس بيشتر به شكل رسمى صورت مى‌گيرد، هرچند در آنجا روابط غيررسمى نيز فراوان است كه تأثيرات اجتماعى خود را خواهند گذاشت. در مدرسه افزون بر آموزش علوم و زبان، آيين‌هاى ملى و رسوم اجتماعى، آشنایى با موقعيت‌هاى مختلف شغلى و اجتماعى، نظام تقسيم كار، فرايند جايگزينى اعضاى جامعه به جاى يكديگر و... آموخته مى‌شود و فراگيران، با نظم اجتماعى خو مى‌گيرند. آموزش و پرورش به نوبه خود، نوعى كنترل اجتماعى نيز هست.(26)
عامل مهم ديگر در فرايند جامعه‌پذيرى، گروه همسالان است. همسالان معمولا گروه‌هاى دوستى هستند كه اعضاى آنها فارغ از الزامات بيرونى، به تعامل با يكديگر مى‌پردازند و از آن لذت برده، احساس خوشنودى مى‌كنند. در تعامل اعضا با يكديگر، الگوهاى اجتماعى نيز مبادله مى‌شوند و چون اعضا خواهان پذيرش و مقبوليت گروهى هستند، خود را پايبند به آن الگوها نشان مى‌دهند.(27) برخى از اين گروه‌ها، ممكن است براى دست‌يابى به اهداف خاصى طراحى شده باشند. در چنين مواردى، اجتماعى كردن اعضا هدف گروه نيست، بلكه دست‌يابى به آن خواسته‌ها، اهداف گروه است.(28)
رسانه‌ها نيز يكى از عوامل جامعه‌پذيرى به شمار مى‌روند. رابطه‌اى كه در اين‌گونه از وسايل وجود دارد، معمولا غيرمستقيم است.(29) رسانه‌ها بر چند و چون كنش‌هاى ما مؤثر بوده، افزون بر اوقات فراغت، بر نگرش‌هاى ما تأثير مى‌گذارند، به اطلاعات ما مى‌افزايند و گذشته و آينده را با اطلاعات و ارتباطات غيرمستقيم به هم پيوند مى‌دهند.(30) هرچند رسانه‌هاى جمعى به معناى خاص آن، به جوامع امروزين تعلق دارند، اما در گذشته‌هاى دور نيز گونه‌هاى ساده آن، در جوامع بشرى وجود داشته است و برخى به وسيله گفتار و يا نوشتار، اخبار، اطلاعات و پيام‌هاى مهم را به اعضاى جامعه و يا عده‌اى از آنها مى‌رساندند.
در اينجا بايد گفت كه هرچند جامعه در فرايند اجتماعى كردن، مطابق نيازهاى خود خصلت‌ها و هويت اجتماعى افراد را مى‌سازد و آنها را به صورت يك عضو درمى‌آورد، اما اين‌گونه تصور نشود كه افراد به موجوداتى بدون آزادى و اختيار تبديل مى‌شوند. آنها در واقع، با ميل و علاقه خود، در يك فرايند زمانى، هستى جديدى مى‌يابند كه عمل جمعى، از راه تربيت در هريك از ما ايجاد مى‌كند. يعنى جامعه، ما را به گونه‌اى مى‌سازد كه توجه ما به منافع ديگران نيز باشد و حدود و ثغورى را رعايت كنيم.(31)
«اين واقعيت كه ما از تولد تا مرگ در كنش متقابل با ديگران هستيم، مسلمآ شخصيت ما، ارزش‌هایى كه داريم و رفتارهایى را كه مى‌كنيم مشروط مى‌سازد. اما اجتماعى‌شدن مبناى فرديت و آزادى ما نيز هست. در جريان اجتماعى شدن، هريك از ما يك حس هويت شخصى و توانایى انديشه و عمل مستقل پيدا مى‌كند.»(32)
«ما مردم را به اين دليل، دقيقآ مسئول رفتار خودشان مى‌دانيم كه آنان مى‌توانند انتخاب خود را به ويژه انتخاب اخلاقى خود را در كارهایى كه انجام مى‌دهند، اعمال كنند».(33)
بنابر آنچه گذشت، فرايند جامعه‌پذيرى و اجتماعى‌شدن، به گردش الگوهاى اجتماعى رايج در بين اكثريت اعضاى جامعه مربوط مى‌شود كه در اثر كنش متقابل بين آن‌ها، به صورت مستقيم و يا غيرمستقيم، آموخته و مبادله‌شده، تداوم مى‌يابند. در اين ميان نيز ممكن است نوآورى‌هایى صورت گيرد كه هرچند مى‌توان آن‌ها را به جامعه‌پذيرى و اجتماعى‌شدن مربوط دانست. اما در عين حال، خود موضوعى جداست. نوآورى‌هاى فرهنگى را به دليل ارتباط عميقى كه با موضوع جامعه‌پذيرى و اجتماعى كردن دارند، مى‌توان در ادامه اين نوشتار نيز طرح كرد.
در بخش بعدی اين يادداشت به جامعهخ پذيری در آيات می‌پردازيم.
captcha