کد خبر: 2545071
تاریخ انتشار : ۲۰ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۳:۰۱

انتخاب درونی و زمينه‌‌های لغزش/ مشكلات اقتصادی را گفتمان كربلای 5 حل می‌كند، نه تجربه كربلای 4

گروه سياسی: انتخابات را می‌توان به دو شكل ظاهری و باطنی تقسيم كرد؛ انتخابات ظاهری، همان حضور فيزيكی پای صندوق‌ها است و انتخابات باطنی آن است كه در انديشه ما می‌گذرد و بينش‌ها و گرايش‌هايی است كه در پس انتخابات ظاهری نهفته شده كه در بسياری از موارد به مباحث عقيدتی مرتبط است.

در نگاه دينى و با مراجعه به نصوص و مبانى اسلامى، مشاركت سياسى و حساسيت به امور جامعه، به عنوان يك حق، وظيفه و تكليف همگانی، مورد اهتمام آموزه‌های دينی مبين اسلام می‌باشد و خداوند متعال در قرآن كريم می‌فرمايد: «إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ...»؛ «خداوند سرنوشت هيچ قوم (و ملّتی) را تغيير نمی‌دهد مگر آن‌كه آنها خود را تغيير دهند.»(1) كه در آموزه‌های متعددی نظير مقام خليفه الهی انسان، بيعت با حاكم، امر به معروف و نهى از منكر، عنصر مشورت، پاسخگويی واليان و حاكمان به مردم و نظارت بر قدرت سياسی و...، تبيين گرديده است.
يازدهمين انتخابات رياست‌جمهوری در حالی در 24 خردادماه برگزار می‌شود كه ملت بزرگ ايران اسلامی در لبيك به رهبر و مقتدای خويش بار ديگر حماسه‌ای بزرگ شكل خواهند؛ همچنان‌كه در طول سه‌دهه گذشته، در هر انتخاباتی اين مسئله را ثابت كرده‌اند.
اما آنچه انتخابات اين دوره رياست جمهوری را متمايز ساخته، شرايط خاص كشور، به ويژه تجريه انتخابات دوره گذشته، آرايش انتخاباتی، وضعيت كشور در عرصه بين‌الملل و نوع تلاش‎ها و اقدامات دشمنان خارجی و البته داخلی است. همه اين موارد يادآور اين نكته است كه علاوه بر كمیّت حضور ملت در انتخابات، كيفيت انتخاب نيز دارای اهميتی خاص بوده و بايد تلاش شود زمينه‌های لغزش در انتخاب اصلح را محدود كرد و فضا به شكلی تبيين شود كه در آينده كم‌ترين آسيبی از نوع انتخابات ايجاد شود.
حجت‎الاسلام والمسلمين سيدمهدی تقوی، رئيس سازمان فعاليت‎های قرآنی دانشگاهيان كشور و مديرعامل خبرگزاری بين‎المللی قرآن(ايكنا)، در يادداشتی ضمن تقسيم‎بندی انتخاب و انتخابات به دو نوع بيرونی و درونی، زمينه‎های لغزش درونی در انتخاب را تشريح كرده و به بيان راهكارهايی برای محدود‎كردن اين زمينه‎ها پرداخته است.
متن اين يادداشت به شرح ذيل است:
انتخابات را می‌توان به دو شكل ظاهری و باطنی تقسيم كرد؛ انتخابات ظاهری، همان حضور فيزيكی پای صندوق‌ها و رأی دادن به يكی از نامزدهاست و منظور از انتخابات باطنی آن است كه در فكر و انديشه ما می‌گذرد و بينش‌ها و گرايش‌هايی است كه در پس انتخابات ظاهری نهفته شده كه در بسياری از موارد به مباحث دينی و عقيدتی مرتبط است.
آنچه در اين نوشتار مورد توجه است، همان انتخاب درونی است كه مورد نقد و بررسی قرار می‌گيرد كه اين روزها اين باورها و تعلقات در باطن افراد و در عقل و قلب آنها ميتينگ انتخاباتی راه انداخته‌اند.
بر اهل معرفت روشن است كه در تفكر اسلامی اصل همان انتخابات باطنی است كه در حديث شريف آمده است «النيه اساس العمل» و اگر انسان در اين مرحله درست بينديشد و عزم خود را جزم كند، خداوند قلب او را هدايت خواهد نمود تا در انتخاب ظاهری نيز موفق باشد و اگر بدون تفسير در مصداق دچار خطا شود، در تدبير الهی اين امر باعث ضرر نخواهد شد، بلكه خود نوعی زمينه امتحان و رشد را فراهم می‌سازد.
سؤال اين است؛ مهم‌ترين عامل و زمينه لغزش، بينش‌ها و گرايش‌ها در اين انتخابات چيست؟
واقعيت آن است كه نظام جمهوری اسلامی ايران در يك تحريم و محاصره بی‌سابقه از طرف نظام استكباری قرار گرفته است و شرايط سخت معيشتی و تورم بسياری از مردم را در اداره امور زندگی خود دچار مشكل نموده است؛ لذا هر كدام از نامزدهای محترم در تبيين علل اين تحريم‌ها و تورم‌ها دلايلی را ذكر می‌كنند و بر طبق آن راه‌حل‌هايی را ارائه می‌نمايند كه هر كدام می‌تواند در جای خود بخشی از حقيقت باشد؛ اما متأسفانه در هياهوی انتخاباتی برخی از ابعاد و زوايای اين مسئله سهواً و يا عمداً مورد غفلت واقع شده است و در نتيجه يك تحليل و ارزيابی جامع و كاملی از اين شرايط باتوجه به انديشه اسلامی ارائه نشده است و همين امر زمينه بسياری از لغزش‌های بينشی و گرايشی را فراهم نموده كه لازم است به اين ابعاد نيز در كنار ساير ابعاد توجه ويژه صورت پذيرد.
از سنت‌های قطعی الهی آن است كه هر جامعه‌ای كه در پی تحقق حكومت الهی در زمين باشد می‌بايست از پس امتحانات و ابتلائات فراوانی برآيد به ويژه كسانی كه می‌خواهند در آخرالزمان زمينه را برای احيای تمدن نوين اسلامی فراهم نمايند و مقدمات ظهور مصلح كل را آماده كنند.
آيات و روايات در اين زمينه فراوان است، از جمله اين آيه: «أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُواْ الْجَنَّةَ وَلَمَّا یَأْتِكُم مَّثَلُ الَّذِينَ خَلَوْاْ مِن قَبْلِكُم مَّسَّتْهُمُ الْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء وَزُلْزِلُواْ حَتَّى یَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ مَتَى نَصْرُ اللّهِ أَلا إِنَّ نَصْرَ اللّهِ قَرِيبٌ : آيا پنداشتيد كه داخل بهشت می‌شويد و حال آنكه هنوز مانند آنچه بر [سر] پيشينيان شما آمد، بر [سر] شما نيامده است؛ آنان دچار سختى و زيان شدند و به [هول و] تكان درآمدند تا جایى كه پيامبر و كسانى كه با وى ايمان آورده بودند، گفتند يروزى خدا كى خواهد بود؟ هش دار كه پيروزى خدا نزديك است» ﴿بقره؛ 214﴾
يكی از مهم‌ترين حكمت‌های اين ابتلائات فراوان برای منتظران آن است كه بسيارند كسانی كه خود را جزء منتظرين می‌دانند، اما در اعماق قلب وانديشه ايشان آنچه از خود ظهور برای ايشان مهمتر است، امنيت و رفاه بعد از ظهور است و نه خود ظهور و دقيقاً همين تعلقات قلبی صلاحيت آنها را برای درك آن زمان و رسيدن ايشان به قدرت و ثروت را مخدوش می‌كند. چرا كه ثروت و قدرت در آن زمان ابزار خدمت به خلق است و نه راحت‌طلبی و خوش‌گذرانی؛ فلذا خداوند متعال اين ابتلائات را قبل از ظهور آنقدر سنگين خواهد نمود كه اين نوع از مدعيان يا اصلاح شوند و يا از صف منتظران واقعی خارج گردند و وضع ايشان برای همگان روشن شود.
به راستی ملت ايران و انقلاب اسلامی به دنبال چيست؟ آيا به جز زمينه‌‌سازی ظهور و احيای تمدن نوين اسلامی؟ كاملاً طبيعی است با چنين هدفی تمام حزب شيطان با تمام قدرت در مقابل چنين حركتی كه نابودی كامل حزب شيطان را در پی خواهد داشت، مقاومت خواهد كرد.
و ما در تاريخ انقلاب خود از اين ريزش‌ها فراوان ديده‌ايم؛ مگر امكان دارد خداوند اجازه دهد كسانی كه حقيقتاً اهليت ندارند، به اسم شهدا و انقلاب و اسلام خودشان را مصلح معرفی كنند. ممكن است با اين نگاه ابهاماتی در برخی اذهان شكل بگيرد كه اگر قرار است در عصر انتظار جامعه دينی يك‌سره درگير ابتلاء و امتحان باشد و در هر قدم كه جلو می‌رود، امتحانات سخت‌تر و دقيق‌تر گردد، ما با چه انگيزه‌ای برای حل مشكلات اقتصادی و اجتماعی و ... تلاش كنيم و به فرج و گشايش اميدوار باشيم؟!
به اجمال، بخشی از پاسخ آن است كه اساساً يكی از سخت‌ترين مراحل ابتلائات و امتحانات قبل از ظهورآن است كه منتظر واقعی از يك سو حداكثر تلاش و تدبير خود را برای حل مشكلات انجام می‌دهد؛ ولی اگر نتيجه مطلوب حاصل نشد، دلسرد نمی‌شود و همين‌جاست كه عمق عرفان كلام حضرت امام خمينی(ره) روشن می‌شود كه دائماً می‌فرمودند «ما مأمور به تكليف هستيم، نه نتيجه».
و اما نكته دقيق‌تر و ظريف‌تر، آنكه در تفكر اسلامی، انسان و جامعه‌ای كه در مسير تحقق آرمان‌های الهی مجاهدت می‌كند، در دل مشكلات از گشايش و فرج و آسانی برخوردار می‌شود و اين غير از گشايش و فرج بعد از مشكلات است. در جايی می فرمايد: «سَیَجْعَلُ اللَّهُ بَعْدَ عُسْرٍ یُسْرًا» ﴿طلاق؛ ۷﴾
و در دو جا می‌فرمايد: «فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا، إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا» (انشراح/5 و 6)
و از سوی ديگر انسان و جامعه‌ای كه از آرمان‌های الهی روی برمی‌گرداند، در دل تمتعات مادی دچار سختی و تنگناها می‌شود. «وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِكْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنكًا وَنَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ أَعْمَى» (طه؛ 124)
جامعه فعلی ما مصداق روشنی از اين حقيقت است. در دل تحريم‌ها استعدادها شكوفا شد و در دل تهديدها روحيه‌ها مقاوم‌تر و راسخ‌تر گشت. آنچه كه حقيقتاً باعث ايجاد انگيزه و اميد می‌شود وعده‌های قطعی و حتمی خداوند در حمايت و ياری و غلبه دادن مؤمنين در مواجهه با مشكلات و دشمنان است كه آيات فراوانی از آن سخن می‌گويد «حَقًّا عَلَیْنَا نَصْرُ الْمُؤْمِنِينَ»(روم؛ 47)؛ «وَأَنتُمُ الأَعْلَوْنَ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ» (آل عمران؛ 139) و گشايش‌هايی است كه جامعه دينی بر اثر ايمان و تقوی شاهد آن خواهد بود. «وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُواْ وَاتَّقَواْ لَفَتَحْنَا عَلَیْهِم بَرَكَاتٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَالأَرْضِ وَلَكِن كَذَّبُواْ فَأَخَذْنَاهُم بِمَا كَانُواْ یَكْسِبُونَ» (اعراف؛ 96) و گشايش‌ها و امدادهای غيبی كه در محاسبات ظاهری قابل پيش‌بينی نبود «...وَمَن یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا؛ وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ وَمَن یَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَیْءٍ قَدْرًا» (طلاق؛ 2 و 3)
حال سؤال اين است چرا همه افراد جامعه ايمانی اين نگاه و تحليل را ندارند؟ پاسخ آن است كه انسان‌هايی كه حقيقتاً اهل انتظار هستند در دل مشكلات می‌توانند اين گشايش‌ها را ‌بينند و در كنار علل زمينی علل معنوی صحنه را هم مشاهده ‌كنند و لذا از سياه‌نمايی پرهيز كرده و با نااميدی سخن نمی‌گويند.
در واقع در دل سختی عطر بوی پيراهن يوسف را هم استشمام می‌كنند كه فرمود «وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَیْءٍ مِّنَ الْخَوفْ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الأَمَوَالِ وَالأنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ: و قطعا شما را به چيزى از [قبيل] ترس و گرسنگى و كاهشى در اموال و جانها و محصولات می‌‏آزماييم و مژده ده شكيبايان را»(بقره؛ 152).
چرا كه فرج نزديك است، اما كسانی كه مؤمن هستند اما اهل انتظار نيستند مانند برخی از اطرافيان حضرت يعقوب از استشمام اين عطر محروم و زبان به سرزنش و گلايه می‌گشايند و در مقابل سخن يعقوب كه فرمود «إِنِّی لَأَجِدُ رِيحَ یُوسُفَ لَوْلاَ أَن تُفَنِّدُونِ» (يوسف؛ 94) ملامت‌گونه به او گفته «قَالُواْ تَاللّهِ إِنَّكَ لَفِی ضَلاَلِكَ الْقَدِيمِ» (يوسف؛ 95) كه اين تفاوت‌ها را می‌بايست در تفاوت درجات ايمان جست‌وجو نمود.
بحث تفاوت درجات ايمان از مباحث مسلم و قطعی معارف اسلامی است كه لازم است در شرايط فعلی بيشتر به آن پرداخته شود و شاخص‌های هر درجه و راه‌های صعود و سقوط به درجات بالا و پايين تبيين گردد تا از يك سو از نگاه‌های سياه و سفيدی رهايی يابيم و از طرف ديگر قدرت بصيرت و ايمان خود را ارتقاء دهيم.
به همين دليل كسانی كه در دل آتش اين تحريم‌ها و تورم‌ها گلستان رشد و شكوفايی را نمی‌بينند و جايی برای امدادهای الهی و روزی «من حيث لايحتسب» باز نمی‌كنند، در ارزيابی شرايط فعلی و ارائه راهكارها دچار لغزش‌های بينشی و گرايشی می‌شوند.
گاهی در سخنان ايشان نشانه‌های نرمش و انعطاف و اعتماد نسبت به نظام سلطه ديده می‌شود و پرده‌ای بر گوش و چشم ايشان افتاده است كه نمی‌توانند نهايت خشم و غضب دشمنان را نسبت به اسلام و ايران مشاهده نمايند كه به دنبال كوچك‌ترين غفلت هستند تا ريشه اين نظام را بخشكانند.
از ديگر لغزش‌هايی كه اين روزها مشاهده می‌شود، وعده‌های پرزرق و برقی است كه گاهی مطرح می‌شود. برخی آنقدر قاطع از نتيجه سخن می‌گويند كه جايی برای مشيت الهی باقی نمی‌گذارند و آن‌قدر به توانايی‌های خود اعتقاد دارند كه گويی روزیِ مردمان در بازوان انديشه و تجربه ايشان است.
و همچون برادران يوسف كه می‌گفتند يوسف و برادرش نزد پدر از ما محبوبترند در حالی كه ما گروهی نيرومنديم (و همه كارهای پدر به دست ما انجام می شود)، اين برادران، مست قدرت اجرايی خود شده بودند و امتيازات يوسف و برادرش را در حوزه ايمان و تقوی و معرفت نديدند و يوسف و برادرش و حتی پدر را روزی‌خور دستان خويش احساس كردند؛ در حالی‌كه خداوند در اين سوره به اين برادران نشان می‌دهد، ايمان و تقوی اصل است و اتفاقاً همين ايمان و تقوی است كه يوسف را به يك مدير بزرگ اقتصادی تبديل می‌كند و خداوند در يك پاسخ عينی به برادران يوسف، كار را به جايی می‌رساند كه ايشان را محتاج سفره بابركت يوسف می‌كند كه بدانند گشايش و روزی در دست خداوند و مردان الهی است و تخصص و تجربه فرع است و نه اصل.
از ديگر لغزش‌هايی كه اين روزها مشاهده می‌شود، اين است كه برخی برای حل مشكلات زمان قطعی تعيين می‌كنند. بدون شك داشتن برنامه‌ريزی و زمان‌بندی ضروری است، ولی با اين قاطعيت از نتيجه سخن گفتن و از ساير شرايط و لوازم كه از دست ايشان خارج است سخن نگفتن، جای تأمل دارد.
از مباحث بنيادی در معارف دينی كه در بحث ظهور يك جايگاه ويژه دارد، بحث «بداء» می‌باشد كه از مسلمات عقايد شيعه است كه اين معرفت اگر به شكل صحيح مطرح شود، جامعه دينی را از بسياری از ابتلائات حفظ می‌كند كه در آيات و روايات، فراوان از آن سخن به ميان رفته است؛ فی‌المثل در امت‌های پيشين و چه در امت آخرالزمان برای فرج و گشايش زمان تعيين می‌شد ولی به دلايلی آن امر در آن زمان محقق نشده و همين زمينه ترديد و انحراف عده‌ای از جامعه دينی را فراهم نمود. داستان سامری و گوساله‌پرستی قوم موسی(ع) دقيقاً در همان 10 روزی كه حضرت موسی(ع) از قرار 30 شبه خود كه با قوم خود داشت و تأخير كرد اتفاق افتاد. «وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلاَثِينَ لَیْلَةً وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ» (اعراف؛ 142)
كسانی كه اينقدر دقيق زمان تعيين می‌كنند و با قاطعيت وعده می‌دهند و ملاحظه ساير شرايط را نمی‌كنند، اگر به هر دليل در آن زمان آن وعده‌ها محقق نشود، چگونه می‌خواهند با ترديدها و نااميدی‌هايی كه در جامعه ايجاد می‌شود، برخورد كنند؟ آيا می‌خواهند علل ناكامی‌ها را عدم همكاری كامل مجلس و ساير قوا عنوان كنند و يا نداشتن اختيارات و اجازات خاص از سوی رهبر معظم انقلاب؟ همچنان‌كه اينگونه بهانه‌تراشی‌ها از برخی از مسئولين فعلی شنيده شد.
نامزدهايی كه سعی می‌كنند جهاد نظامی و دوران دفاع مقدس را به عنوان الگوی كار خود معرفی كنند كه در جای خود قابل تحسين است، توجه داشته باشند كه خدای نكرده جهاد اقتصادی را با تجربه كربلای 4 دنبال نكنند كه برنامه‌ريزی‌های دقيق و تداركات وسيع جای توكل و توسل و تسليم را قدری تنگ كرده بود و شكست ظاهری را بر رزمندگان تحميل كرد و اين غفلت در كربلای 5 جبران شد كه همه اميدها به لطف خداوند بود؛ اگرچه از تدبير و تدارك در حد توان كم گذاشته نشد. كجاست آن تقوا و اخلاصی مثال‌زدنی فرماندهان دفاع مقدس كه در تمام گفتار و رفتارو حالات و سكنات آنان جلوه‌گری می‌كرد. مشكل اقتصاد ما را گفتمان كربلای 5 حل می‌كند، نه تجربه كربلای 4؛ «فاعتبروا يا اولی الابصار».
از لغزش‌های بينشی و گرايشی كه امروزه در جامعه دينی زياد با آن مواجه هستيم آن است كه برخی در انتخاب اصلح دنبال چيزی بالاتر از بينه و حجت شرعی هستند؛ آن هم به دليل انحرافاتی كه در برخی از مسئولان فعلی بوجود آمده است كه با شعار اصول‌گرايی برای خود رأی جمع كرده بودند، ولی در اين اواخر دچار برخی اعوجاجات شدند. همين امر باعث شده است كه عده‌ای از جامعه ايمانی در اعتماد به تفكر اصول‌گرايی كه همان گفتمان ناب انقلاب اسلامی است، ترديد كنند و به دنبال تضمين قطعی از نتيجه باشند كه اين توقع برخلاف سنت‌های الهی است و يكی از لغزشگاه‌های بسيار دقيق و ظريف می‌باشد كه خيلی‌ها در آن درمی‌مانند.
در نهج‌البلاغه موارد متعددی می‌بينيد كه حضرت علی(ع) از كارگزاران خود كه خود آن حضرت ايشان را گمارده بودند، انتقاد و بعضی را بركنار می‌كنند. انسان مؤمن بعد از اقامه حجت برای انتخاب اصلح در واقع با خدا معامله می‌كند و خداوند هم جزای او را به نيكی می‌دهد. اگر چه در مصداق اشتباه رخ داده باشد، همان را مايه رشد قرار می‌دهد؛ همان‌گونه كه جريان فتنه باعث رشد بصيرت جامعه شد، جريان انحراف نيز باعث عمق بخشيدن به اين بصيرت گشت. كم نبودند در تاريخ اسلام و در تاريخ انقلاب كسانی كه به خاطر عملكرد خوبشان مورد تمجيد و تكريم قرار گرفته و به يك سری مسئوليت‌های مهم گمارده شدند و بعد لغزيدند، و اينها همان امتحانات و ابتلائاتی است كه می‌بايست مؤمن منتظر برای رسيدن به دولت دوست از آن عبور كند.
و اما نكته آخر آنكه، گاهی لازم است برای جبران ضعف ايمان بخشی از افراد جامعه، مؤمنينی كه در درجات بالاتر هستند بار آنان را نيز به دوش كشند و همراه با صبر و مجاهدت و تحمل برخی سختی‌ها كه از ناحيه مؤمنين ضعيف‌تر بر آنان تحميل می‌شود فرصت لازم را برای رشد ايشان فراهم نمايند. همچنان‌كه يعقوب(ع) و بنيامين كه جزء منتظران واقعی بودند، سال‌ها سختی و مرارت برادران يوسف را تحمل كردند تا آنان به اشتباه خود پی برده و همگی با هم بر آستان يوسف(ع) درآيند.
captcha