قصور انسانها از انسانيت چيز جديدی نيست، در هر دورهای به هزاران سبك و سياق رخ نمايان كرده و انسانها را به وادی فراموشی از آنچه هستند، میكشانده است؛ شايد از ديدگاه برخی اين فراموشی ذات و روی آوردن به نفس مقولهای فردی باشد، آتشی كه دودش فقط در چشم خود فرد خواهد رفت اما تا زمانی كه يك انسان در جامعه زندگی میكند هر عمل و هر نحوه عملكردش مستقيماً بر جامعه تأثيرگذار خواهد بود، تأثيری اجتنابناپذير.
لذتطلبی نيز بخشی از ذات انسان است، بخشی كه گاهی مسير آن در وجود انسان چنان به بیراهه میرود، كه انسان را از بنده به برده تبديل كرده و ساير جنبههای وجودی انسانها را تحتالشعاع قرار میدهد.
يقيناً اين سؤال در ذهن تمام افرادی كه از مواد مخدر و مواد توهمزا استفاده نكردهاند وجود دارد كه چرا وقتی فرد میداند عاقبت اعتياد چيست، باز هم به سراغ اعتياد میرود؟ جواب اين سؤال يك جمله ساده است: او يك بار چيزی را كه نبايد، امتحان كرده است و در آن لذتی يافته كه قبلاً تجربه نكرده بود، حال میخواهد مدام اين تجربه تخريبكننده را تكرار كند.
مواجهه و آشنا كردن مردم با مواد مخدر با يك مشكل بزرگ مواجه است و آن اينكه بايد به نحوی در خصوص آن صحبت شود كه هم واقعيات گفته شود و هم تبليغی برای مواد مخدر صورت نگيرد. چرا كه استفاده از مواد مخدر و توهمزا با نوعی از لذت و توهم همراه است. غوطهوری در هوا، احساس سبكی، عدم احساس درد، غنیديدن رنگها، داشتن احساس مثبت نسبت به خود، لذتبخشتر تجربه كردن محيط و ... حالتهايی است كه مصرف مواد مخدر در فرد ايجاد میكند.
توهمی لذتبخش كه وقتی فرد به آن دست میيابد بيشاز هر چيز ديگر، نسبت به خود احساس رضايت دارد، در چنين زمانی است كه او خود را زيباتر، جذابتر، كاملتر و بهتر از آنچه هست میيابد و هر چه انسانهای هشيار به او بگويند كه به زودی چهرهای كثيف و زشت خواهی يافت او باور نمیكند.
اولين استفادهها از مواد مخدر لذتبخشترين دوران آن است و با گذشت زمان از اين لذت كاسته میشود و افراد برای به دست آوردن آن لذت اوليه مجبور هستند دوز مصرف را بالا ببرند، اما باز هم آن لذت حاصل نمیشود و اين تكرارها ادامه میيابد.
واقعيت اين است كه هر چه قدر هم بر عليه مواد مخدر تبليغ و آگاهیسازی صورت گيرد، فرد با يكبار تجربه مصرف مواد مخدر، آنچه در خصوص مضرات آن میدانسته را دروغ تلقی میكند، چرا كه تجربهای جديد داشته و از آن لذت برده است. اين فرد هرگز باور نمیكند كه معتاد شده است، مصاحبه و بررسی كنشهای معتادان نشان میدهد كه بسياری از آنها حتی تا دو الی سه سال بعد از آغاز مصرف نيز هرگز حاضر نيستند، بپذيرند كه معتاد هستند، چرا كه قوياً باور دارند هر لحظه اراده كنند میتوانند آن را كنار بگذارند. آزمونی كه بعدها بارها آن را امتحان كرده اما سرشكسته از آن بيرون میآيند.
افرادی كه آغاز به مصرف مواد مخدر میكنند با تعجب از معتادانی كه تمام زندگيشان را به باد دادهاند صحبت میكنند، چرا كه با توجه به وفور اين كالای ارزان در كشور! مصرفكنندگان تازهكار مواد مخدر حتی فكرش را هم نمیكنند كه با هزينه كردن هفتگی مقدار كمی پول برای مواد ممكن است به خاك سياه بنشينند و همه دارايیشان را از دست دهند.
اما مسئله اين است كه اين پول مواد نيست كه شما را ورشكسته میكند، بلكه اين فكر مواد است كه دار و ندارتان را میگيرد. چرا كه هر بار مصرف مواد لذتی كمتر از دفعه قبل به شما خواهد داد و شما تلاش خواهيد كرد اين لذت را افزايش دهيد و برای اين افزايش راههای مختلفی خواهيد يافت. تركيب مواد با يكديگر، استفاده از مواد در محلهای خاص با نوشيدنیهای خاص، در كنار افراد خاص، در كنار لذتهای ديگر، و هر روز و هر لحظه فكر و ذكرتان اين خواهد بود كه دفعه بعد چگونه مصرف كنيد كه لذتبيشتری عايدتان شود.
در اين زمان است كه كمكم خانوادهها چيزهايی را متوجه میشوند و بوهايی را میشنوند. دقيقاً زمانی كه ديگر شما آنها را نمیبينيد، توجه آنها بيش از گذشته به شما جلب میشود، شما ديگر آدم سابق نيستيد. ارزشها و اولويتهايتان عوض شده است و مهمترين مشخصه شما اكنون دروغگويی است. چرا كه مجبوريد برای توجيه جايی كه بوديد و وقتی كه بيرون صرف كردهايد توضيحاتی قانع كننده بدهيد.
كم كم اموالتان را از دست میدهيد، چرا كه قدرت فكری نگهداری از آنها را نداريد، توجه خانواده بيش از گذشته جلب میشود و بالاخره میفهمند. تلاشی برای ترك دادن شما آغاز میشود. شما هم با منت میپذيريد و ترك میكنيد بعد با خود فكر میكنيد، چندان سخت نبود (به ويژه به دليل روشهای جديد ترك و مراقبتهای ويژه آن) اما كافی است يكبار از محلهای كه برای خريد مواد عبور میكردهايد، دوباره رد شويد. شما باز هم هوس خواهيد كرد.
میخواهيد دوباره مصرف كنيد. حتی كافیست لباسی را بپوشيد كه با آن مواد مصرف كرده بوديد دوباره فيلتان ياد هندوستان میكند و چنان اين ميل در شما زنده میشود و وجودتان را میخورد كه بیاختيار دوباره میرويد و دوباره مصرف میكنيد و با خود میگوييد فقط يكبار.
فقط يكبار ديگر، فقط يك بار ديگر و دوباره همه چيز از نو آغاز میشود. ترك میكنيد، دوباره مصرف میكنيد، ترك میكنيد، سه باره مصرف میكنيد، ترك میكنيد و...
اين ترككردنها و بازگشتنها به حدی ادامه پيدا میكند كه شما و خانواديتان خسته میشويد و بالاخره رهايتان میكنند.
امروزه تنوع مواد مخدر صنعتی به حدی بالا رفته و چنان ادعاهايی در خصوص بیضرر بودن آنها عنوان میشود كه حتی دانشآموزان و دانشجويان در شبهای امتحان به سراغ آنها میروند اما يك واقعيت مسلم، خودمان را گول نزنيم، هيچ آب حياتی از دل لجنزار خارج نمیشود.
اما خداوند هرگز درب بازگشت را نبسته ما هم نبايد ببنديم. مسئله اعتياد مقولهای صرفاً جسمی نيست. بلكه مقولهای جسمی ـ روانی است يعنی همچنان كه در مواد مخدر با منشأ گياهی جسم به مواد معتاد شده و به آن نياز دارد، در مواد مخدر گياهی و صنعتی روحتان به مواد معتاد میشود، اعتياد روحی را با سمزدايی صرف نمیتوان از بين برد و بايد اقدامات روانشناسی نيز بر روی فرد معتاد صور گيرد.
خانواده معتاد نيز بايد با روشهای مراقبت بعد از ترك به ويژه نحوه حمايت روحی فرد بعد از ترك آشنا شوند. پس كل خانواده بايد مواد را ترك كنند و ترك كردن يك فرد به تنهايی كافی نيست. يقيناً عوامل روحی، روانی، اجتماعی، خانوادگی و ... گرايش به اعتياد مختلف است اما مهمترين نقش را در حفاظت از فرد خانواده وی بر عهده دارد و اگر خانواده نتوانسته از فرد محافظت كند پس خانواده هم مشكل داشته است و برای تداوم ترك بايد بر حل مشكلات خود اهتمام داشته باشد. رها كردن فرد معتاد از سوی خانواده، نفی مسئوليت اعضای خانواده در قبال هم است.
خداوند به بندگان خود گفته هر چه كردهايد، توبه كنيد و بازگرديد، هر لحظه درهای توبه باز و گشاده است به روی همه. خانواده معتادان نيز نبايد درب بازگشت را ببندند. بايد بياموزند و با هم دوباره آغاز كنند.