برای خريد نان به سوی نانوايی به راه افتادم. آن روز نانوايی شلوغ تر از قبل به نظر می رسيد و پارچه نوشته ای بر سر در آن خود نمايی می كرد. نزديك تر كه رسيدم متوجه شدم شلوغی آن روز نانوايی، بی ارتباط به پارچه نوشته نيست؛ بر روی پارچه نوشته شده بود: «آقای ... به دليل پخت با كيفيت نان و رعايت مسايل بهداشتی از شما تقدير به عمل می آيد. از طرف فرماندار، شورای شهر و شورای آرد و نان شهرستان ... »
اين نانوايی به تازگی راه اندازی شده بود و از منزل ما نسبتاً دور بود اما به خاطر آن كه نان های خوب و با كيفيتی به دست مردم می داد، معمولاً برای تهيه نان به آن جا می رفتم؛ البته به دليل آن كه نانوايی به تازگی راه اندازی شده بود، اكثر اوقات خلوت بود و بدون معطّلی، نان مورد نياز را خريداری می كردم؛ حال با اعلان عمومی مسؤلين محترم از طريق پارچه نوشته، اين مزيت دوم را از دست داده بودم اما مزيت اول همچنان مرا بران می داشت تا برای تهيه نان به همان نانوايی مراجعه كنم.
***
می خواهم در باب نعمتی از نعمت های خداوند سخن بگويم كه برای نسل های پيش از ما آن چنان حرمت و قداست داشت كه به آن سوگند ياد نموده و از ذره ذره آن، با دقت و وسواس استفاده می كردند؛ اما امروز ...
آری می خواهم از «نان» سخن بگويم. غذای ارزشمند و لذيذی كه متأسفانه به دليل فرآيندهای نامناسب (و شايد كوتاهی در انجام وظايف الهی و انسانی) متأسفانه بيشترين حجم ضايعات را در ميان ضايعات مواد غذايی به خود اختصاص می دهد.
براستی ما را چه شده است؟ با آنكه دين و فرهنگ ملّی ما، حرمت زيادی برای اين نعمت الهی قائل شده در سال های اخير با بی تفاوتی و سهل انگاری، در شمار دورريزترين مردم دنيا قرار گرفته ايم؛ شايد چنين به نظر آيد كه تغيير سبك زندگی و نزديك شدن آن به سبك زندگی غربی و (به اصطلاح!) مدرن شدن شيوه توليد نان، چنين پيامدی را به دنبال داشته است. اما آيا ما چنان بی اراده ايم كه با چنين تغييراتی در فضای زندگی، ارزش های چندين و چند ساله را يك شبه بر باد دهيم و بی اختيار، اسباب نابودی خويش را فراهم آوريم.
آيا حركت هايی، چون ماجرايی كه در بالا بدان اشاره كردم (و اتفاقاً علاوه بر تحصيل رضای خالق و خلق، بهره اقتصادی هم به دنبال دارد،) نمی تواند در رفتار همه ما شكل گيرد.
مديريت ضايعات نان (كه ايكاش روزی بتوانيم واژه ضايعات نان را از گفتار و زندگيمان حذف كنيم،) مانند ديگر انواع پسماند، از بهبود توليد و ارتقای كيفيت آن، آغاز می گردد. پس بايد ضمن آن كه دست اندركاران عرصه توليد نان، از كشاورز تا نانوا و مديران و مسؤلان اين امر را به پاس تلاششان به گرمی می فشاريم بايد كه خاضعانه از آنان بخواهيم به گونه ای عمل كنند كه كار آنان به معنای دقيق كلمه «اسلامی» و «ايرانی» باشد.
اما مديريت توليد، حلقه اوّل مديريت ضايعات نان است و حلقه دوم در دستان همه ماست. مايی كه هيچ كداممان مدعی نيست كه صبحگاهان، لذت تناول نانی گرم و تازه و خوش عطر را در كنار سفره صبحانه، با خوردن هر غذای بسته بندی شده يا از يخچال بيرون آمده، معاوضه می كند.
براستی نقش هر يك از ما در اسلامی و ايرانی نمودن فرهنگ مصرف نان چيست؟ دست كم چندين راهكار دست به نقد برای بهتر مصرف كردن نان وجود دارد كه برخی از آنان را بر می شمارم، چه خوب است كه شما خواننده گرامی نيز اگر موردی از اين دست سراغ داريد، گوشزد نمائيد.
- در هنگام خريد نان، يك كيسه پارچه ای به همراه داشته باشيم و نان را پس از آن كه مقداری خنك شد، درون كيسه پارچه ای قرار دهيم تا مجبور نباشيم بخشی از نان را به علت خمير شدن دور بياندازيم.
- نان های خريداری شده (به خصوص نان های سنگك و بربری) را به قطعات كوچكتر تقسيم نموده و آنها را در يخچال نگهداری نمائيم؛ در اين صورت می توانيم در هر بار مصرف، به ميزان مورد نياز نان برداشته و مجبور به دور ريختن قسمتی از نان، به دليل اضافه آمدن بر سر سفره نباشيم.
- اگر قطعات كوچك نان بر سر سفره اضافه آمد، آنها را در ظرفی مجزا و در جايی مناسب نگهداری كنيم، از اين قطعات كوچك می توان به دو شيوه استفاده نمود: يا در وعده ای كه غذاهايی مانند سوپ، آش، آبگوشت، خوراك لوبيا و ... داريم، آنها را در غذا خيس نموده و استفاده كنيم. (اصطلاح «تيليت» كه برای بسياری از ايرانيان آشناست، نشان دهنده دقت در مصرف صحيح نان های غير تازه و حتی بيات شده در فرهنگ غذايی ماست.)
- روش ديگر در استفاده از قطعات كوچك نان باقيمانده از وعده های غذايی آن است كه آن ها را در جايی مناسب برای استفاده حيوانات قرار داده و يا در خاك باغچه و باغ دفن نمائيم.
يادمان باشد هميشه با خريد نان به اندازه نياز و مواظبت درست از آن، از كپك زدن نان جلوگيری نموده و هرگز حتی ذره ای از اين «بركت» را به سطل زباله نياندازيم.
به قلم برادر محمد عارفيان از فعالين فرهنگی مسجد امام حسن عسكری (ع)