به گزارش خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا)، «معنای زيبايی در قرآن كريم» با تأليف مهدی مطيع را انتشارات دانشگاه امام صادق(ع) در بهار سال جاری به زيور طبع آراسته است. اين كتاب مشتمل بر پنج فصل است كه شامل گذری بر انديشه زيباشناسی، روششناسی، قرآن به مثابه نظريهپرداز زيبايی، قرآن به مثابه داور زيبايی و در فصل آخر به ديدگاههای قرآنی پرداخته میشود.
در سومين فصل اين كتاب كه از مجموعه تحقيق و پژوهشهای مؤلف پديد آمده است، میخوانيم: «از آنجا كه قرآن كتاب هدايت، نور و رشد است و برنامه كمال آدمی برای رسيدن به خدا، ميزان توجه و پرداختن قرآن به زيبايی و مسائل آن نيز به اندازه نقش، اهميت و جايگاه زيبايی در راستای كمال آدمی و متناسب و در حوزه برنامه تربيتی قرآن است.
اگر قرآن، زيبايی را به عنوان امری جدا از بافتار (سياق) خويش ببيند و به آن بپردازد و اگر آن را ناديده انگارد، از حكمت خارج گشته است. پس متناسب با خود موضوع به آن پرداخته است. لطافت و زيبايی كه اينجا وجود دارد آن است كه: اولاً زيبايی به گونهای جداناپذير در قرآن جريان يافته و با آن يكی شده است.
به طوری كه قرآن خود (و در همه لايههای معنايیاش) به امری زيبا تبديل شده است. اين محسوس بودن زيبايی ما نه عريان بودن، از خصوصيات قرآن است. اتفاقاً ويژگی زيبايی همين در هم آميختگی با امر زيباست به گونهای كه دوگانگی و انفكاكی بين آن دو پيدا نيست و به تعبيری با هم وحدت دارد.
ثانياً در پرداخت قرآن به اين موضوع نيز ويژگی همراه بودن و محسوس بودن، اما نه متمايز بودن، لحاظ شده است. به اين معنا كه قرآن به مباحث زيبايی پرداخته است، اما نه محسوس و متمايز، بلكه همراه با ديگر حكمتهايش. مثال بارز اين ادعا سوره يوسف است؛ در حالی كه مهمترين محور موضوعی آن زيبايی است و همه داستان حكايت جمال يوسفی است، واژهای در آن اشاره صريح به زيبايی ندارد، ولی همه با خواندن داستان يوسف به زيبايی او پی میبرند ...»
در فصل چهارم اين كتاب آمده است: «مباحث زيبايیشناسی در دو حيطه و ساحت بزرگ گسترده میشود، يكی مبانی نظری زيبايی كه در آنجا به مثابه «نظريهپرداز زيبايی» و درصدد فهم مفاهيم مربوط به حوزه زيبايی بوده و در فضای ذهنی و انتزاعی، تئوریهای خود دربارهی زيبايی را مشخص كرده و يكی مبانی كاربردی زيبايی كه در آنجا به مثابه «داور زيبايی» و درصدد يافتن زيبايی به عنوان يك امر عينی و خارجی بوده است.
تعبيری موضوع گستره اول «مفهوم زيبايی» و موضوع گستره دوم «امر زيبا» است. پرواضح است كه هر آيين يا مكتبی كه نظريهپرداز زيبايی است، گريزی ندارد كه داور زيبايی نيز باشد، چه در حيطه عمل و برخورد و مواجهه با حقيقت عينی و واقعيت بيرونی است كه امكان تحقق و اثبات و پيگيری مبانی نظری وجود دارد.
اگر قرار باشد مكتبی فقط در فضای انتزاعی، نظريهپردازی كند و مبانی حاصل، هيچگاه در داوری امر زيبا، خودی نشان ندهد و ميزان دقت، جوابگويی و كاربردشان محك نخورده و آزموده نشود، بیشك آن مكتب و آئين ناقص و سترون خواهد ماند.
علاوه بر اين گستره سومی نيز در مباحث زيبايیشناسی قابل تصور و پيشنهاد است كه البته در فرهنگ جوامع نيز خود به خود، وجود دارد و آن عملياتی كردن مبانی نظری و داوریهای زيبايی در قالب «هنر» است. هنر هر مكتب يا آئين، ارائه «هنری» موزون و متناسب با آموزههای نظری و درخور و همشأن با نحوه داوری آن نسبت به زيبايی است.
در حقيقت آوردگاه حقيقی زيبايی همين جا است، جايی كه نظريهپردازی و داوری به هم میرسند و در همپوشی قابل سنجش و داوری، خود مینمايند. به هر رو بعد از نظريهپردازی درباره زيبايی، داوری درباره «امر زيبا» مهمترين وظيفه يك آئين يا مكتب هنری را تشكيل میدهد.»
اين كتاب در سيصد و شصت و دو صفحه و با شمارگان هزار نسخه، به قيمت صد هزار ريال و در قطع رقعی توسط انتشارات دانشگاه امام صادق(ع) روانه بازار نشر شده است.