حيدررضا مهتدی، مدرس دانشگاه علوم پزشكی دزفول در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا) شعبه خوزستان، اظهار كرد: تعريف رسمی و استاندارد مديريت در حوزه آكادميك عبارت است از انجام كار از طريق ديگران.
وی گفت: مديريت اسلامی تجميعی از نگاه روانشناسانه، جامعهشناسانه و انسانشناسانه است؛ اسلام انسان را موجوی مقدس و محترم میشمارد و نه يك ابزار توليد؛ در اين نگرش بايد همه جوانب شخصيتی انسان از جمله حرمت در كار، تأمين امنيت اقتصادی و معيشتی، رعايت حقوق زندگی شرافتمندانه اسلامی محترم شمرده شود.
مهتدی عنوان كرد: با توجه به آنكه حقوق همه عوامل توسعه در اسلام در نظر گرفته شده است اگر به واقع بر اين مديريت تمركز و پايههای اصلی آن مشخص شود میتواند بهعنوان الگويی كاربردی نه تنها برای اسلام و ايران بلكه برای تمام دنيا و نظام بشری تلقی شود.
مدرس دانشگاه علوم پزشكی دزفول با بيان اينكه پايه تشكيلات مديريت اسلامی تفكر توحيدی است، گفت: در نظام مديريت اسلامی تمركز بر تعالی انسان است؛ بايد بشر در حركت بهسوی تعالی مدنظر خداوند تمام هم و غم و فعاليتهای خود را بر اين مبنا و چگونگی تكامل مورد نظر الگوی دينی و اسلامی به كار گيرد.
وی با تأكيد بر اينكه مديريت بهعنوان نمونه بارز فعاليتهای اجتماعی دنيا، آخرت، دين و دنيای مردم را بايد توأم با يكديگر لحاظ كند، عنوان كرد: ما هيچگاه مقصدمان توسعه صرفاً مادی نيست و از سوی ديگر جامعه منزوی، عزلت گزيده، از دنيا بريده به فكر عذاب قبر و بهشت و جهنم صرف نيز نمیخواهيم، در اين راستا نگاه مديريت اسلامی حفظ دين و دنيا و ارتباط آنها با يكديگر و اثبات عدم منافات آنها با يكديگر است.
مهتدی با اشاره به اينكه دو الگوی شاخص در تاريخ اسلام ملاك مديريت اسلامی است، عنوان كرد: جامعه و حكومت اسلامی شكليافته توسط پيامبر(ص) در مدينه كه بر خلاف روزگاران گذشته دارای شاخص و قانون بود و با مردم بر مبنای قانون نه برمبنای قوم و قبيله و مناسبات اجتماعی عرب جاهلی تعامل میكرد يكی از اين نمونههای بارز است. پيغمبر(ص) در زمينههای مختلف جنگ، صلح، اقتصاد، روابط اجتماعي و آموزش و پرورش، هنجارهای اجتماعی در جامعه مبتنی بر اسلام را پياده كردند.
مدرس دانشگاه علوم پزشكی دزفول حكومت حضرت علی(ع) را مصداق واقعی و خارجی ديگر مديريت اسلامی دانست و تصريح كرد: الگوی ديگر در حوزه اسلامی كه بايد تكميل يافته و متعالی شود مبتنی بر ولايتفقيه است. نظريهای در تشيع درباره مديريت و حاكميت در جامعه وجود دارد كه پس از خداوند كه مالك و حاكم بر عالم است، پيغمبر(ص) بهعنوان جانشين از سوی خداوند در زمين معرفی میشود و پس از آن امام معصوم(ع) و پس از آن كسی است كه از سوی امام معصوم اذن و اجازه دارد و آن كسی است كه به دين آگاه، فقيه و عادل است. اين فقاهت يك الگوی بسيار مترقی و پيشرفته برای انسان تشنه عدالت است.
وی ادامه داد: اين الگو با طبيعت و فطرت انسان همخوانی دارد. امام خمينی(ره) بر اساس اين الگو توانست بزرگترين كار را ميسر كند و آن ساقط كردن نظام شاهنشاهی بود. نظام مديريتی كه میتواند چنين كار بزرگی را سامان دهد قطعاً میتواند در حوزههای ديگر اجتماعی، سياسی و اقتصادی خود را بهخوبی نشان دهد.
وی بيان كرد: بهطور مثال در ليبراليسم يا نئوليبراليسم كار را به شكلی مديريت كرده و به نتيجه میرسانند كه ضامن تأمين حداكثر منافع برای سرمايهدار و نظام سرمايهداری باشد.
مهتدی با بيان اينكه مديريت زيرمجموعه توسعه است، به تعريف اين واژه در جامعه ليبرال دموكراسی غربی پرداخت و گفت: تلاش بيشتر برای افزون كردن سرمايه توسعه معنا میيابد. نگاه سرمايهداری ليبراليسم و نئوليبراليسم دريافت حداكثر توان از افراد و ارائه حداقل امكانات به آنها است. اين الگوها بحرانهای خاص خود را ايجاد میكند كه بحران اقتصادی آمريكا و اروپا نتيجه الگوی مديريتی جامعه است.
مدرس دانشگاه علوم پزشكی دزفول با اشاره به شيوه مديريت جوامع كمونيستی اظهار كرد: اين نوع مديريت با لغو مالكيت خصوصی و دولتی كردن همه واحدهای توليدی اقشار مختلف را جيرهخوار دولت کرده و بر اين اساس هيچ كس انگيزه كار و تلاش و پيشرفت را نداشت؛ لذا اين نگرش نيز در نهايت از رهگذر فروپاشی اقتصادی منهدم شد.