به گزارش خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا)، لرزيدن صدايش خبر از بغضی میداد كه سالها در گلويش سنگينی میكرد؛ درباره وصف شهدا و ايثارگران نوشتن به يقين كار دشواری است؛ حال بايد تسكيندهنده درد مادری باشی كه پسرش در مقابلش جان داد و همانند كبوتری عاشق به ديار حق شتافت.
هميشه سعی میكرد بيش از سن و سالش رفتار كند، از نوجوانی مسجد میرفت؛ هميشه دنبال حق و حقيقت بود و سعی میكرد مرز بين حق و باطل را بشناسد؛ اين وصفها اولين جملاتی بود كه شوكت نوبخت، مادر شهيد محمود آهنیآمينه با كشيدن نفسی بلند به گرمای داغی جگرسوز به زبان آورد.
در دوران جوانی با پخش اعلاميههای حضرت امام(ره) وارد عرصه فعاليتهای انقلابی شد و در كنار اين فعاليتها شغل معلمی را انتخاب كرد. هر سال تابستان به بهانه فعاليتهای فرهنگی، تبليغ و نشر معارف اسلامی به جبهه میرفت.
در سال 61 با گروهی عازم خط مقدم جبهه شدند تا بتوانند حقايق دين را در مرز حق و باطل اشاعه بدهند تا اينكه در عمليات والفجر مقدماتی مورد اصابت خمپاره قرار گرفت. سه ماه در بيمارستان طالقانی بستری بود تا اينكه در فروردين 62، پسرم جلوی چشمانم به درجه رفيع شهادت نائل شد.
از اين مادر شهيد خواستم تا خاطرهای از آن شهيد بزرگوار را بازگو كند و وی خاطرهاش را اين گونه بازگو كرد: «محمود هميشه از خاطرات جنگ میگفت. روزی با خوشحالی وارد خانه شد و مرا صدا زد. از او دليل خوشحالیاش را پرسيدم، گفت: امروز در جبهه مجبور شديم تا جلسهای اضطراری را با حضور فرماندهان در مكانی برگزار كنيم كه هيچ سنگری در آنجا نبود. با ياد حضرت ابوالفضل(ع) حلقه وصلی تشكيل داديم و جلسه را برگزار كرديم، خمپاره و موشك مثل باران به اطراف ما اصابت میكرد و با توسل جمع به حضرت ابوالفضل(ع) حتی يك تركش هم تا اتمام جلسه به ما اصابت نكرد.
ماه رمضان همواره ماه قرآن و بهار دلها بوده، چه خوب است كه در اين ماه مبارك با خواندن سيره شهدا و ديدار با خانوادههايشان با روحيه گذشت و ايثارگری آشنا شويم و بركت اين ماه را بهانهای كنيم و با خود عهد ببنديم تا همواره ادامه دهنده راه شهدا و ايثارگران باشيم.