به گزارش خبرگزاری بينالمللی قرآن (ايكنا) به نقل از پايگاه اطلاعرسانی مركز اسناد انقلاب اسلامی، پس از اثبات حقانيت ايران در دادگاه لاهه در خصوص ملی شدن صنعت نفت، مصدق خواستار افزايش اختيارات خود و عهدهدار شدن وزارت جنگ شد.
به دنبال مخالفت شاه با اين خواسته، مصدق استعفای خود را تسليم شاه كرد و شاه بیدرنگ فرمان نخستوزيری قوامالسلطنه را صادر كرد.
آيتالله كاشانی و مردم ايران زمانی از اين جريانات اطلاع يافتند كه قوام با اعلاميه شديداللحنی آزادیهای سياسی را محدود كرد و با ارعاب و تهديد مردم، مراكز حساس شهر را به اشغال نيروهای اشغال نيروهای نظامی درآورد.
آيتالله كاشانی به مخالفت شديد با قوام برخاست و با صدور اعلاميهای مردم را به مبارزه تشويق كرد؛ اين در حالی بود كه دكتر مصدق به احمدآباد محل اقامت خود رفته و سكوت اختيار كرده بود. در روز 29 تيرماه آيتالله كاشانی در مصاحبه با خبرنگاران داخلی و خارجی اعلام كرد كه «اگر قوام نرود اعلام جهاد میكنم و خودم كفن پوشيده با ملت در پيكار شركت مینمايم».
پس از اين موضعگيری قاطع، در سیام تير ماه بازار تعطيل شد و مردم به خيابانها ريختند و خواستار سرنگونی قوام شدند. به دستور قوام مردم به گلوله بسته شدند و عدهای به شهادت رسيدند. شاه، وزير دربار خود را به محضر آيتالله كاشانی فرستاد تا با تطميع و دادن امتياز ايشان را به سكوت وادار كند؛ اما آيتالله كاشانی با لحن تندی به وزير دربار گفت: «اگر بی درنگ دكتر مصدق بر سر كار باز نگردد، شخصا به خيابان رفته و مبارزه مردم را مستقيما متوجه دربار میكنم.»
سرانجام شاه مجبور شد در مقابل قيام مردم و موضعگيری بیسابقه آيتالله كاشانی عقبنشينی كرده و مصدق بار ديگر در حاليكه وزارت جنگ را نيز به دست آورده بود بر سر كار برگردد. هر چند كه از همان ابتدای بازگشت، با آيتالله كاشانی اختلاف پيدا كرد و به نصايح ايشان واكنش منفی نشان داد و سرانجام پس از يكسال، دولت وی بوسيله كودتای 28 مرداد 1332 سرنگون گرديد.