کد خبر: 2564773
تاریخ انتشار : ۳۰ تير ۱۳۹۲ - ۱۵:۵۵

رزمندگان زنده زنده سوختند، ولی نگذاشتند عمليات رمضان شكست بخورد

گروه جهاد و حماسه: عمليات رمضان از جمله عمليات‌های بزرگی بود كه در سال 61 انجام شد. در اين عمليات بسياری از رزمندگان برای پيشروی سپاه اسلام، بر روی مين رفتند و جسم‌شان در حالی كه زنده بودند، بر روز سيم‌خاردارهای كنار ميدان مين سوخت، ولی ديگران را تشويق كردند كه با پيشروی نگذارند عمليات شكست بخورد.

رمضان سال 1361 بود، بچه‌ها با زبان روزه و لب‌هايی عطشناك مرحله سوم عمليات رمضان را آغاز كردند؛ زخم‌هايی بر تن و جان آنان جای گرفته بود، حاصل سيم‌های خارداری بود كه در آتش و خون به تن رفيقانی كه سفر كردند دوخته شد و شهادت كه بچه‌ها عطش و شوق رسيدنشان را با آن افطار كردند.
محسن‌پور، يكی از رزمندگان هشت سال دفاع مقدس كه در عمليات رمضان نيز حضور داشته است، خاطراتش از مرحله سوم عمليات رمضان را اين گونه بيان می‌كند: عمليات رمضان در سال 1361 با رمز «يا علی بن ابی‌طالب» در منطقه شلمچه انجام شد و از جمله عمليات‌های بزرگی بود كه ضمن اينكه ما فتوحات زيادی داشتيم، شهدای زيادی هم تقديم انقلاب و اسلام كرديم.
اين عمليات، عملياتی بود كه از كانال ماهی كه قبلاً رزمندگان نتوانسته بودند از آن عبور كنند انجام می‌شد؛ رزمندگان اينبار در عمليات رمضان موفق به عبور از آن شدند و همچنين از العماره بصره نيز عبور كردند و چون دستور پيشروی نداشتند، عقب‌نشينی كردند و به سمت شلمچه برگشتند و در پشت كانال ماهی موضع گرفتند و برای تثبيت موضع در آنجا ماندند.
دستور آمده بود كه در مقابل حمله گروهی تانك‌ها، همه به صورت انتحاری به سمت دشمن يورش ببرند كه خوشبختانه با مقاومت بچه‌ها، عمليات دشمن عقيم ماند و نتوانستند كاری را از پيش ببرند و اين يكی از عمليات‌هايی بود كه اگر موقعيت ما به خطر می‌افتاد، به لحاظ مكانی و زمانی متضرر می‌شديم، ولی با فداكاری و دليرمردی و رشادت‌های رزمندگان جان بر كف اسلام توانستيم در اين عمليات موفق و پيروز بشويم.
اين عمليات سختی‌ها و دشواری‌های خود را داشت. ضمن اينكه بچه‌ها ماه‌ها در عقبه انتظار روز عمليات را می‌كشيدند، در غروب عمليات باد تندی می‌وزيد و تمام منطقه پُر شده بود از گرد و خاك و همه به عينك مجهز بودند تا گرد و خاك آنها را اذيت نكند.
صحنه شهادت رزمندگان از جهتی غم‌انگيز و برخی از آن صحنه‌ها غير قابل وصف است و نحوه شهادت آنها به نوعی ويژه و خاص بود. عده‌ای از شهدا به روی سيم‌های خاردار در حال سوختن بودند و ما دست و پا زدن آنها را نظاره می‌كرديم.
همچنين برای اينكه بچه‌ها بتوانند خطوط را با موفقيت بشكنند، قبل از حركت گردان‌های پشتيبان و خط‌شكن، مانند علی بن ابی‌طالب، اين رزمندگان پيش‌تر رفته بودند تا خط را بشكنند و برای عبور از ميدان مين، تعدادی از بچه‌ها روی مين‌ها می‌رفتند و با هر انفجار به روی سيم‌های خاردار می‌افتادند.
حماسه‌آفرينی‌ها و از خودگذشتگی‌ها را بايد طوری به تصوير كشيد كه گوشه‌هايی از آن را بتوان درك كرد و ما شاهد صحنه‌هايی بوديم كه عده‌ای از بچه‌ها هنوز نيمه‌جان بودند و شهيد نشده بودند و گوشت بدن‌شان بر روی سيم‌های خاردار در آتش می‌سوخت و با تكبير و «لا اله الا الله» و «محمد رسول‌الله(ص)» به استقبال شهادت می‌رفتند و بچه‌های ديگر را در آن شرايط تشويق می‌كردند كه به سمت جلو پيشروی كنند و نگذارند كه عمليات با شكست مواجه شود.
شهيد علی‌اكبر درويشی و شهيد حسن‌پور در اين عمليات به شهادت رسيدند. در مرحله اول عمليات، شهيد حسن‌پور توسط تك‌تيراندازها مورد اصابت گلوله قرار گرفت و شهيد شد و در همان منطقه بعد از شهادت او، دوست صميمی‌اش، علی‌اكبر درويشی نيز دقايقی بعد از آن به فيض شهادت نائل آمد.
محسن‌پور به عملكرد انعكاس وقايع دوران دفاع مقدس انتقاد كرد و گفت: متاسفانه ما در حال حاضر شاهد آن هستيم كه چنين مواردی در جامعه رنگ و بو باخته است و به جای اينكه به اين موارد پرداخته شود و زوايای آن به نسل‌های بعد انتقال پيدا كند؛ می‌بينيم كه هنوز نتوانسته‌اند واقعيت‌های جنگ و جبهه را ترسيم كنند، انتقال بدهند و از آن صحبت بكنند و آنچه كه امروز در سينما و داستان‌های ما برای نسل آينده منعكس می‌شود، مواردی است كه دور از واقعيت هستند و با آن حقيقت انطباقی ندارند. بايد به جايی برسيم كه آن روايت‌ها را از كسانی نقل كنيم كه واقعاً در صحنه بوده‌اند.
captcha