کد خبر: 2565376
تاریخ انتشار : ۳۱ تير ۱۳۹۲ - ۱۵:۴۵

مجموعه كتاب‌های «مش‌رمضون» منتشر شد

گروه ادب: جلد اول داستان طنز «زيارت ننه» از مجموعه كتاب‌های 10 جلدی «مش رمضون» نوشته «محمد عليزاده‌ثانی» منتشر شد.

به گزارش خبرگزاری بين‌المللی قرآن(ايكنا)، كتاب «مش‌رمضون» در جلد اول با عنوان «زيارت ننه» كه داستانی طنز است، منتشر شد. اين كتاب كه در 135 صفحه و با شمارگان 2 هزار جلد از سوی انتشارات آذينه روانه بازار شده است، «محمد عليزاده‌ثانی» به رشته تحرير درآورده و كتاب با روايتگری پسرك نوجوان از شيطنت‌های خواهر كوچكش آغاز می‌شود.
كتاب به اين ترتيب آغاز می‌شود: «داشتم كتونی‌ چينی‌ها‌م رو كه ننه از زيارت آقا امام رضا(ع) از مشهد واسم خريده بود امتحان می‌كردم، بنداشو شل و سفت می‌كردم. خيلی دوست داشتم ننه واسه مراسم كبلايی حسن، زودتر از خونه بره بيرون تا منم جلدی كفش‌هارو پام كنم و يا علی مدد! همين‌ جور كه متصرد رفتن و نرفتن ننه بودم، ديدم چشمام سياهی ميره....
...ننه اومد با يك دنيا حرف. از زيارت بگير تا شاهكارهای فاطی. من كه از دوری فاطی و ننه دلم تنگ شده بود، قيد مدرسه رو زدم و تو ميدون كشيك ماشين موسی بوقی رو كشيدم. هميشه يك ساعت از ظهر گذشته موسی می‌رسيد، خاك گرفته و خسته ولی سه ساعت از ظهر گذشته بود و خبری از قارقارك موسی نبود. دل تو دلم نبود.
نكنه سرگردنه هزار پيچ موسی خوابش برده و ...، استغرالله خدايا توبه. چند نفر ديگه هم اونجا بودند. اونا هم يه جورايی نگران بودند. بابا از پيچ ميدون نمايان شد. گفت: «ها رضا، پس كوشن؟» شانه‌هامو بالا انداختم و اظهار بی‌اطلاعی كردم. بابا به سمت سلمونی شاغلام رفت و با سلامی بلند يكی از پيت حلبی‌ها رو كشيد جلو و روی آن نشست.
«ها، شاغلام چه خبر؟ پس كو اين موسی، دير كرده. نكنه بلا به دور اتفاقی افتاده؟» شاغلام همينطور كه تيغشو تيز می‌كرد، گفت: «والله منم بی‌خبرم. ديروز كه موسی می‌رفت، گفت سگ دستام بدجوری لق می‌زنه. برسم بايد بدم دستی بهش بزنند، بلكه درست بشه. می گفت اين بی‌صاحاب خيلی به خرج افتاده. ديگه دخل و خرجش با هم نمی‌خونه....»
در بخش ديگری از كتاب می‌خوانيم: «يك هفته مونده بود تا امتحانات نهايی. حرف‌های آقا مدير هم كه برای ما خيلی سنگين بود: شماها بی‌بته‌ترين دانش‌آموزای اين مدرسه‌ايد؛ اين قدر بايد تو يك پايه بمونيد تا از رو بريد؛ من آينده شماهارو می‌دونم. رو پيشونی تك تك شماها نوشته؛ معتاد، ولگرد، بی‌كار، بی‌عار. هر چی بلد بود به ما متلك می‌گفت. ما شده بوديم حريف تمرينی آقای مدير. بی‌هوا می‌اومد، يا با تركه يا با حرفاش. اينها همه دست به دست هم دادند تا ما با تمام قدرت درس بخونيم تا اين آقا بدونه، يك باغ محله‌ای وقتی چيزی می‌خواد می‌تونه بهش برسه»
مجموعه كتاب‌های «مش رمضون» شامل 10 جلد است كه جلدهای آن با عناوينی چون «زيارت ننه»، «تاريخ بدشگون»، «الاغ دم بريده»، «قدرت قادر»، «طلسم كوهستان» و... به مرور منتشر خواهد شد.
captcha