کد خبر: 2566372
تاریخ انتشار : ۰۲ مرداد ۱۳۹۲ - ۱۹:۴۶

نوای موسيقيايی هوربابايی؛ نمادی از آئين انفاق در ماه مبارك رمضان

آواز آئينی هوربابايی كه از گذشته‌های دور در منطقه آران و بيدگل و كاشان خوانده می‌شد، مربوط به آئين انفاق در ماه مبارك رمضان است.

اين آواز در آران و بيدگل در دو بخش از شب اول تا شب نيمه‌ رمضان و نيز در شب نيمه‌ رمضان اجرا می‌شود. به اين ترتيب كه گروهی از كودكان و نوجوانان بر اثر قرار قبلی بين خودشان، بعد از افطار در يك مكان مشخص جمع شده و بنا به رأی، يك نفر صندوق‌دار و يك نفر ميان‌دار انتخاب كرده و پس از فرستادن سه صلوات بلند كه معنای خبری دارد به راه می‌افتند و در كوچه و محله‌ها به گردش درآمده و نياز خود را طلب می‌كنند.
ميان‌دار حكم تك‌خوان را دارد و صندوق‌دار اجناس داده شده را كه اكثراً پول و خوراكی است جمع می‌كند و جمع بچه‌ها در پاسخ به هر بيتی كه تك‌خوان ادا می‌كند، پاسخ می‌دهند «هور بابا، هور بابا» يا «هوم بابا هوم بابا» نوعی مونوفونيك، هتروفونيك كه خاصيت اكثر جمع‌خوانی‌های كودكان و نوجوانان ايرانی است. بعد از خواندن اين اشعار ميان‌دار دعا می‌كند و با آمين گفتن همه، جمع دوباره راه افتاده و به محل ديگر و يا كوچه‌ی ديگر می‌رود.
نوع واكنش كودكانه‌ همراه با سماجت در اين آئين برای دريافت نذر و نياز از صاحب‌خانه‌ها جالب توجه است، چراكه وقتی پاسخ دريافت نمی‌كنند در شعر خود اسم صاحب‌خانه را می آورند.
سنت هوربابايی ويژه هر شب ماه رمضان در آران و بيدگل با جايگزينی «سوره‌ی شمس» در متن پارسی آوازها است كه بچه‌ها برای پاسخ، لفظ هوربابا و يا هجای كشيده‌ آخر آيه‌ها را تكرار می‌كنند، اين تكرار نوعی ريتم را در خود دارد «والشمس و الضحيها جواب: هوربابا، هوربابا يا: ها، ها، ها ـ ها، ها، ها/ والقمر اذا تليها جواب: هوربابا، هوربابا يا: ها، ها، ها ـ ها، ها، ها/ و النهار اذا جليها» جواب «هوربابا، هوربابا يا: ها، ها، ها ـ ها، ها، ها/ واليل اذا يغشيها» جواب «هوربابا، هوربابا يا: ها، ها، ها ـ ها، ها، ها».
بچه‌ها اگر چيز با ارزشی را از صاحب خانه بگيرند به منظور قدردانی اين شعر را می‌خوانند «طاق كيه دو سور به» (طاق خانه شما سرخ باشد)(كنايه از شاد و خرم باشيد) جواب «هوربابا، هوربابا/ هر چی بزای، پور به» (هر چه بزائيد پسر باشد) جواب «هوربابا، هوربابا» و چنانچه صاحب خانه نسبت به آنان كم لطفی كرده و برای آنان ارزشی قائل نباشد به منظور ابراز نارضايتی از رفتار وی چنين می‌خوانند «طاق كيه دو ، پوش به» (طاق اتاق شما سياه و خراب باشد) جواب «هوربابا، هوربابا/ هر چی بزای، موش به» (هرچه بزاييد موش باشد) جواب «هوربابا، هوربابا».
در پايان اين آئين آن‌چه كه به دست آمده و در نزد صندوق‌دار جمع شده است، به‌طور مساوی بين خود تقسيم كرده و هركدام به خانه‌ خود می‌روند.
اين آئين در حقيقت نوعی تشويق نابالغان برای شركت در «آئين روزه‌داری» است، چراكه بسياری از اهالی منطقه معتقدند كه در شب‌های ماه مبارك رمضان، امام حسن(ع) و امام حسين(ع) به در خانه‌ی جد بزرگوارشان رفته و سوره‌ 91 قرآن را با صدا و آهنگی خوش قرائت می‌كردند و بعد از خواندن سوره، جد و پدر گرامی‌شان و تمامی مسلمانان را دعا می‌فرمودند «آن‌گاه پيامبر(ص) و اميرالمؤمنين برای خوشحالی و تشويق ايشان مقداری خوراكی به آن‌ها می‌دادند و اين آئين نشانه‌ای از هم‌سويی با رفتار حسنين است».
در شب ميلاد امام حسن مجتبی(ع) اهالی آران و بيدگل با توجه به اعتقاد مذهبی كه در بالا ذكر شد به در خانه‌ها می‌روند و اين شعر را می‌خوانند بر ما حرجی نيست كه ما طفلانيم» جواب «هوربابا، هوربابا» «دست بلندا كيسه كن» جواب «هوربابا، هوربابا»، «اشرفی‌ها رو خورده كن» جواب «هوربابا، هوربابا» ختم كلام جواب «آمين» نور امام جواب «آمين» و در ادامه اين مراسم برای اين كه صاحب خانه را تشويق كنند كه هديه بيشتری بدهد اگر پسری داشت نام او را ضمن شعر می‌خواندند كه نمونه‌هايی از آن می‌آيد: «ميرزا حسين شمايی» جواب «هوربابا، هوربابا»، «از باغ شا ميايی» جواب «هوربابا، هوربابا» «كلوچه كماچ می‌خوايی» جواب «هوربابا، هوربابا» «بپوش بپوش نچايی» جواب «هوربابا، هوربابا».
اهالی نوش‌آباد از توابع آران و بيدگل نيز اين شعر را می‌خوانند: «(نام يكی از كودكان صاحب‌خانه) آقای شمائيم» جواب «هوربابا، هوربابا» «نارنج دستِ شاييم» جواب «هوربابا، هوربابا» «بپوش بپوش نچائی» جواب «هوربابا، هوربابا» «از خُنه در نيايی» جواب «هوربابا، هوربابا» «مردم شمارْ می‌بينن» جواب «هوربابا، هوربابا» «از حسرتت می‌ميرَن» جواب «هوربابا، هوربابا» «ده تومنی‌های درازيه» جواب «هوربابا، هوربابا» «تو بشقابای مظنزيه» جواب «هوربابا، هوربابا» «يكيشا در آر و خرده كن» جواب «هوربابا، هوربابا» «نذر بچه‌های در خُنَه كن» جواب «هوربابا، هوربابا» «تا بچه‌ها راضی شوند» جواب «هوربابا، هوربابا» «از درخُنه راهی شوند» جواب «هوربابا، هوربابا».
بعد از خواندن اين اشعار ميان‌دار برای صاحب خانه دعا می‌كند و بچه‌ها آمين می‌گويند «بركتش بده/ سروريش بده/ تاج سرش بده/ سلامتيش بده كه در جواب كودكان آمين می‌گويند.
در نگاه اوليه به لحاظ سنديت تاريخی به «ماه نيايش» در آئين زرتشت برمی‌خوريم و در آن‌جا درمی‌يابيم كه از اول تا 15 ماه از مينويانِ نيكی، فرّخی پذيرد و از روز 15 تا تمامی 30 روز به گيتيان (جهانيان) بخشد و در آن‌جا آمده است كه روز اول بعد از نيمه‌ ماه «روزبه افزون» است، در بند دهم نيايش ماه چنين گفته می‌شود كه، ما را دهيد اَماوندی (توانايی)، پيروزگری، ما را دهيد گَوِشت كه ما را نان باد و ما را از چيز خويش باد و ما را دهيد آن مردانِ پُر رَوشی كه انجمن (جمع) نيك داند كردن، شكست دهنده‌ی كسان و شكست نيافتنی از كس ... .
و اين همان جمع‌ جويی است و اتحاد بين معتقدان به ذات باری‌تعالی، كه پس از قرن‌ها با تبلور در دين اسلام بدين شكل درآمده، پيش جمله‌ی آوازی هوربابائی حاكی از همين مسأله (جمع‌گرايی) است، دقت كنيم: امشب شب نيمه است كه ما «مهمانيم» و در جايی كه بچه‌ها به دعاگويی می‌پردازند، باز مطابقت خاصی با بند يازدهم ماه نيايش دارد بنگريم: در بند يازدهم گفته می‌شود «ايزد پُرفَر، ايرد پُردرمان بخش مايه‌ی پيدايی شما باشد كه شما نيز پيداتر باشيد به پيدايی» (سرشناسی).
اما جواب بچه‌ها نيز در اين آواز مهم است، پاسخی كه باز ما را به زمان‌های باستان می‌برد چراكه نام ايزد هوم در اوستا با صفت و عنوان «دور دارنده‌ مرگ» آمده و مورد تقديس قرار گرفته، در بخش يسنا، هات 9، 10 و 11 كه به هوم اختصاص دارد، اين ايزد در پاسخ زرتشت كه از او می‌پرسد «تو كه هستی كه در سراسر جهانِ خاكی، نيكوترين به ديدار می‌آيی؟» می‌گويد «من دور دارنده‌ مرگ هستم».
درهات 11 از «هوم دلير» نيز سخن آمده، در شاهنامه‌ فردوسی از آن به صورت «هوم عابد» ياد شده است، وی بندكننده‌ی افراسياب تورانی است كه در ميان ثلث زمين در ميان ديوار آهنين احاطه شده بود.
در مهريشت، هومِ درمان بخش، در بلندترين قله‌ی كوه هرئيتی برای ايزد مهر فديه می‌آورد و او را می‌ستايد و در گوش يشت هوم درمان‌بخش برای ايزد نگاهبان چارپايان فديه می‌برد و از او می‌خواهد كه اين كاميابی را بيابد كه افراسيابِ تورانی را به زنجير كشد و نزد كيخسرو ببرد.
در نظری ديگر، خواندن سوره‌ شمس به جای شعرها اين پندار را می‌پرورد كه اين آئين و آوازهای آن از كهن‌ترين آوازهای بازمانده‌ی آئين نيايش در زمان گستردگی مذهب زرتشت در منطقه است چراكه در بند پنجم «نيايش خورشيد» نشانه‌هايی از آن‌چه كه در سوره‌ی شمسِ كلامِ الهی آمده است بيان شده، بنگريم: «نماز به مِهرِ فراخ چراگاه... نماز به خورشيد تيز اسب... نماز به آب، چشم اور مزدايزد ... .
و باز می‌دانيم كه لغت بابا بر بزرگان و محترمين كهنسال كه كار بزرگی در طول عمر برای جامعه انجام داده وحكم استاد و راهنما را يافته‌اند نيز اطلاق می‌شود و از سويی در حديث شريف نبوی(ص) آمده است كه فرموده‌اند «الآ با ثلاثه (بابا، پدر، سه هستند) اَب ولدك، اَب زوجك، اَب عملك (پدر، پدر همسرت و پدر علمی‌ات)» يا به عبارتی بابايی كه به تو علم آموخت.
و نتيجه آن‌كه در گذشته‌های دور به هنگام ورود اسلام به ايران، همان‌گونه كه مساجد بر پايه‌های آتشكده‌ای برپا گرديده، اين آئين نيز به دليل ريشه‌های نيايشی و ستايشی آن با تغيير آداب و كلام و تركيب نوين شكل اسلامی به خود گرفته و در طول زمان‌ها و اعصار مختلف به شكلی كه امروز آن را گاه می‌شود در منطقه شاهد بود و شنيد، درآمده است.
آئينی كه به طور كامل در جهت مذهبی قرار داشته و نوعی تبليغ خداباوری و تشويق به پيروی از دستورات الهی را برای كودكان و نوجوانان دارد و با نوع ضرباهنگی كه در موسيقی آوازی خود دارد، كلام الهی را بر ذهن انسان در حال تكامل ذهنی و عقلی چونان نقشی بر سنگ حك می‌نمايد، چون می‌دانيم كه «ماهور» خاصيت برانگيزانندگی دارد بی‌اختيار انسان‌ها به شنيدن‌اش می‌شتابند و اين نيروی درون اين آئين است.
آئينی كه جزو مواريث معنوی ايرانيان است و چون ميراث ناملموس است بنای آن زير تندباد تهاجمات انواع نغمه‌های بيگانه مهجور و غريب روی به اضمحلال نهاده درحالی‌كه قدمت‌اش به كهنسالی تپه‌های سيلك و اشياء عتيقه‌ی آن است و تاكنون گمانه‌زنی درباره‌اش نشده است و اين نغمه يكی از هزاران است در اين مرز پرگهر.
captcha