کد خبر: 2566883
تاریخ انتشار : ۰۴ مرداد ۱۳۹۲ - ۰۶:۲۴

بررسی ابعاد شخصيتی امام رضا(ع)

ابعاد شخصيتی انبياء و امامان گرانقدر از جهات مختلفی قابل بررسی است كه شامل شخصيت عملی، علمی، اخلاقی و همچنين شخصيت معنوی و الهی آنها است.

زندگی و شخصيت امامان شيعه، دو جنبه ارزشی متمايز و با اين حال مرتبط با هم دارد، اولين جنبه شخصيت عملی، علمی، اخلاقی و اجتماعی آنان كه در طول زندگی ايشان، در منظر همگان شكل گرفته است و فهم و ادراك آن نياز به پيش زمينه‌های اعتقادی و مذهبی خاص ندارد، بلكه هر بيننده فهيم و دارای شعور و انصاف می‌تواند، ارزش‌ها و امتيازهای آنان را دريابد و بشناسد.
دومين مورد اينكه شخصيت معنوی و الهی آنان كه ريشه در عنايت ويژه خداوند نسبت به ايشان دارد. شناخت اين بعد از شخصيت اهل بيت(ع) نياز به معرفت‌های پيشين دارد؛ يعنی نخست بايد به رسالت پيامبر(ص) ايمان داشت و براساس رهنمودهای آن حضرت، ولايت عترت را پذيرفت و برای شناخت جايگاه عترت به روايات و راويان معتبر اعتماد كرد و كوتاه سخن اين كه بينش‌های مذهبی مختلف، می‌تواند مانع شناخت اين بعد از شخصيت اهل بيت(ع) باشد.
دستگاه خلافت عباسی با اهدافی خاص، از انديشه‌وران مذاهب و فرقه‌های گوناگون، دعوت می‌كرد و آنان را رو در روی امام قرار می‌داد. با مطالعه در شخصيت، روحيات و افكار مأمون، آشكار می‌شود كه او از تشكيل چنين جلسات و همايش‌هايی، اهدافی سياسی را دنبال می‌كرد. هر چند شخصاً به مباحثات علمی علاقه‌مند بود، ولی مأمون به عنوان خليفه شخصی نبود كه بخواهد با اين ‌گونه مباحثات و مناظرات، عظمت و حقانيت خاندان پيامبر را به نمايش بگذارد و شخصيتی را كه مورد توجه انقلابيون آل‌علی بود، در جامعه مطرح كند و علم، شكوه، شايستگی و برتری آنان را به ديگران بنماياند، بلكه در پس اين تلاش‌ها، اهدافی سياسی داشت و چه بسا بی‌ميل نبود كه در اين نشست‌ها، برای يك بار هم كه شده امام از پاسخ‌گويی به پرسش‌ها عاجز بماند.
به هر حال، گذشته از اهدافی كه مأمون دنبال می‌كرد، نتايج آن جلسات مايه شكوه و عظمت امام و بهره علمی و اعتقادی شيعه شد. «عبدالسلام هروی» كه در بيشتر نشست‌ها و مناظرات حضور داشته است، می‌گويد «هيچ كسی را از حضرت رضا(ع) داناتر نديدم و هيچ دانشمندی آن حضرت را نديده، مگر اينكه به علم برتر او گواهی داده است. در محافل و مجالس كه گروهی از دانشوران، فقيهان و دانايان اديان مختلف حضور داشتند بر تمامی آنان غلبه يافت، تا آن جا كه آنان به ضعف علمی خود و برتری امام اذعان و اعتراف داشتند».
«ابراهيم‌بن‌عباس» گواه ديگری از حاضران و ناظران اين ‌گونه جلسات بوده و می‌گويد «حضرت رضا(ع) هيچ مسأله‌ای را بدون پاسخ نمی‌‌گذاشت. در علم و دانش كسی را داناتر از او سراغ ندارم. آن چه مأمون مطرح می‌‌ساخت پاسخ كامل آن را دريافت می‌‌كرد و آن چه حضرت می‌فرمود، مستند به قرآن بود». خود آن گرامی در اين زمينه می‌‌فرمود «در حرم پيامبر، می‌نشستم و عالمان مدينه هرگاه در مسأله‌ای با مشكل روبرو بودند و از حل آن ناتوان می‌ماندند، به من رو می‌آوردند و پاسخ می‌گرفتند».
يكی ديگر از مظاهر شخصيت علمی امام رضا(ع) كه شگفتی اطرافيان و شاهدان را همراه داشت، آشنايی كامل حضرت، به زبان‌های مختلف بود. چنان كه از بخش پيشين نيز آشكار شد، امام در مجامع علمی به هنگام مناظره و يا در نشست‌های معمولی در پاسخ‌گويی به اشخاصی كه از بلاد ديگر حضور ايشان شرفياب می‌شدند، با زبان متداول و رسمی مخاطب با وی به گفت‌وگو می‌پرداختند. ]«اباصلت هروی» می‌گويد «امام رضا(ع)، با مردم به زبان خودشان سخن می‌گفت. به خدا سوگند كه او، فصيح‌ترين مردم و داناترين آنان به هر زبان و فرهنگی بود». وی همچنين می‌گويد «عرض كردم، ای فرزند رسول خدا، من در شگفتم از اين همه اشراف و تسلط شما به زبان‌های گوناگون» امام فرمود «من حجت خدا بر مردم هستم. چگونه می‌شود خداوند فردی را حجت بر مردم قرار دهد، ولی او زبان آنان را درك نكند. مگر سخن اميرمؤمنان علی(ع) به تو نرسيده است كه فرمود به ما «فصل الخطاب» داده شده است و آن چيزی جز شناخت زبان‌ها نيست».
زمينه‌‌سازی برای پيدايش موقعيتی كه در آن هر چند برای يك بار، امام مغلوب ديگران شود. به هر حال در هيچ يك از اين مجالس، مأمون به نتيجه دلخواه دست نيافت و ناگزير به اعتراف و خضوع در برابر عظمت علمی امام شد. وجود چنين اعترافاتی در تاريخ شايان تأمل است. در جريان يكی از نشست‌های علمی، چون وقت نماز فرارسيد، امام برای اقامه نماز از مجلس بيرون شد. مأمون به محمدبن‌جعفر، عموی امام رضا(ع) رو كرد و گفت «پسر برادرت را چگونه يافتی؟» پاسخ گفت «او عالم و دانشمند است» مأمون گفت «پسر برادرت از خاندان پيامبر است، خاندانی كه پيامبر در مورد آنان فرموده است، آگاه باشيد، نيكان عترت من و شاخه‌های درخت وجود من، در خردسالی، خردمندترين و در بزرگسالی، داناترين مردمند. آنها را تعليم ندهيد، زيرا آنان از شما داناترند. هيچ‌گاه شما را از دروازه هدايت، بيرون نساخته و در گمراهی وارد نخواهند كرد».
در نقل ديگری آمده است كه مأمون مسائلی چند از امام رضا(ع) پرسيد و آنگاه كه پاسخ همه آنها را به درستی يافت، چنين گفت «خدا مرا بعد از تو زنده ندارد. به خدا سوگند، دانش صحيح، جز نزد خاندان پيامبر(ص) يافت نمی‌شود و به راستی دانش پدرانت را به ارث برده‌ای و همه علوم نياكانت در تو گرد آمده است». آری، صرف نظر از اهداف مأمون بايد گفت، دانش گسترده امام رضا(ع)، حقيقتی است كه دوست و دشمن ناگزير از اعتراف به آن بوده و هستند. اگر مأمون نيز در درون ميل به بروز اين حقيقت نداشت، ولی سبب شد تا چنين نتيجه‌ای به دست آيد و چهره علمی امام بهتر روشن شود.
يكی از مهم‌ترين دلايل استمرار خط امامت، تحكيم پايه‌‌های معرفت دينی در ميان امت اسلامی و تثبيت ره‌آوردهای پيامبر خاتم و تفسير صحيح وحی به تناسب استعداد، نياز و شرايط گوناگون جامعه اسلامی بوده است. تاريخ امامت نشان دهنده اين واقعيت است كه هر يك از امامان در زندگی سياسی، اجتماعی و علمی خود شيوه خاصی را پيموده و اين به خاطر شرايط متفاوت و نيازهای متنوع جامعه آنان بوده است.
اين در حالی است كه اصول و اهداف و پيام اصلی آنان يكی بوده و كمترين تمايز و مغايرتی با يكديگر نداشته است. بدين سان، سرّ تفاوت و تنوعی كه در دلايل انبيا و شيوه تبليغ و بيان آنان مشهود بوده است، آشكار می‌شود. امام علی‌بن‌موسی(ع) اين واقعيت را در زمينه شخصيت و روش و ابزار هدايتی انبيا به روشنی توضيح داده و فرموده است «هنگامی كه خداوند موسی‌بن‌عمران را به پيامبری مبعوث كرد، سحر و جادو بيشترين چيزی بود كه بر مردم زمان او چيره شده بود.
از اين رو، خداوند به موسی معجزه‌ای داد كه در توان مردم نبود و سحر آنان را باطل می‌ساخت و حجت خدا را بر ايشان تمام می‌كرد. عيسی(ع) زمانی از سوی خداوند به پيامبری برانگيخته شد كه مردم زمانش گرفتار بيماری‌های مزمن و علاج‌ناپذير شده بودند و نياز به طب داشتند. از اين رو، خداوند متناسب با نياز آن مردم، معجزه‌ای به عيسی(ع) عطا كرد كه مردم از داشتن همانند آن ناتوان بودند و اين ‌چنين حجت خداوند بر آنان تمام گشت.
پيامبر اسلام ـ حضرت محمد(ص) ـ زمانی مبعوث شد كه مردم زمانش اهل سخنوری و شعر و ادب بودند. از اين رو، خداوند بر پيامبر قرآنی نازل كرد كه مواعظ و احكامش برترين بود و مردم از آوردن همانندش ناتوان بودند. شايان توجه است كه در ادامه اين حديث، «ابن سكّيت» كه روايتگر سخن امام است از آن حضرت می‌پرسد «فَمَا الحجّةُ علی الخَلْقِ اليوم؟» در عصر حاضر، حجت خداوند بر خلق چيست؟ امام در پاسخ می‌فرمايد «العقل يعرف به الصادق علی الله فيصدّقه و الكاذب علی الله فيكذّبه». در عصر حاضر، عقل و انديشه حجت خداوند بر خلق است، زيرا با عقل می‌توانند راستگويان را از دروغگويان تشخيص دهند و آنان را تصديق و اينان را تكذيب كنند.
از اين روايت چند نكته را می‌توان نتيجه گرفت اول اينكه ابزار و نوع بيان پيشوايان الهی، متناسب با شرايط و مقتضيات زمانشان متفاوت بوده است، اديان آسمانی قبل از اسلام، پس از گذشت چند قرن، به تجديد و بازسازی اساسی نياز داشته‌اند، ولی دين پيامبر خاتم(ص)، هرگز به چنان بازسازی بنيادی نياز پيدا نخواهد كرد.
سرّ تفاوت عصر پيامبر اكرم(ص) را با عصر ساير انبيا بايد در اين نكته جستجو كرد كه عصر دين اسلام، عصر تفكر و عقل و انديشه است همچنين رشد عقل و انديشه در عصر رسالت اسلام، به معنای بی ‌نيازی از مكتب وحی و رهنمود انبيا نيست، بلكه مردمان در پرتو اين پيشرفت و تكامل قادر خواهند بود كه پيام دين را دريابند و از آن پاسداری كنند و تفسير درست را از تحريف بازشناسند. اكنون می ‌توانيم سرّ تفاوت شيوه‌های بيانی امامان را با همين ملاك كه علی‌بن‌موسی(ع) بيان فرموده است، به دست آوريم.
از ويژگی‌‌های عصر علی‌بن‌موسی(ع)، گسترش و رواج مباحثات ميان اديان و مذاهب است. موضوع مناظره در زندگی امام باقر(ع) و امام صادق(ع) نيز وجود داشته است، اما اوج اين حركت را می‌توانيم در زندگی علمی، سياسی و اجتماعی امام رضا(ع) شاهد باشيم. اهميت اين موضوع از آن روست كه گرايش جامعه اسلامی و محافل علمی ـ دينی به بحث و گفت‌وگو نشان‌ دهنده راهيابی مباحث مختلف فلسفی و كلامی به حوزه محافل اسلامی و همچنين رشد روحيه كاوشگری در ميان مسلمانان بوده است.
از سوی ديگر، استقبال بی‌ چون و چرای اهل بيت(ع) از اين‌گونه محافل و مباحث، دو نتيجه قطعی را به همراه داشته است: 1- مهر تأييدی بر اين تبادل انديشه و بحث‌ های آزاد به شمار ‌آمده است. 2- منطقی بودن و استدلال ‌پذير بودن انديشه و معارف آنان را رسانده است.
استقبال اهل بيت(ع) از مباحثات آزاد ميان اديان و مذاهب و حضور آنان در اين ميدان، نشانگر آن است كه آنان مبانی اعتقادی اسلام را، دارای پايه‌های برهانی دانسته و اعتقاد داشته‌اند كه معارف دين با عقل و علم قابل دفاع بوده و هست. اطمينان آنان به حقانيت دين و واقع ‌گرايی شريعت محمدی و علمی بودن آن، سبب شده است تا ژرف كاوی‌‌های عقلی و پرسش‌‌های دينی را ارج نهند و پيروان خود را به تأمل، تدبر، مناظره و مباحثه علمی دعوت كنند و آنان را از باورهای سطحی و اعتقادات بی‌‌اساس و عملكردهای بی‌‌منطق و هرگونه حركت بدون علم پرهيز دهند.
امام رضا(ع) می‌فرمايد «العامِلُ عَلی غير بصيرةٍ كالسائرِ عَلی غير الطريق لايزیُدُه سُرعةُ السّير الّا بعداً عَنِ الطَّريقِ؛ آن كس كه بدون بينش و آگاهی به انجام كاری اقدام كند، همانند كسی است كه بی راهه راه پيمايد. چنين فردی هر چه سريع تر حركت كند، بيشتر از راه صحيح دور می‌شود. اين سخن امام هشتم هشداری است به آنان كه همواره به كميت و مقدار عمل می‌انديشند و از كيفيت و حقيقت آن غافلند.
چه اين كه اينان در هر دسته و گروهی كه قرار گيرند، بی آن كه به درستی راه بينديشند، سعی دارند با افراط و تندروی در همان مسير، خويش را پيشتاز و جلودار معرفی كنند! ولی امام می‌فرمايد، قبل از آغاز هر كار و گام نهادن در هر مسير، نخست در انديشه كسب بصيرت و دانش باش تا از درستی راه مطمئن شوی. اگر عزم جهاد داری، نخست چشمانت را بگشا و ببين در كدام راه به جهاد پرداخته‌ای، زيرا هرگونه اقدام متهورانه و هر جانفشانی و شكنجه‌ پذيری، جهاد در راه خدا به حساب نمی‌آيد و ارزش نيست.
اگر درصدد تزكيه نفس و رهيابی به مقام باتقوايان و زاهدان هستی، بدان كه هرگونه رياضت و پرهيز از نعمت‌های دنيوی و روی آوری به هر مشی و مرام ساختگی و گوشه‌گيری و عزلت‌جويی و ترك وظايف اجتماعی، تزكيه نفس و مايه كمال معنوی و تقرب به خداوند نيست، بلكه بايد تزكيه نفس را از مردم، انبياء و ائمه معصومين دريافت كنی تا اصل راه را از دست ندهی. افزون بر اين ها، بدان كه اصولاً رشد واقعی و كمال نهايی انسان در اين است كه از دانش و بينش برخوردار باشد، درست بشناسد و درست بشناساند.
امام رضا(ع) می‌فرمايد در روز قيامت به انسان عابد گفته می‌شود، تو خوب انسانی بودی، تمام همت تو آن بود كه خودت را نجات دهی. پس اكنون وارد بهشت شو. [و اما در سوی ديگر انسان فقيه و دين‌شناسی وجود دارد كه در روشنگری مردم كوشيده است] فقيه، انسان آگاه و ژرف‌انديش است كه پرتو معرفت خود را بر زندگی ديگران نيز افشانده و در نتيجه اين معرفت بخشی، ايشان را از دام‌های انحراف و دسيسه‌های دشمنان شان پرهيز داده و نعمت‌های الهی را بر آنان فزونی بخشيده و رضايت خداوند را نصيب شان ساخته است.
در روز قيامت به چنين انسان ژرف‌‌انديش و هدايتگری گفته می‌شود، ای حامی يتيمان خاندان پيامبر(شيعيانی كه در زمان غيبت امام زمان(عج) به سر می‌برند و از نور حضور امام شان محرومند) و ای كسی كه انديشه‌‌های ضعيف را با هدايت‌‌ها و روشنگری‌‌های خود ياری داده‌ای، بايد و برای همه آنان كه از خرمن دانش و بينش تو بهره جسته‌اند شفاعت كن. پس از اين فرمان، او به شفاعت می‌پردازد و خود به همراه گروه گروه از هدايت يافتگانش وارد بهشت می‌شود. اكنون ببين كه چه فاصله زيادی است ميان جايگاه يك عالم ژرف ‌انديش و هدايتگر با عابدی خودنگر.
captcha