کد خبر: 2567631
تاریخ انتشار : ۰۶ مرداد ۱۳۹۲ - ۰۰:۰۷

شب قدر؛ شب فرصت‌ها

شب قدر، فرصتی در دل فرصت و موهبتی افزون بر موهبت ديگر است. برای آن‌ها كه آن همه شب را از دست دادند، فرصتی ديگر روی داد تا اين بر جای‌ماندگان از قافله رمضان به قافله برسند.

به گزارش خبرنگار افتخاری خبرگزاری بين‌المللی قرآن(ايكنا)، شب قدر، فرصتی در دل فرصت و موهبتی افزون بر موهبت ديگر است. برای آن‌ها كه آن همه شب را از دست دادند، فرصتی ديگر روی داد تا اين بر جای‌‌ماندگان از قافله رمضان را به قافله برساند و آن‌ها را هم‌پای شب‌زنده‌داران اين شب و بيداران اين لحظه‌‌ها قرار دهد.
و خداوند متعال در اين شب سرنوشت و تقدير، حتی كم‌ترين بهانه را هم در توجيه گناه‌كاری بندگانش می‌پذيرد و ناچيزترين عذرخواهی را هم قبول می‌كند و اين‌گونه هست كه پروردگار در اين شب، آسان می‌بخشد و به سادگی قبول توبه می‌كند و بيش از هر زمان ديگر دعاها را مستجاب می‌كند و رحمت و مغفرت خود را به حراج می‌گذارد تا ارزان‌تر از هر وقت ديگر به پای تو (اگر خريدار باشی) بريزد و ساده و كم‌خرج، آن همه فيض و كرامت را نثار تو كند و اينك همه چيز برای سودی بزرگ آماده است،
همه درهای رحمت باز است و همه جور بهانه و عذرخواهی در كوتاهی‌ها و تبه‌كاری‌ها و كژی‌ها پذيرفته می‌شود و آدمی چه نگون‌بخت خواهد بود كه در كنار اقيانوس باشد و لبی تر نكند و دستی به آب نرساند.
اينك اين شب قدر، نورانی‌ترين شب سال و پرفروغ‌ترين شب رمضان، شبی كه خدا در آن، با همه آياتش زمينی شد و از آن خاكيان شد، شبی كه خداوند، كلمات شد و بر قلب پيامبرش فرود آمد تا جمالش كه اينك قرآن شده است، ديدنی شود و جلوه‌اش، تماشايی. آن همه فروغ و آن همه جلوه، برای آن است كه تو از همه سر بگردانی و مستقيم به نظاره او بنشينی. هيچ‌گاه معبود به اندازه امشب، نقاب از چهره نگشود و هيچ‌وقت مانند امشب، بندگانش را به تماشای خويش فرا نخواند.
چشم‌‌های تو! اگر پرده‌ها را از برابرش كنار بزنی، او را امشب، بهتر و زيباتر از هر زمان ديگر تماشا خواهی كرد، درست مانند ماه كامل در شب چهارده در آسمانی صاف كه بهتر و دل‌پذيرتر از هر زمان ديگر، ديدنی خواهد بود.
خوشا «فرخنده شبی» كه «مبارك سحری» در پی دارد و عارف در هوای چنين سحری، شب بيدار و نگران است. او در صحرای انبوه تاريكی، چون پرتويی در تار و پود شب، روان است و از بركت بيداری او سكوت و سكون تاريكی و سكوت، به سوی سحر می‌آيد و سحرگاه «هاتف كوی دوست» جام جهان‌بين خورشيد را در كف او می‌نهد و از راز دو جهان، آگاهش می‌كند. شبی كه چنين سحری در خود دارد «شب قدر» است، با روشنی بسيار خورشيد و با جلوه بسيار ديدار. خوشا آگاهی عارف سحرخيزی كه در هوای «رخ مهر» است و خورشيد روشنی روی خود را نثار جانش می‌كند.
captcha