عباسعلی سعدالدين، كارشناس علوم سياسی سپاه قائم(عج) استان سمنان در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا) شعبه سمنان، در رابطه با تحولات سياسی در منطقه اظهار كرد: همه انقلابهای جهان و حركتهای مردمی يا صنفی دارای اهدافی هستند كه همان خواستههای تمام يا گروهی از اعضای يك جامعه را شكل میدهد كه با دستيابی به آن میگوييم انقلاب به پيروزی رسيده است.
وی افزود: يك انقلاب يا جنبش برای دستيابی به آن هدف نياز به ابزارها و عناصری دارد كه در كنار هم باعث ثمردهی آن حركت خواهد شد كه در اين راستا عنصر مكتب يا ايدئولوژی عامل تحرك و انگيزه فكری انقلابيون است و در حقيقت خط دهی فكری انقلابيون به واسطه ايدئولوژی صورت میگيرد.
سعدالدين گفت: ايدئولوژی میتواند يك انديشه سياسی، اجتماعی، فرهنگی و يا يك دين و آئين باشد كه رهنمودهای مقام معظم رهبری در خطبه عربی خود خطاب به مردم مصر گره انقلاب مردم مصر را باز كرد و باعث پيروزی انقلاب مردم اين كشور شد.
وی افزود: مردم انقلابی بر اساس ايدئولوژی طرح شده به نوعی برانگيختگی فكری میرسند و حركت انقلاب را نيز بر اساس همان ايدئولوژی تعيين میكنند كه البته گاهی ايدئولوژی به عنوان عامل محركه و بهانهای برای تحريك احساسات تودههای مردم، آلت دست رهبران و ليدرهای انقلابها میشود.
كارشناس علوم سياسی سمنان تداوم حضور مردم و تودهها در صحنه و خسته نشدن آنها از ادامه راه را عامل مهم ديگری در پيروزی انقلاب دانست و اظهار كرد: انشقاق و تفرقه بين انقلابيون، عدم پشتيبانی و طرد شدن انقلابيون توسط نخبگان موثر در عرصه داخلی و بينالمللی، نحوه برخورد دستگاه حاكم به خصوص اقدامات نظاميان در شدت سركوب انقلابيون باعث دلسرد شدن مردم و خارج شدن آنها از صحنه انقلاب میشود.
سعدالدين تأكيد كرد: عامل جمعيت دليل مقبوليت و مشروعيت يك انقلاب است و هر چه مشاركت مردمی در انقلاب بالاتر باشد، مشروعيت نظام بر آمده از انقلاب بيشتر است زيرا هر جنبش و انقلاب نياز به يك رهبری واحد دارد كه در بين همه گروههای انقلابی دارای مقبوليت باشد.
كارشناس علوم سياسی سمنان تأكيد كرد: رهبر يك انقلاب بايد توانايی همسو كردن همه جريانات انقلابی را داشته باشد و قدرت تصميمگيری رهبر در انقلاب نقش تعيين كنندهای در پيروزی يا شكست آن انقلاب دارد كه بر اين اساس رهبر يك حركت و انقلاب بايد به ايدئولوژی آن انقلاب، اعتقاد قلبی و راستين داشته باشد و خود را مقيدتر از سايرين به آن ايدئولوژی بداند، يعنی هم مشروعيت ايدئولوژيك و هم مقبوليت مردمی داشته باشد.
وی خاطرنشان كرد: چنين رهبری اگر تدبر و مديريت را چاشنی صفات خود كند، میتوان ادعا كرد رهبر ايدهآلی برای آن انقلاب است كه البته مقبوليت مردمی به طور عملی وقتی حاصل میشود كه با پشتيبانی همان مردم و تبعيت از رهبری باشد.
سعدالدين با اشاره به فرمايشات امام خمينی(ره) افزود: اين فرموده حضرت امام خمينی(ره) بايد هميشه به يادمان باشد كه «پشتيبان ولی فقيه باشيد تا به مملكت شما آسيبی نرسد»، چون اگر تبعيت و پشتبانی از رهبری كمرنگ شود آن انقلاب پيروز نخواهد شد و يا پس از پيروزی هم آسيب زيادی خواهد ديد و در نهايت شكست خواهد خورد.
كارشناس علوم سياسی سمنان انقلابی ماندن را شرط بقا حكومت انقلابی دانست و گفت: فاصله گرفتن از ارزشهای انقلاب و روی كار آمدن عناصر مخالف با انقلاب و يا كسانی كه اعتقاد قلبی به ارزشهای انقلابی ندارند، باعث بازگشت دوباره ارزشهای طرد شده قبل از انقلاب شده و باعث شكست انقلاب خواهد شد.
وی با اشاره به انقلاب مردم مصر عليه مبارك گفت: در انقلاب مردم مصر عليه حسنی مبارك، اسلام و حكومت اسلامی به عنوان ايدئولوژی واحد و برتر باعث اتحاد مردم و تداوم حضور آنها در صحنه شد، شايد در وهله اول جنبش اخوان المسلمين را به عنوان رهبر انقلاب مردم مصر در نظر بگيريم اما نقش رهبری واقعی از ناحيهای ديگر ايفا شد.
سعدالدين مقام معظم رهبری را رهبر اصلی و معنوی انقلاب مردم مصر خواند و گفت: رهبر معظم انقلاب با ارائه تجربيات انقلاب اسلامی ايران به مردم مصر باعث تسريع در پيروزی مردم اين كشور شدند كه بر اين اساس با سرنگونی رژيم مبارك جنبش اخوان المسلمين در انتخابات رأی اعتماد ملت مصر را بدست آورد و مرسی رئيس جمهور شد.
كارشناس علوم سياسی سمنان افزود: مقام معظم رهبری در بيانات خود در همايش بيداری اسلامی سال جاری نكاتی را گوشزد كردند كه ناديده گرفتن آن باعث سقوط دولت مُرسی شد و آفت فاصله گرفتن از ارزشهای انقلابی و ارتجاع به ارزشهای دوران رژيم مبارك باعث سلب اعتماد مردم مصر از اخوان المسلمين و مُرسی شد.
به گفته وی مردم مسلمان مصر از تعامل و سرسپردگی رژيم مبارك به غرب و اسرائيل دل خوشی نداشتند و همين موضوع باعث تنفر روز افزون نسبت به آن رژيم شد در ضمن اينكه ديكتاتور مصر رژيمی كاملاً خودكامه و اقتدارگرا وتمايت خواه را در دست داشت.
كارشناس علوم سياسی سمنان خاطرنشان كرد: اما مُرسی در يك ارتجاع فكری و عملی به دوران مبارك سر ناسازگاری با دوستان واقعی خود مانند ايران، سوريه گذاشت و به جای توجه به ايدئولوژی و خواست مردم خود، بر ديوار پوشالين رژيمهای مرتجع منطقه و آمريكا تكيه زد.
سعدالدين افزود: مرسی گول دلارهای نفتی برخی از كشورهای مرتجع منطقه و غرب را خورد و اعتماد او به غرب و دشمنان واقعی ملت مصر باعث قليان خشم مردم عليه خود و حكومتش شد و با تقليد كوركورانه از سلفیها و وهابیها با روحيه سازشپذيریاش باعث شد تا اخوانالمسلمين برای هميشه اصالت اسلامی و پايگاه خود را از دست بدهد.
كارشناس علوم سياسی سمنان گفت: مُرسی حتی با اطاعت كوركورانه از سلفیها و اسرائيل و غرب در مواجهه با ايران و سوريه سياست قطع رابطه را در دستور كار قرار داد و در عوض با عربستان كه عامل اصلی سرنگونی مُرسی شد، روابط خود را تقويت كرده بود در ضمن اينكه دولت مُرسی يك دولت اقتدارگرا و تماميت خواهی بود كه حاضر به قبول همكاری و مشاركت ساير گروهها در حكومت نبود.
وی تأكيد كرد: مُرسی میتوانست با رفتاری منعطف و فراجناحی و تعامل با همه گروهها و احزاب بهتر و شايستهتر حركت كند؛ اما با سختگيری در قبال مسيحيان و شخصيتهای مهم و تاثيرگذار شيعی سعی كرد زمينه سقوط خود را فراهم كرد.
سعدالدين گفت: مُرسی با به رسميت شناختن قرارداد كمپ ديويد نه تنهابه آرمان فلسطين و مردم كشورش بلكه به تمام مسلمانان جهان خيانت كرد و بر خلاف خواست انقلابيون مصری كه در آغازين روز انقلاب خود سفارت رژيم صهيونيستی را آتش زدند در حالی كه مرسی در يك سال اخير حتی يكبار نيز به امريكا و رژيم صهيونيستی اخم نكرد و در برابر آنها موضعی نگرفت.
كارشناس علوم سياسی سمنان افزود: همين عوامل باعث شد تا تظاهرات ميليونی عليه مرسی در خيابانهای مصر بر پا شود و با دخالت ارتش حكومت وی ساقط شود.
وی خاطرنشان كرد: سقوط مرسی توانايیهای اخوان مسلمين را در اداره حكومت مصر زير سئوال برد و حوادث مصر درس عبرتی برای مسئولان ما هم هست؛ چرا كه اين حواث نشان داد مردم هيچ گونه انحرافی از اصول را نمیپذيرند.
سعدالدين ولايت فقيه را ركن اصلی انقلاب دانست و افزود: حضور ولايت فقيه در نظام مقدس جمهوری اسلامی ايران باعث میشود كه اگر يك شخصيت سياسی يا يك جريان و نهاد سياسی آهنگی خارج از مسير انقلاب را نواخت با حضور به موقع رهبری حركت خود را اصلاح كرده و در غير اين صورت از گردونه انقلاب خارج شود زيرا هر جا كه جريان يا نهاد سياسی از مسير اصلی انقلاب منحرف شد، آنجا رهبری با حضور به موقع خود جلوی انحراف را خواهد گرفت.
كارشناس علوم سياسی سمنان اظهار كرد: اگر در مصر رهبری مقتدر و معتقد حاكم بود با گوشزد كردن خطاها و برخورد با انحراف دولت مُرسی باعث تداوم انقلاب میشد.
سعدالدين با اشاره به نقش تاريخی ولی فقيه در برخورد با انحرافات در نظام مقدس جمهوری اسلامی گفت: برخورد قاطعانه امام خمينی (ره) با دولت ليبرال بازرگان و بنی صدر باعث شد تا نهال انقلاب اسلامی از بدو تولد در مسير تعالی رشد كرده و در ادامه در دوران بلوغ انقلاب حضور به موقع و رهبری علوی مقام معظم رهبری باعث ناكامی دشمنان خارجی و داخلی در انحراف از مسير انقلاب شد.
وی بيان كرد: در حال حاضر هم با توجه به تظاهرات گسترده مردم مصر عليه مُرسی باز هم جای خالی يك رهبری مقتدر و واحد به چشم می خورد.
كارشناس علوم سياسی سمنان افزود: مردمی كه با مرسی مخالفت كردند لزوماً موافق حضور نظاميان نسيتند چون نظاميان را بازمانده حكومت استبدادی مبارك میدانند كه خود مردم چند سال قبل طومار آن را در هم پيچيدند.
وی وحدت را از ضروريات امروز مصر خواند و گفت: هر دو گروه از مردم مصر هنوز به شعارهای انقلابی خود پايبند هستند؛ بنابراين آنها میتوانند همين مسأله را به عنوان يك اعتقاد مشترك حفظ كرده به نوعی وحدت در زير يك پرچم دست يابند.
كارشناس علوم سياسی سمنان خاطرنشان كرد: پرچم دار انقلاب اسلامی مردم مصر همان رهبری دينی يا ولايت فقيه است كه جای خالی او در مصر احساس میشود.
وی وحدت را به عنوان راه چاره حوادث مصر دانست و افزود: رهبری واحد كه از بين مردم در آمده يعنی(مردمی است) میتواند جلوی عميقتر شدن شكاف بين مردم را گرفته و تحت لوای اسلام مردم را متحد سازد وكشور را به آرامش دست يابد.
كارشناس علوم سياسی سمنان گفت: شكاف كنونی ممكن است باعث جنگ داخلی در مصر شده و با تداوم وضعيت كنونی و سرنوشت سودان در انتظار مصر خواهد بود و خطر تجزيه اين كشور وجود دارد.
سعدالدين خاطرنشان كرد: وجود يك مصر مقتدر و اسلامی كابوسی برای رژيم صهيونيستی و آمريكا است؛ بنابراين تجزيه مصر از برنامههای خطرناك غرب عليه جهان اسلام و در راستای طرح خاور ميانه جديد است.
كارشناس علوم سياسی سمنان گفت: سلفیها با استفاده از خلأ قدرت سياسی و خلأ ايدئولوژی حاكم در كشورهای منطقه اقدام به گسترش فعاليتهای خود كرده و در حقيقت سلفیها و وهابيت در حال بلعيدن منطقه است زيرا معضل مهمی كه نه تنها مصر بلكه تمام جهان اسلام را تهديد میكند گسترش سلفیهای در كشورهای منطقه است.
وی گفت: سلفیها همان وهابیهای مرتجع و پوچ مغزی هستند كه با نام جديد مجری سياستهای اسلام ستيز غربی بوده و سعی در خشكاندن ريشه اسلام دارند.
كارشناس علوم سياسی سمنان اظهار كرد: فعاليت وهابيون در استانهای جنوبی كشور در سايه غفلت مسئولان گسترش پيدا كرده و بسياری از مردم را به انحراف میكشاند كه نخست بايد از گسترش آنها در استانهای دارای جمعيت اهل تسنن و حاشيه خليج فارس و دريای عمان جلوگيری كنيم؛ سپس به فكر نسخه پيچيدن برای ديگر كشورها باشيم.
وی با اشاره به فعاليت مخفيانه مبلغان وهابی در كشور گفت: كم كاری مسئولان در برخورد با گروههای مبلغ وهابی در برخی استانها باعث شده تا به جای آنكه به فكر مبارزه با سلفیهای وهابی در منطقه باشيم خطر آنها را از داخل هم احساس كنيم.
كارشناس علوم سياسی سمنان افزود: يكی از اصول سياست خارجی ما پس از پيروزی انقلاب صدور انقلاب بود،كه در اين زمينه كم كار بوده ايم زيرا مهمترين دليل گسترش سلفیها در كشورهای منطقه است كه مذهب حقه شيعه را هدف گرفتهاند.
وی تأكيد كرد: در حقيقت در قبال گسترش سلفیها و اقدامات آنان عليه شيعيان موضع ما يك موضع انفعالی بوده و اگر تحركی هم داشتيم تحرك دفاعی بوده كه در موارد معدودی به كار گرفته شده است.
كارشناس علوم سياسی سمنان اظهار كرد: بايد در قبال سلفیها و در حمايت از شيعيان مصر و ديگر كشورها موضع تهاجمی اتخاذ كنيم يعنی اول بايد تهاجم فرهنگی را بر عليه افكار پوچ و خشك سلفیهای وهابی آغاز كنيم.
سعدالدين نقش مبلغان مذهبی و رسانهها را مهم دانست و افزود: اعزام مبلغان مذهبی يكی از حربهها است و رسانههای برون مرزی هم میتوانند نقش موثری در انسجام فرهنگی و سياسی شيعيان عليه سلفیها ايفا كنند.
وی تدبير ديپلماتيك را در برخورد با معضل سلفیها مهم برشمرد و گفت: دستگاه ديپلماسی كشور نيز میتواند با رايزنی سياسی اهرم فشاری را از ناحيه جامعه بينالملل عليه جنايات سلفی ها فراهم كند و با اتحاد بين جوامع شيعه در كشورهای اسلامی مبارزه با سلفیها آسانتر است.
كارشناس علوم سياسی سمنان تجربه تشكيل بسيج را تجربهای گرانبها دانست و تأكيد كرد: بسيج مردمی و به خصوص شيعيان در مساجد و مراكز مذهبی میتواند منجر به تشكيل گروههای جهادی عليه سلفیها شود كه پیريزی اين گروهها و كمك فكری به آنها وظايف مراجع فزهنگی، دينی و سياسی است.
سعدالدين خاطرنشان كرد: البته بايد حساب برادران اهل تسنن را از سلفیها جدا دانست و اهل سنت را به ماهيت توحش سلفیها آگاه كرده و اتحاد با اهل سنت میتواند نيروی مقتدری برای مقابله با اين جريان باشد.
وی با بيان اينكه مهمترين خطری كه رژيم صهيونيستی را تهديد میكند، حضور نظام جمهوری اسلامی ايران در منطقه است اضافه كرد: مواضع خائنانه برخی از رژيمهای عربی منطقه در قبال رژيم صهيونيستی و سكوت برخی از سران مرتجع عرب در قبال جنايات رژيم صهيونيستی و يا برقراری روابط با اين رژِيم، دست اسرائيل را در سركوب مسلمانان فلسطينی و ادامه اشغال اراضی مسلمانان باز گذاشتهاند.
سعدالدين افزود: تجهيز مخالفان دولت اسد و تحريك به حمله، كمك مالی به مخالفان سوری، اعزام گروههای تكفيری و سلفی به سوريه، ارسال كمكهای نظامی به مخالفان به منظور ساقط كردن حكومت سوريه و روی كار آمدن رژيمی است كه مانع كمك ايران به حزب الله شود.
وی تأكيد كرد: بديهی است كه در صورت حائل شدن يك حكومت مخالف با مقاومت، بين ايران و حزب الله، كار پشتيبانی از پيش قراولان شيعه عليه رژِيم صهيونيستی را با مشكل روبرو ساخته و شكست دادن حزب الله برای اين رژيم آسانتر خواهد بود.
كارشناس علوم سياسی سمنان گفت: بعد از شكست دادن حزب الله لبنان نوبت ايران است؛ بنابراين مهمترين وظيفه ما در قبال بحران سوريه اين است كه سعی كنيم سوريه را به عنوان رابط خود با خط مقدم جبهه عليه اسرائيل حفظ كنيم.
سعدالدين ادامه داد: سرنوشت سوريه را مردم آن كشور بايد رقم بزنند و حمايت همه جانبه از مردم سوريه كه خود مخالف گروههای مسلح هستند، بايد از طريق كمكهای فرهنگی، مالی، سياسی و نظامی صورت گيرد كه مبارزه با سلفیها بهترين راهكار حفظ سوريه در خط مقاومت است.
كارشناس علوم سياسی سمنان خاطرنشان كرد: افشای چهره واقعی گروههای معارض در سوريه و ساماندهی نيروهای مردمی به كمك دولت سوريه باعث گذر سريعتر اين كشور از اين بحران خواهد شد كه در اين راستا وزارت امور خارجه نيز به عنوان متولی دستگاه ديپلماسی بايد در جهت حل مسالمتآميز بحران سوريه از طريق رايزنی با كشورهای مختلف تلاش خود را كرده و اين پل ارتباطی ما با مقاومت حزب الله لبنان را حفظ كند.