به گزارش خبرنگار افتخاری خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا)، حجتالاسلام والمسلمين عليرضا حسينپور، قائممقام دانشكده اصولالدين دزفول با اشاره به سخنی از پيامبر عظيمالشأن اسلام(ص) در وصف حضرت علیابنابيطالب(ع)، اظهار كرد: جملهای میفرمايند كه منحصر به فرد است و درباره هيچ شخصيتی اين گونه جملهای نفرمودهاند «ضربه علی يوم الخندق افضل من عباده الثقلين؛ ارزش شمشيری كه علیابنابيطالب در روز خندق در راه خدا زد بالاتر از عبادت ثقلين(جن، انس و ملائك مقرب) است».
وی بيان كرد: مگر علی(ع) كيست كه يك ضربه شمشيرش اين همه ارزش والای معنوی دارد؟ علی(ع) نشانهای از جلوه ذات احديت است و راه رسيدن به كمال مطلق است. منكر فضائل علی(ع) منكر خدای متعال و پيامبر خداست. در اين مختصر مجالی برای اشاره به مناقب ولی الله الاعظم نيست و صد البته در اين باب سخن فراوان گفته شده و هنوز كسی نتوانسته اين گوهر ناياب خلقت را بشناسد.
حجتالاسلام حسينپور عنوان كرد: برای مقام و مرتبت علمی آن حضرت همين بس كه در دوران خلافت غاصبانه عمر بارها در امور جامعه به مشكلات عديدهای برخورد میكردند و از روی ناچاری و اكراه برای يافتن راه چارهای مناسب دست به دامن داماد پيامبر(ص) میشدند. حضرت علی(ع) كه خود منبع علم لايزال الهی بود بدونه هيچگونه درنگی پاسخی از روی علم و بصيرت و برگرفته از علم و آگاهی به آن مسئله میفرمودند به گونهای كه همگان از اين همه علم و معرفت شگفتزده میشدند و بارها خليفه دوم عمر به همگان اعلام میكرد «اگر علی(ع) نبود من هلاك میشدم».
قائم مقام دانشكده اصولالدين دزفول بيان كرد: اگر ما شيعه واقعی هستيم بايد از اعمال و رفتارمان هويدا باشد و تنها به عزاداری يك شبانهروز برای آن حضرت اكتفا نكنيم بلكه امسال عاشورای علوی برگزار كنيم. همانند دهه عاشورا كه هيئتهای مذهبی در سطح شهرها و بلاد مختلف به سينهزنی و زنجيرزنی میپردازند برای اثبات مظلوميت علی و فرزندانش اين سنت حسنه را ايجاد كنيم. شايد مقداری رنگ بوی شيعه واقعی به خودمان بگيريم.
وی با اشاره به اينكه بعد از رحلت پيامبر رحمت و شكلگيری جريانات تكفيری، منحرف و غصب خلافت، عدهای به تخريب شخصيت علی(ع) پرداختند، گفت: اين افراد از خدای متعال پروا نكردند و ناجوانمردانه شخصيت الهی مولیالوحدين را تخريب كردند، به گونهای كه وقتی اشقی الاشقياء سركرده تكفيریهای كوفه «ابن ملجم»، در اوج ناجوانمردی و به هنگام نماز بر فرق مولود كعبه كوبيد، عدهای كه فريب تبليغات تكفيریهای غاصب را خورده بودند، پرسيدند «مگر علی نماز میخواند كه به مسجد رفته است؟!» و در طول تاريخ وسوسه خناسان بر عليه خاندان علوی عليهم افضل الصلوات المصلين ادامه دارد.
قائم مقام دانشكده اصولالدين دزفول اظهار كرد: ايجاد ناامنی در ميان مناطق شيعهنشين و نسلكشی شيعيان در سرتاسر جهان در كشورهايی مثل عراق، پاكستان، كشمير سوريه، بحرين اخيراً به اوج خود رسيده است. سازمانهای حقوق بشر و جهانی بدون هيچ واكنشی به نظاره اين همه ظلم و جور عدوان نشستهاند و بعضاً با دادن پول، سلاح و نيرو اقدام به تقويت تكفيریهای ملحد میكنند.
وی تأكيد كرد: در اين برهه حساس از تاريخ شيعه، همانند روز خندق كه روز تعيينكنندهای بود برای اسلام و ضربه شمشير اسدالهی كار را تمام كرد، مسلمين با اتحاد برای تعيين سرنوشت اسلام، نياز به ضربه الحيدريهای واحد دارند تا برای هميشه تاريخ دنيا از شر تكفيریهای ملحد و بیدين رهايی پيدا كند.
حجتالاسلام حسينپور اظهار كرد: درباره ضرورت دفاع از مكتب حقه تشيع لحظهای درنگ جايز نيست چناچه تكفيریها از سراسر جهان به منطقه جهت نابودی شيعه آمدهاند، پس چرا علما و بزرگان شيعه و خود شيعيان جهت مقابله با كسانی كه در سدد از بين بردن آثار شيعه در جهان هستند هيچ اقدم مناسبی انجام نمیدهند. شايد هم ما ادعای شيعهگری داريم و شيعه واقعی نيستيم. زمانی كه حرم مطهر حضرت زينب كبری(س) مورد حمله ددمنشانه گروههای تكفيری قرار گرفت، جامعه شيعه چه اقدام اعتراضی و بازدارندهای انجام داد؟
وی ادامه داد: هنگامی كه امام رضا(ع) در خراسان بود، گروهی از راه دور برای زيارت او به دربِ منزل حضرت آمدند و اجازه خواستند به حضور او شرفياب شدند. دربان منزل حضرت به حضور او رسيد و عرض كرد «گروهی آمدهاند و میخواهند به محضر شما برسند و میگويند ما شيعه علی هستيم». امام رضا(ع) فرمودند «من مشغولم، به آنها بگو برگردند» دربان كنار درب آمد و به آنها گفت «حضرت مشغول است و كسی را نمیپذيرد». آنها رفتند و روز دوم آمدند و همان سخن خود را تكرار كردند.
وی در ادامه اين روايت تاريخی، بيان كرد: امام(ع) آنها را نپذيرفت تا دو ماه هر روز میآمدند و میگفتند ما شيعه علی(ع) هستيم و میخواهيم به حضور امام برسيم و حضرت آنها را نمیپذيرفت تا اينكه از ملاقات امام مأيوس شدند و به دربان گفتند «به مولای ما بگو ما شيعيان پدرت علیبنابيطالب هستيم و با اين نپذيرفتن شما دشمنانمان ما را مورد شماتت قرار میدهند، ما اين بار برمیگرديم و به خاطر شرمندگی، خجالت و عجز از تحمل شماتت دشمنان از ديار خود هم میگريزيم».
اين مسئول تصريح كرد: پيام آنها را به حضرت رسانيدند. آنگاه امام به دربان فرمود «اجازه بده وارد شوند»، آنها به حضور آن حضرت رسيدند و سلام كردند. اما امام جواب آنها را كه نداد، اجازه نشستن نيز به آنها نداد و همينطور ايستاده بودند تا اينكه گفتند «يا بن رسولاللّه! اين چه ستم بزرگی است كه بعد از دو ماه نپذيرفتن و دربهدری به ما میرسد و چه آبرويی بعد از اين از ما میماند؟» امام فرمود اين آيه را بخوانيد «آنچه از سختی به شما رسيد، از خود شما بود و خداوند بسياری از گناهان را میآمرزد». من جز به پروردگارم و به رسول خدا و اميرالمؤمنين و پدران پاك و معصومم(ع) اقتدا نكردم، شما خود را سرزنش كنيد، من از آنها پيروی كردم گفتند «چرا ای پسر رسول خدا؟» فرمود «به خاطر اينكه ادعا كرديد شيعه علیبنابيطالب هستيد. (در حالی كه شيعه واقعی نيستيد)وای بر شما، شيعه علی همانا حسن، حسين، ابوذر، سلمان، مقداد، عمار و محمدبنابی بكرند كه هيچ يك با امر و نهی او مخالفت نكردند؛ اما شما ادعای پيروی از او را داريد، در حالی كه در اكثر اعمال خود مخالف او هستيد و در بسياری از واجبات مقصريد، در بسياری از حقوق برادران دينی خود سستی میكنيد».