کد خبر: 2572888
تاریخ انتشار : ۱۷ مرداد ۱۳۹۲ - ۰۷:۳۶

نوشتاری از آيت‌الله‌العظمی صافی به مناسبت عيد سعيد فطر

ماه مبارك رمضان، ماه مبارزه با نفس و مدرسه تعديل، اصلاح غرايز و خواسته‎ها و نمايش قوّت اراده و توان روان، سپری شده است و اين امر فرصتی جهت برگزاری مراسم عيدی بزرگ و پرفضيلت است.

اين عيد، عيد اسلامی «فطر» است كه عيد همگان و عيد عموم طبقات و افراد است «اَسئَلُكَ بِحَقِّ هذَا الیَومِ الَّذِی جَعَلتَهُ لِلْمُسلِمينَ عیِداً»، عيدی كه خدا آن را برای همه مسلمانان قرار داده و همه را در آن شريك فرموده است.
عيدی كه در آن مساجد و مجامع اسلامی و در گستره جهان اسلام، شكوه عبادت و بندگی خدا ديده می‎شود. مراسم اين عيد اختصاص به توانگران، كارفرمايان، رجال و زمامداران و طبقات به اصطلاح ممتاز ندارد.
تشريفات مادی، تقديم هدايا و تحفه‎های گرانبها ـ چنان چه پيش از اسلام در اعياد رسم بود‎ ـ در اين عيد مرسوم نيست. زيردستان موظف به ديدار زمامداران نيستند و كارگر و كارفرما، افسر و سرباز، فقير و غنی، شاه و گدا و همه اقشار و طبقات بايد در صف بندگی خدا و دعا و عبادت برادرانه بايستند.
در روز «عيد فطر» همه مسلمانان در سراسر جهان، غرق احساس افتخار بوده و سربلند و سرافرازند كه ماه مبارك رمضان را با توفيق به پايان رسانده و از بركات معنوی و تربيتی آن مستفيض شده‎اند.
خدا را شكر می‎كنيم كه يكی از بزرگ‎ترين كلاس‎های تربيتی اسلام را در طی يك ماه گذرانده و از درس‎هايی كه در آن‎ها داده شده، به اندازه استعداد و آمادگی خود استفاده كرده و با روح و جان خود آميزش داده و بر الواح دل‎ها و ضماير خود ثبت كرده‎اند.
در اين روز، مسلمانان از يك جهاد حساس و خطرناك ـ كه پهلوانان، قهرمانان و شيرافكنان جهان در آن ميدان به خاك هلاكت افتاده و مغلوب شده‎اند ـ فاتحانه و پيروزمندانه باز می‎گردند. اين جهاد، جهاد با نفس، جهاد با اميال و غرايز حيوانی و لذايذ نفسانی است. بازداشتن نفس از كام‎گيری‎های شهوانی، نگهداری نفس از خوردن غذاهای لذيذ و نوشيدنی‎های شيرين و خوش‎گوار، خودداری از چشم چرانی و هوس‎های شيطانی، از دروغ، غيبت، خشم و غضب، بدخويی و ترش‎رويی، تكبر و جاه‎طلبی و دوری از هر معصيت و گناه ديگر در اين ميدان جهاد، فتح و پيروزی است.
همه اين‎ها جهاد است و همان «جهاد اكبری» است كه پيامبر بزرگ اسلام به گروهی از صحابه كه به جهاد رفته بودند و با دشمن با شمشير و اسلحه دست و پنجه نرم كرده و زور بازو نشان داده بودند، فرمود «مَرحَباً بِقَومٍ قَضُوا الجِهادَ الاَصغَر وَ بَقِی عَلَيهِمُ الجِهادُ الاَكبرَ؛ آفرين به قومی كه جهاد اصغر را انجام دادند و بر آنها جهاد اكبر باقی ماند».
«جهاد اكبری» كه جز افراد با ايمان و مردان و زنان تربيت شده در دامان اسلام، هيچ شخص ديگری نمی‎تواند در صحنه آن عرض اندام كند و در ميدان رزم آن، افتخاری كسب كند.
ميدانی كه در آن پيلتن‎های قوی پنجه و عشّاق مال و مقام دنيا، شهوت‌پرستان، جلادان خون‎خوار، فاتحان جاه‌طلب كشورها، جوانان مغرور، خشم گينان پلنگ آسا، ستمگران بی‎رحم، آدم‎كشان و قصّابان تاريخ، زنان هوس‎باز دوشيزگان ناپاك و پرستندگان مظاهر مادی به خاك هلاكت افتاده و از اين كه بتوانند افتخاری كسب و در مسابقات آن شركت كنند عاجز و ناتوانند.
ميدانی كه مردان و بانوان با ايمان، خداپرست، فروتن، پاكدل، پرهيزكار، شكيبا و بی‎اعتنا به زر و زيور دنيا در آن لباس رزم پوشيده، با اراده محكم و همت بلند حريف را شكست می‎دهند و در مسابقه با افتخار به پيروزی دست می‎يابند.
آری! نبرد با هوای نفس در عين آسانی، دشوار است. آسان است، برای اين كه وجدان پاك و فطرت آدمی و عقل و خرد، مصلحت و لزوم آن را درك می‎كند و اگر انسان در اين ميدان قدم نهاد، هر چه پيش رود موفّق‎تر می‎شود؛ تا سرانجام نفس سركش و جنود اهريمنی را مغلوب و ذليل خود كند و قوای ملكوتی و عقلانی و وجدانی را در كشور بدن، حاكم و كارفرما سازد.
از سوی ديگر اين كار دشوار است؛ برای اينكه جهاد با نفس، ايستادگی در برابر غرايز گوناگون و تلاش و كوشش برای كنترل و انضباط آن‎ها است و شناخت دام‎های شيطان و هواهای پنهانی كار هر شخصی نيست و رام كردن نفس اماره و چشم‌پوشی از لذايذ و كام‎گيری‎های نفسانی و خواسته‎های هزارگونه نفسِ وسيع و سركش، به اين زودی‎ها ميسر نخواهد بود و اين دشمن خانگی با غرايزی كه انسان را در دفع دشمن خارجی يار و ياور و محرك و مشوق هستند، آشنايی و ارتباط برقرار می‎كند و از آن‎ها كمك و ياری می‎گيرد.
از اين جهات، مبارزه با نفس كاری بس دشوار است و رستگار، كسی است كه بتواند نفس را تعديل كرده و به نظم و ترتيب صحيح وادار سازد.
چنان‌چه می‎دانيم مراسم عمده و حساس اين عيد «نماز» و «زكات» است؛ در مراسم نماز، همه اصناف شركت می‎كنند و مساوات و برادری اسلامی آن‎ها آشكار می‎شود. در ضمن ادای نماز و خواندن دعايی كه در قنوت است، در دو خطبه و سخنرانی پس از نماز، عالی‎ترين دروس به همگان آموخته می‎شود و مطالب لازم و مورد حاجت به عموم گوشزد می‎شود و از همه دعوت می‎شود تا در پيش بردن مقاصد اسلام و تعظيم شعاير و تعميم علم و دانش و امر به معروف و نهی از منكر، مجاهدانه كوشش كنند.
كسانی كه دارای مخارج سال خود هستند و يا دارای كار و پيشه‎ای می‎باشند كه درآمد آن‎ها وافی به مخارج سال آنهاست، در اعطای زكات و كمك به مستمندان شركت می‎كنند.
هيچ‌گونه مراسم كمرشكن و مصارف رقابت‌انگيز و مخارج بيهوده در اين جشن اسلامی وجود ندارد و از اين رو نمی‎تواند بهانه‎ای جهت كردارهای پليد عياش‎ها، هرزه‎ها، پول‎داران، شهوتران‎ها و می‎خواران باشد.
اين عيد، مثل «عيد كريسمس» نيست كه در آن، جهان مسيحيت در كارهای زشت و فحشا و فساد غرق شده و در هرزگی، رقص، باده، فسق و فجور، خود را آلوده می‎سازند و به نام مسيح(‎ع) و دين، مجالسی برای لهو و قمار، مستی و شراب و ساز و آواز بر پا می‎كنند كه بی‎شك حضرت عيسی (‎ع)‎ - پيامبر پاك خدا- از آن بيزار است.
روزهايی هم به نام‎های مقدسی مانند «روز مادر»، «روز معلّم»، «روز كودك» و ... نام‎گذاری می‎شود كه بيشتر آن‎ها از حقيقت خالی است و فقط تشريفات و برگزاری مراسم، منظور است و احساسات را كودكانه و جاهلانه و به طور موقّت تحريك می‎سازد.
چنين روزهايی را نبايد عيد دانست. اين مراسم، تقليد از بيگانه و سوغات دروغين و بی‎حقيقت غرب است؛ وگرنه همه روزها، «روز مادر» است و در هر روز، رعايت حق مادر و معلم و احترام به آن‎ها لازم و واجب است. البته اين تصور اشتباه پديد نيايد كه ما می‎خواهيم از بزرگداشت حق مادر يا عنوان‎های مقدس و محترم ديگر كه در يك روز سال انجام می‎شود انتقاد كنيم، چون به اين مقدار هم اگر با حقيقت توأم باشد تا حدی حق‎شناسی خداپسندانه است بلكه قصد ما طرح اين نكته است كه اگر بايد مثلاً حق مادر محترم شناخته شود و مقام معلم مورد تعظيم واقع شود، چرا به تعاليم عاليه اسلام و قرآن مجيد تكيه نكنيم؟
چرا از عواطف اسلامی جامعه ـ كه هنوز هم بحمدالله در دل‎ها باقی است ـ استفاده نمی‎كنيم و چرا وضع تعليم و تربيت را طوری قرار داده‎ايم كه التزامات اخلاقی و دينی و وجدانی سست شده، تا آنجا كه حقّ مادران هم فراموش شود. بياييد اهل حقيقت باشيم و به راستی و از كُنه باطن، رضايت پدر و مادر را بخواهيم.
در محيط اسلامی ـ ‎كه كانون عواطف عالی انسانيت است‎ ـ همواره و در همه لحظات، تكريم مادر، معلّم، كودك و ... بايد مورد عنايت باشد. در جاهايی كه در دوره سال پدر و مادر و معلم مورد فراموشی‎اند چون می‎بينند كه اين عواطف به صورت مرده در آمده و از بين رفته است، برای تِذكار و تجديد خاطرات آن، در سال يك روز را معين می‎كنند كه مثلاً به سراغ مادران بروند و به طور مصنوعی از آن‎ها ياد كنند و از اين رو، اين روزها را بايد يادبود و سالگرد از بين رفتن و نابود شدن آن عواطف عالی انسانی شمرد.
ملّتی كه واقعاً و حقيقتاً خود را مديون مادر و پدر و معلم خود می‎داند و دينش او را برای ادای اين‎گونه حقوق تربيت می‎كند، چه حاجت به اين صحنه‌سازی‎های بی‎مغز و بی‎حقيقت دارد؟! ما مسلمانان در همين ماه رمضان چقدر درس حق‌شناسی درباره پدر و مادر و... می‎آموزيم و در ادعيه، مكرر از مادر و زحمات او ياد می‎كنيم و خدمات او را در ذهن می‎سپاريم؟
زنده باد اسلام! كه تربيت و بهبود روح و روان جامعه را در سرلوحه برنامه‎های خود قرار داده و از هر فرصت برای ترقّی فكر و قوّت اراده بشر استفاده كرده است.
اين عيد فطر هم برای تمام مفاهيم ارزنده و عالی انسانی تذكار بوده و به سوی هر عمل نيك و انسانی هدايت‎گر است «اَن تُدخِلَنِی فِی كُلِّ خَيرٍ اَدخَلتَ فِيهِ مُحَمَّداً وآلَ مُحَمَّد وَاَن تُخرِجَنِی مِن كُلِّ سُوءٍ اَخرَجتَ مِنهُ مُحَمَّداً وَآلَ مُحَمَّد».
اين عيد، عيد خدا و موسم دعا و نماز و احسان و نيكی به بندگان خدا و ديدارهای پاك و منزه است. نزديك به چهارده قرن است كه اين عيد برگزار می‎شود؛ تاكنون شنيده نشده كه برای تهيه وسايل اين عيد و شركت در مراسم آن يك نفر خودكشی كرده و يا پای يك زن و شوهر به دادگاه كشيده شده باشد.
اين عيدی است كه در آن به جای تفريحات ناسالم، همه به سوی مساجد و مراكز اقامه نماز عيد می‎روند و خدا آن را ذخيره خير و نشان شرف و كرامت پيامبر اسلام و سبب ارتقای افتخارات اسلامی قرار داده است.
captcha