عبدالله عليخانی، تهيهكننده سينما در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن (ايكنا) درباره مطالبات جامعه هنری از معاونت سينمايی آينده اظهار كرد: خواستههای جامعه هنری را از معاونت سينمايی آينده در چند مورد میتوان بيان كرد؛ ابتدا اينكه فضا در سينما به گونهای فراهم آيد تا فيلمسازان قادر باشند به واسطه موقعيت پيش آمده كارهای خوبی را جلوی دوربين ببرند، چراكه اگر غير از اين رخ دهد شاهد ساخته شدن كارهای سفارشی و غير جذاب خواهيم بود. معضلی كه هم اكنون سينمای ما مبتلا به آن شده است، در اين چنين فضايی هم جای تعجب ندارد كه فيلمهای خنثی رشد پيدا كنند.
وی افزود: البته اين خود سانسوری پيش آمده تا حدودی نشئت گرفته از اتفاقاتی است كه چند سال پيش روی داد، اما با گذشت زمان میتوان به هنرمند فرصت داد تا با آرامش و امنيت فكری بهتری در اين حوزه فيلمسازی كند؛ رويكردی كه اگر در سينما روی دهد نتايج بسياری به همراه خواهد داشت و به نوعی روشنگری در جامعه پيش خواهد آورد.
عليخانی به مطلب فوق افزود: مطالبه جامعه هنری تنها خواستهای برای سينماگران نيست، چون برای تمامی عرصههای هنر توجه به نيازهای سينماگران دارای اهميت است. گفته خود را اينگونه توضيح میدهم، اگر شرايط توليد و ساخت دلخواه فيلمساز يا تهيهكننده باشد كاری خلق خواهد شد كه تماشاگر از ديدن آن لذت خواهد برد و در نتيجه اقتصاد هنر هفتم رونق پيدا خواهد كرد.
تهيهكننده «آواز قو» افزود: خواسته ديگر من از معاونت سينمايی بحث سختافزاری سينماست، زيرا سينماهايی كه در سراسر كشور فيلمهای سينمايی را به نمايش در میآورند از كيفيت بسيار پايينی برخوردار هستند. اين معضل در شرايطی است كه برخی پرديسهای سينمايی كه صاحبان دولتی دارند كيفيت بالايی را برای سالنهای خود در نظر گرفتهاند، همين نابرابری نيز سبب شده كه بخش خصوصی در اين گردونه آسيب فراوان بينند.
اين تهيهكننده اضافه داد: اصولا اين توقع كه بخش خصوصی بتواند با بخش دولتی رقابت داشته باشد به هيچ وجه منطقی نيست، زيرا توانی كه اين دو در مقايسه با هم دارند همانند اتوبوسهای قديمی با اتوبوسهای جديد است. در كلامی ديگر در سينمای فعلی كشورمان، اگر تهيهكننده دولتی فيلمش ضرر هم كند باز برای وی ضرر شخصی در پی نخواهد داشت، اما برای تهيهكننده بخش خصوصی شرايط كاملا متفاوت است.
وی در بخش ديگری از سخنان خود تصريح كرد: برای شناسايی مشكلات نياز است كه يك گروه كارشناسی مجرب، آسيبهای سينما را شناسايی كرده و برای رهايی از آن راهكار ارائه دهند. در ضمن سياستهايی كه توسط اين گروه تعيين میشود بايد مداوم باشد يعنی ضمانت اجرايی داشته باشد، والا با كارهای مقطعی نمیتوان به هيچ خواستهای در سينما دست يافت؛ آسيبی كه متاسفانه اين روزها سينما ما را بسيار آزرده است.
عليخانی در پاسخ به اين سؤال كه آيا محدوديتهای پيش روی سينما، نشئت گرفته از سياستهای مديران سينمايی است؟ گفت: من معتقدم ضعفهای پيش روی سينما، برگرفته از عملكرد يك معاونت نيست، چون هيچ مديری دوست ندارد برنامهريزی انجام دهد كه در آن هنر كشور آسيب ببيند، بنابراين من دليل اصلی وضعيت حاكم بر سينما را نشئت گرفته از سياستزدگی شديد میدانم كه سبب شده، كليت هنر هفتم با يك پريشانی آزاردهندهای مواجه باشد.
وی در تكميل توضيح فوق گفت: برخوردهای سياسی كه با برخی فيلمها از سوی حوزه هنری انجام شد، نمود بارز سياسیكاری در سينماست، چون در وضعيتی كه وزارت ارشاد به يك فيلم مجوز پخش داده، چگونه است كه سازمانی به بهانه داشتن سالنهای سينما به خود اجازه میدهد كه مميزی خاص خود را داشته باشد، نكته جالب اينجاست كه برای اين اقدام فراقانونی خود، توجيهی ارزشی هم پيدا كرده بودند؛ عملی كه به نوعی استفاده ابزاری از آموزههای دينی است.
عليخانی در پايان خاطرنشان كرد: من خود سانسوری را از سانسور بدتر میدانم، چون در زمانی كه خودسانسوری بر هنر به ويژه سينما حاكم شود، هنرمند منفعل خواهد شد و تعهدی نسبت به كارش احساس نخواهد كرد.