سيد عبدالحسين با راهنمايی پدر قدم در راه تحصيل نهاد و به علوم دينی روی آورد تا جلب رضای خدای متعال را كند. وی در نخستين گامهای تحصيل به علوم ذیقيمتی دست يافت. خانواده عبدالحسين، خانوادهای آراسته به فضايل اخلاقی بود و پيش از هر كس ديگر پدر دانشمندش سرمشق و مربی زندگی او بود. گرامی داشتن فرزند از سوی پدر و مادر او را به راه صحيح و انسان كامل شدن هدايت میكرد.
تربيت سيدعبدالحسين در تربيت فردی خلاصه نمیشد بلكه تربيت اجتماعی او نيز مورد توجه بود. او به پيروی از قوانين اسلامی نخستين گامهای خود را در رشد اجتماعی برداشت و به نيكی دريافت كه پيروی از قوانين اجتماعی اسلام جامعه را به مدينه فاضله رهنمون میسازد.
او اسلام را نه تنها دين عبادت بلكه دين سياست هم میدانست. بعد از اتمام دوره مقدماتی و سطح سيد میبايست در درسهای خارج فقه و اصول حوزه علميه نجف حاضر شود. درسهايی كه در آن استاد علاوه بر نظريات پيشينيان نظرات خود را مطرح كرده و به نقد و بررسی آراء گذشتگان میپردازد. با پا نهادن به نردبان ترقی، افق تجلی در پيش روی عبدالحسين نمايان میشود.
وی گمشده خويش را در آيتاللهالعظمی سيد محمد حسن شيرازی میيابد. او مرجع شيعه است و دانشمندی فرزانه كه همت خويش را در بزرگی و سيادت امت اسلامی و تربيت دانشجويان علوم دينی مصروف داشته است. آيتالله سيد عبدالحسين موسوی با هجرت ميرزای شيرازی از حوزه درس آيات ديگری هم استفاده میكرد.
آيتالله شيخ حسينقلی همدانی از بزرگان فقهای ربانی و پرچمداران توحيد است و از جمله شاگردان وی سيد جمالالدين اسد آبادی و سيد عبدالحسين موسوی هستند. سيد عبدالحسين موسوی در سن ۲۲ سالگی از محضر اساتيد گرانقدر خود اجازه اجتهاد يافتند.
ستمی كه خون آشامان انگليسی به ياری حكومت قاجار به مردم ايران و مخصوصا به مردم جنوب ايران روا داشتند باعث ارسال نامهها و طومارها بسوی ولی فقيه عصر خويش و مرجع تقليد شيعيان ميرزای شيرازی شد.
آنان از رهبر شيعيان درخواست میكنند با اعزام نمايندهای، به ظلم و ستم رژيم قاجار پايان بخشد. از اينرو با اعزام هيئتی به رهبری حاج سيد علی لاری معروف به حاج سيد علی كبير از مجاهدان نامدار لارستان به خدمت ميرزای شيرازی مشرف شدند. پس از بررسی علما و اصرار هيئت لاری سرانجام در سن چهل و پنج سالگی سيد عبدالحسين موسوی علیرغم مسئوليتهای حوزوی اماده هجرت به لارستان میشوند.
ميرزای شيرازی به هنگام خروج سيد میگويد «با بردن آقا سيد عبدالحسين به لارستان نجف را به انجا بردهای و گهواره فضيلت و دانش را از فرزند فضيلت و علم خالی گذاردی».
وی نهظت اسلامی را با تأسيس حوزه علميه شيعه در لار و اعزام طلاب از مناطق جنوب ايران؛ داراب، جهرم، فسا، شيراز، بوشهر، بندر عباس، كرمان، سيرجان، بندر لنگه و شهرهای خارج از مرز ايران مانند هندوستان آغاز كرد.
تربيت علمای ذی قيمت مانند سيد عبدالباقی موسوی شيرازی، سيد عبدالمحمد موسوی لاری، سيد محمد حسين مجتهد لاری، سيد احمد مجتهد فال اسيری، سيد عبدالمحسن مهری، آيتالله سیّد محمّد حسين نسابه لاری، سيد اسدالله اصفهانی، سيد ابوالحسن لاری، سيد محمد سيرجانی، سيدمحمد علی شريعتمداری جهرمی، شيخ محمد حسين لاری، شيخ عبدالحميد مهاجری نوايجانی از ديگر اقدامات وی برای رشد نهضت اسلامی است.
تأليف كتب عديده در مبانی فقه سياسی شيعه از جمله كتابهای آياتالظالمين، هدايةالطالبين، تعليقاتالمكاسب، تعليقه بر كتاب القضاء از جواهر الكلام نيز از جمله فعاليتهای مؤثر ايشان در توسعه فرهنگ اسلامی است.
وی همچنين مسئله ولايت فقيه و اجرای آن در سطح جامعه و تشكيل حكومت اسلامی مستقل از دولت مركزی قاجار ا مطرح میكند و پيروان خود را به آموزش نظامی و تشكيل گروههای جهادی و مسلح در لار موسوم به تفنگچيان سيد لاری و چريكهای فارس و سيد لاری ترغيب میكنند.
خراج دولت مركزی و دريافت مستقيم آن از مردم جنوب و صرف كردن آن در امور مورد نياز مردم جنوب را قطع میكند و شعاير اسلامی از جمله اقامه نماز جمعه، نصب ائمه جمعه برای شهرها و قصبات، امر به معروف و نهی از منكر، برپا داشتن كنگره عظيم حج، نماز جماعت را برپا میدارد.
حد و قصاص مجرمان در حكومت اسلامی مذبور و تشكيل محكمه برای عقد و ازدواج و رسيدگی به دعاوی حل و فصل آن را اجرا میكند و تمبر با رونوشت پست ملت اسلام و ايجاد نظام پستی مستقل از دولت مركزی را چاپ میكند.