مفاهيمی همچون آزادی و آزادبودن نعمتهايی هستند كه هر روز با آنها سر و كار داريم. آن چنان به ما نزديك هستند كه تصور نمیكنيم روزی از داشتن آنها محروم باشيم. نعمتهايی كه خداوند سبحان به همه افراد ارزانی داشته تا بی هيچ تقيد و لزومی در هر نقطه از مكانی كه تصور كنيم زندگی كنيم.
در مقابل اسارت و در بند بودن مفاهيمی هستند كه در موقعيتهايی خاص برای برخی افراد به ناچار و برخلاف خواستهشان حادث میشود و مجبور میشوند كه آن را تحمل كنند.
اسارت همان محبوس بودن است خواه تنها باشی و خواه در جمع، ولی در شهر و كشوری ديگر. از اسارت گفتن و بيان شمهای از آن مشروط به اين است كه از تجربيات بگویيم.
پای درددل اسرا نشستن میتواند تا حدودی بيانكننده واقعيتها باشد و نه همه آنچه كه بوده است؛ حال از آن مختصر چه ميزان برداشت كنيم نيز هنری میخواهد كه بدانی و بفهمی چه بوده كه بر سر آنها آمده است.
همزمان با هشت سال دفاع مقدس و در دفاع از ميهن اسلامی، بسياری از رزمندگان به اسارت دشمن درآمدند و ساليان بسياری را در اسارت سپری كردند. نوجوانان و جوانانی كه در عنفوان جوانی به اسارت درآمدند و در 26 مرداد سال 69 به خاك وطن بازگشتند.
26 مرداد رؤيای شيرينی بود كه در دوران اسارت، نقطه اميدی بود برای آنانی كه پس از بازگشت سجده شكر را به جا آوردند و بوسه بر خاك وطن زدند. آزادی نعمتی بود كه بهخوبی دركش كردند و بهعنوان بالاترين خواسته از آن ياد میكردند.
بسياری از آزادگان هشت سال دفاع مقدس، آزادی را غيرقابل توصيف و نعمتی والا و ارزشمند میدانند كه هميشه دوران بايد قدرش را دانست. خاك وطن را گرامی میدارند و برای بودن و ماندنش، آرزوها در دل دارند.
مرداد سال 1369 برگ ديگری از تقويم انقلاب ورق خورد. يومالله ديگری خلق شد و كشور به استقبال 43 هزار پرستوی آزاد شده از قفس ديكتاتور رژيم بعث رفت. شاهد بازگشت آزادگان سرافرازی بوديم كه پس از تحمل سالهای اسارت در اردوگاههای عراق پا به خاك وطن گذاشتند.
چندين نقطه مرزی كشور شاهد بازگشت اسرای سرافراز ايرانی بود كه نه تنها تشريفات ملی در استقبال آنها صورت گرفت بلكه عموم مردم نيز استقبالی وصف نشدنی از آنان كردند.
مريم جويدراوی