امروز سالروز اتفاقی در تاريخ معاصر كشور است كه زمينهساز درك و آگاهی ملت به اين موضوع شد كه در كشوری كه مذهب نقش اساسی را در بين مردم دارد، هرگاه علمای دين و نخبگان سياسی كشور با يكديگر در يك راستا حركت كردند، هيچ قدرتی جلودار آنها نيست و بالعكس هرگاه در ميان اين دو قشر تأثيرگذار جامعه شكاف و اختلاف به وجود آمد، زمينه سوءاستفاده قدرتها نيز فراهم شد.
روز 28 مردادماه سال 1332 يكی از روزها تلخ تاريخ سياسی كشور است. در اين روز اتفاقی رخ داد كه نشان داد اختلاف و دوری نخبگان سياسی و علمای اعلام تا چه حد به ضرر و زيان مملكت تمام میشود. كودتای 28 مرداد كشور را كاملاً تحت سيطره آمريكا و انگلستان برد.
جهت بررسی علل كودتا ابتدا بايد به رويدادهای تاريخی آن زمان به ويژه از قيام 30 تير 1331 مردم به رهبری آيتالله كاشانی به نفع دولت دكتر مصدق تا 28 مرداد 32 پرداخت. در اين مدت تقريباً يك ساله اتفاقاتی افتاد كه روز به روز بر اختلافات آيتالله كاشانی و دكتر مصدق افزود و در نهايت اين اختلافات موجب به وجود آمدن كودتا و بركناری دولت قانونی كشور شد.
بيشتر اين اختلاف نظرها و مخالفتها بين دكتر مصدق و آيتالله كاشانی از زمان تشكيل كابينه دوم دكتر مصدق آغاز شد كه يكی از مخالفان جدی كابينه دوم دكتر مصدق، آيتالله كاشانی بود. وی كه قيام سیام تير را به حق مرهون اقدامات خود میدانست، با نواب و اخوی از وزيران و با وثوق كه در حوادث سیام تير فرمانده ژاندارمری بود واز آمدن كفنپوشان به تهران در كاروان سنگی جلوگيری كرده بود، مخالفت میكرد.
علت اختلاف نظر ديگر دكتر مصدق و آيتالله كاشانی عدم مجازات مسببين سیام تير توسط دكتر مصدق بود چراكه دكتر با روحيه قانونگرايی و آزادیخواهی كه داشت معتقد بود كه قوام با رأی مجلس و فرمان شاه بر سر كار آمده و كشتوكشتاری كه شد تقصير دربار واكثريت نمايندگان مجلس است.
قيام سی تير از يك طرف اوج قدرت ومحبوبيت جبهه ملی بود و نشان داد كه مردم ايران برای پيروزی نهضت خود حاضر به هر گونه فداكاری وگذشت وپايداری هستند. از طرف ديگر فرصت را برای فتنهانگيزان و دسيسهگران وماجراجويان به وجود آورد كه به فتنهگری بپردازند و در ظاهر دوستی ريشه نهضت را از بن بركنند.
البته در اين ميان نيز افرادی بودند كه به اختلافات بين دو رهبر جبهه ملی يعنی آيتالله كاشانی و دكتر مصدق دامن میزدند. افرادی مانند بقايی بهويژه پس از حوادث 30 تيرماه سال 31 و با توجه به اينكه همواره به حفظ و بقای حكومت پهلوی اعتقاد داشت، به اين اختلافات میافزود.
در يك سال پايانی حكومت دكتر مصدق غربیها بهويژه كشور انگلستان كه منافع خود را از نفت ايران با ملی شدن اين صنعت در كشور از دست داده بود، تمام توان خود را برای از بين بردن حكومت قانونی و ملی دكتر مصدق به كار بردند كه در اين ميان اختلافات روزافزون رهبران جبهه ملی اقدامات آنها را ثمربخش میكرد.
دوری و شكاف بين آيتالله كاشانی و دكتر مصدق در نهايت به جايی رسيد كه دولت دكتر مصدق با كودتا سقوط كرد. كودتايی كه با طراحی و همكاری انگستان و آمريكا در ايران به وقوع پيوست و زمينه ايجاد يك ديكتاتوری 25 ساله در كشور را ايجاد كرد.
بايد اذعان كرد كه هيچ حكومت و قدرتی بدون پشتوانه مردمی و حمايت مردم نمیتواند دوام چندانی داشته باشد. حتی بزرگترين ديكتاتوریها و نظامهای سياسی نيز پس از چندی حكومت، به دليل عدم پشتيبانی مردم و همراهی ايشان سرنوشتی جز سقوط و انحطاط ندارند.
در كشور ما به دليل مذهبی بودن و اعتقادات مذهبی مردم، علمای اعلام همواره اعتماد و همراهی مردم را با خود داشتهاند كه اوج اين همراهی را میتوان در انقلاب اسلامی ايران به رهبری امام خمينی(ره) مشاهده كرد. در مورد كودتای 28 مرداد وسقوط دولت دكتر مصدق نيز میتوان به اين موضوع اشاره كرد با ايجاد اختلاف بين آيتالله كاشانی و دكتر مصدق، رفتهرفته پشتوانه مردمی نهضت نيز كمرنگ شد.
اوج حمايت آيتالله كاشانی از دكتر مصدق و دولت قانونی وی را میتوان در قيام 30 تير سال 31 مشاهده كرد كه در اين راستا آيتالله كاشانی با بسيج مردم توانست دولت مصدق را به قدرت بازگرداند ولی اين حمايت و همراهی آيتالله كاشانی از دكتر مصدق در يك سال پس از قيام 30 تير روز به روز ضعيفتر شد ومیتوان گفت كه با اين اختلافات، دولت مصدق نيز پشتوانه مردمی خود را كمكم از دست داد چراكه ملت ايران همواره گوش به زنگ علمای اعلام بودهاند و اختلافات دو رهبر جبهه ملی باعث دوری مردم از دولت شد.