بسم رب الشهدا
برای مناطق عملياتی كه جای جايشان بوی خون میدهد
دلم گرفته است برای بچههای خاكی جبهه، برای سوز و گدازهای پنهان، برای نگاههای شرمگين جا مانده برای مستجابهای شبانه برای كنار خاكريزی زير نخل نشسته و زل زدن به خدا برای بی قراريهای دوری از شهدا برای آنانی كه كاكلی خونين داشتند قناسهای كينه نور
برای همانانی كه با گلوله مستقيم تانك پودر شدند همانانی كه گلوله آر پی جی دو نيشمان كرد همانا كه با سر رفتند و با پيكری بی سر آمدند همانانی كه با دست و پا رفتند و بی دست و پا برگشتند همانانی كه در ميدان مين داوطلب خدا شدند.
همانانی كه بر روی سيمهای خار دار بدنشان پل شد همانانی كه دلشان را از بند رها كردند و پيشانی بند بستن، همانانی كه د رفاو به عهد خويش وفا كردند و اروند را دلتنگ گريستند.
اين روزها بايد گريست برای اين همه تنهای فكه، برای اين همه خاموشی و فراموشی شلمچه، برای اين همه غريبی قلاويزان، برای سوت و كوری دو كوهه برای قامت شكسته نخلها، برای بی بالی خويش برای لحظههايی كه فرات دمی با وضوی بسيجيان طعم شيعگی را چشيد.
برای آنانی كه يادشان كم كم میرود مثل جسمشان پودر شود، خبر از پلاكی كه میرسد ياد مظلوميت بی بی در گلويمان شكوفه میبندد.
آخر میسزد كه ديگر نگوييم طلايه كجاست؟میسزد كه ديگر به قلاويزان سلامی نكنيم و بی ياد ماووت باشيم؟ میسزد كه بی ساحل اروند احساس آرامش كنيم و به كارون و كرخه نگاهی نكنيم؟ میسزد كه دلمان از سه راهی شهادت دور باشد؟میسزد كه حاج حسين را در شلمچه نخوانيم؟ حاج همت را در جزيرهی مجنون نبينيم و باكری را در دجله نجوييم؟ دستواره را اقتدا نكنيم؟ ما فرات گم كردهايم؟ ما فكه دلسوختهايم شلمچه مظلوميم دو كوهه غريببم اروند سرگردانيم ماووت چشم انتظاريم.
شاخ شميران شهيديم چفيههای خونينم، قمقمههای پر عطشم. سنگرهايی بی پناهيم، خاكريزهای بی سرو و سامانيم، نخلهای پريشانيم.
ميدان مينهای نالانيم، پروازهای بال نگشودهايم، قنون بستههای بقيعيم، گريههای شبانهايم، اجابتهای سجادهايم خط شكنان هشت سالهايم، مجنونيان سرگردان جزيزه مجنوب، مالكهای محاصره شدهايم.
جيپهای شلمچهايم، حمزههای كانال ماهييم انصارهای قلاويزانيم.
ابوذرهای تنگ چزابهايم مقدادهای سه راهی شهادتيم، محرمهايی ماروتيم، كميلهای شاخ شميرانيم، پشت دژ نشينهای جا ماندهايم شب زنده داريهای نخلستان هاييم، داوطلبان ميدان مينيم، انتقام جويان سيلی هجده سالهايم پيشانی های قناسه نشستهام پهلوهای شكستهايم. لبان خشكيدهايم استخوانهای گشمدهايم پلاكهای خاك خوردهايم.
بدنهای تكه تكه شدهايم دست و پاهای زير تانك ماندهايم.
مفقود الاثرهای ام الرصاصيم، موج نوشان اروند روديم امن يجيبهای پر سوزيم، غيرت های يك دست و يك پاييم شجاعهای سيزده سالهايم.
دلباختگان خاك نشينيم، غربتهای مفقوديم، پيشتازان دايرهی جنونيم.
گلچين دست فرشته هاييم، چشم انداز مجنونيم، معطوف ليلاييم، زلفهای خونين پريشان در باد رهاييم ما با شهادت مرسوم بودهايم و بر دستان دجله تشييع میشويم.
در دل يك
سلام عليكم
سلام و درود بر پيامبر اسلام و درود و سلام بر امام زمان(عج) سلام و درود بر امام خامنهای فرمانده كل قوا سلام بر تمام كسانی كه در خط ولايت هستند.
و دل برای ولايت و نظام مقدس جمهوری اسلامی میسوزانند.
همانند شهدا، جانبازان و ايثارگران و امت حزب الله زمانی كه امام بود خوشحال بوديم كه امامی داريم و هيچكس نمیتواند از بی بند و باری و زخم زبان زدن و ترويج فرهنگ گذشته حرفی به ميان آورد امام آن هديه بزرگ خداوندی آن نعمت بزرگ به ملكوت اعلا پيوست كه امامی ديگر آمد در غم آن امام و پير مرادمان دل های مالامال از اندوهمان را تسكين بخشيد امام خامنهای عزيزمان آمد و خوشحال و خوشحال تر شديم اين امام همانند آن امام سفر كرده با اقتدار و با صدای بلند و رسا اعلام كردند آمريكا شيطان بزرگ است آمريكا دشمن بزرگ اسلام و ايران است امام خامنهای اعلام فرمودند تهاجم فرهنگی غرب پيروان ولايت نگران شدند و پيروان شيطان خوشحال شدند.
اينكه بعد از سالهای كه از فرمايشات اين امام عزيز میگذرد میبينيم كه شهر ما ديار ما، كوی ما، محله ما چه شده زنان آرايش كرده، دختران بزك كرده و نوجوانان دختر بدون روسری در شهر شهيدان آزادانه دست به هر گونه حركت غير اسلامی میزنند.
در گوشه، گوشه اين شهر تبليغ غرب و پرچم آمريكا بر روی جيب شلوارها و تی شرتهای فرزندان اين شهر ديده میشود(عكس خوانندگان و هنر پيشههای زن) در اين شهر مگر مادران و خواهران و فرزندان و پدران و ؟؟؟؟
گلزار شهدا برديم آنها چه گفتند و ما چه میكنيم، چرا عدهای بی نام و نشان اينگونه امام نظام ولايت و شهدا و ارزشهای ما را زير سوال میبرند.
ما سكوت كنيم؟! چرا آنها اجازه دارند اينگونه رفتار كنند اما ما نتوانيم جلوی بی بندو باری آنان را قانونی بگيريم.
به اماممان، به شهدا، به امام زمان چه جوابی داريم بدهيم.
نظام مقدس جمهوری اسلامی ايران كه با خون هزاران زن و مرد پير و جوان به رهبری امام بزگروارمان به پيروزی رسيد مرهون خون شهداست.
شهدای هشت سال دفاع مقدس و امانت شهدای انقلاب را چگونه جواب بدهيم؟ به خدا سوگند جوابی نداريم كه به شهدا و امام شهدا بدهيم بماند كه به مادران و پدران و فرزندان شهدا چه بگوييم شما را به خدا ای ولايتیها، ای ياران شهدا، ای ياران امام خامنهای كمك كنيد و راهنما باشيد تا با امام باشيم در كنار اما و در ركاب امام، تا زمانيكه چفيه امام برگردن اوست، زندهايم.