کد خبر: 2579998
تاریخ انتشار : ۰۳ شهريور ۱۳۹۲ - ۱۵:۳۲

ارتباط اهميت قطع ريشه ستم و ستمگران و «الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ»

گروه انديشه: قطع ريشه ستم و ستمگران به قدری مهم است كه خداوند تبارك و تعالی در آيه 45 سوره انعام؛ «فَقُطِعَ دابِرُ الْقَوْمِ الَّذينَ ظَلَمُوا وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمينَ؛ پس ريشه آن گروهى كه ستم كردند بركنده شد و ستايش براى خداوند پروردگار جهانيان است»، در برابر نابود ساختن ظالمان، خود را ستوده است.

ظلم و ستم در طول تاريخ بشريت از زمان حضرت آدم(ع) به نوعی و در زمان آیین‌های مختلف يكتاپرستی (يهود، مسيحيت) به شيوه‌ای ديگر رواج يافت و اين زورگويايی‌ها و ستم بشر عليه بشر تا جايی رسيد كه به اسلام و پيامبر اكرم(ص)، پيام‌آور قرآن كريم رسيد.
پيامبر اكرم(ص) در شهر مكه برای تبليغ دين اسلام سال‌ها رنج و سختی را متحمل شد تا این دين به سر منزل مقصود برسد و اين ميسر نبود مگر به کمک هجرت؛ هجرت پيامبر اكرم(ص) كه سرآغاز گسترش اسلام بود.
پس از آن‏كه اسلام در مدينه گسترش يافت، رسول اكرم(ص) از مسلمانان مكه خواست براى اين‏كه آزار و اذيت بيشترى را متحمل نشوند از مكه مهاجرت كنند، اين افراد از آنجا كه بيمناك بودند در صورت بيرون رفتن به‌صورت علنى، قريش مانع آنان شوند، به آرامى و در نهان از مكه خارج شدند و جز اندكى از آنان در مكه باقى نماندند.
پيامبر(ص) پس از هجرت يارانش، در شهر مكه در انتظار اجازه هجرت بود، خداوند او را به خواندن اين دعا رهنمون شد تا به خويشتن آرامش دهد: «وَقُل رَّبِّ أَدْخِلْنِي مُدْخَلَ صِدْقٍ وَأَخْرِجْنِي مُخْرَجَ صِدْقٍ وَاجْعَل لِّي مِن لَّدُنكَ سُلْطَانًا نَّصِيرًا؛ و بگو پروردگارا مرا [در هر كارى] به طرز درست داخل كن و به طرز درست‏ خارج ساز و از جانب خود براى من تسلطى يارى‏بخش قرار ده»، (اسرا/80).
هجرت براى افراد مؤمن ثمراتى غير از درس‌‏هاى آموزنده گذشته در بردارد از جمله؛ روى آوردن به سوى خدا. رو آوردن به خدا، يعنى پيروزى و غلبه بر دلبستگى‏‌هاى مادى با همه جلوه‌ها و فريبندگى آن‌ها.
خداى متعال در ماجراى هجرت پيامبر(ص) مى‌فرمايد: «إِلّا تَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ إِذ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُوا ثانِىَ اثْنَیْنِ إِذ هُما فِى الغارِ إِذ یَقُولُ لِصاحِبِهِ لا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنا فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَیْهِ وَأَیَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْها وَجَعَلَ كَلِمَةَ الَّذِينَ كَفَرُوا السُّفْلى‏ وَكَلِمَةُ اللَّهِ هِىَ العُلْيا وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ؛ اگر او [پيامبر] را يارى نكنيد قطعا خدا او را يارى كرد هنگامى كه كسانى كه كفر ورزيدند او را [از مكه] بيرون كردند و او نفر دوم از دو تن بود آنگاه كه در غار [ثور] بودند وقتى به همراه خود مى‏گفت اندوه مدار كه خدا با ماست پس خدا آرامش خود را بر او فرو فرستاد و او را با سپاهيانى كه آنها را نمى‏ديديد تاييد كرد و كلمه كسانى را كه كفر ورزيدند پست‏تر گردانيد و كلمه خداست كه برتر است و خدا شكست‏ناپذير حكيم است»، (توبه/40).
مسلمانان پيوسته مأمورند كه رو به‌سوى خدا آورند؛ يعنى به‌سوى او مهاجرت کنند، خداى متعال در آیه 51 سوره الذاريات فرمود: «إِنِّي لَكُم مِّنْهُ نَذِيرٌ مُّبِينٌ؛ من از جانب او هشداردهنده‏اى آشكارم».
تاريخ اسلام علاوه بر اينكه شور و شوق ائمه(ع) برای تبليغ دين اسلام را نشان می‌دهد، سراسر سختی و رنج ائمه(ع) را نيز برای بشريت بازگو می‌کند كه آن‌ها چه سختی‌های را متحمل شدند تا امروز دين اسلام به اينجا رسيده است.
ظلم و ستم دنيا همچنان پايش به جامعه معاصر امروز سرايت كرده است، ظلمی كه بيشتر از همه دامن‌گير مسلمانان شده است همچون وحشی‌گری علیه مسلمانان توسط هندوها و بودايی‌های افراطی در روستاها و مناطق شمال و شمال غربی ميانمار كه برخاسته از تفكر اسلام‌هراسی است كه سرچشمه آن به اسرائيل، انگليس و آمريكا ختم می‌شود.
اقدامات اسلام‌هراسانه پس از حملات 11 سپتامبر در آمريكا و تبليغات منفی رسانه‌های اين كشور عليه مسلمانان به شدت افزايش پيدا كرده و امروز مسلمان، يهودی و مسيحی و هرانسان آزادانديشی نيست كه رژيم غاصب و نامشروع صهيونيستی، نماد شرارت‌ها و ظلم به بشريت و جامعه انسانی را نشناسد.
امروز با رصد تحولات اخير در جهان اسلام از جمله سوريه، لبنان، فلسطين و غيره به‌راحتی سنگينی سايه ظلم، تكفير و افتراء بر سر مسلمانان و قرآن كتاب كلام‌الله را متوجه خواهد شد، ظلمی كه قرآن را به آتش می‌کشند و ظلم و بی‌عدالتی عليه مسلمانان را رواج می‌دهند.
اما با همه اين ظلم و ستم‌ها كه عليه بشريت از جمله مسلمانان روا داشته شده، بايد به‌درستی متوجه اين نكته باشيم كه اختلافات و كشمكش‌های يهوديان در درون رژيم صهيونيستی و مشكلات سياسی، اقتصادی و فرهنگی آنان در سرزمين‌های اشغالی، حاكی از به بن بست رسيدن آن‌ها دارد، از طرفی ديگر بيداری جهان اسلام و موج و اعتراضات عليه اين رژيم نامشروع در جای جای دنيا، صهیونیست‌ها را به سقوط نزدیک‌تر كرده است.
روزگاری شعار از نيل تا فرات و آرزوی تسلط بر منطقه و جهان اسلام در سر غاصبان صهيونيست بود، ولی آن‌ها امروز حتی در منطقه تحت اشغال خود مشكل دارند و به دور خودشان ديوار كشيده‌اند تا جان خود را حفظ كنند.
و اما مهم‌تر از همه این‌ها مقاومت مسلمانان به‌ويژه مردم مظلوم فلسطين در مقابل رژيم منفور صهيونيستی، عقبه‌ای دينی و انگيزه الهی را می‌طلبد و اين مسير نيست مگر با اتحاد و همبستگی مسلمان جهان و از همه مهم‌تر اینكه با چنگ زدن به ريسمان الهی، زمينه‌ساز ظهور مهدی موعود(عج) باشند و ريشه ظلم و ستم را برچينند.
و اما بازگرديم به جمله اول كه؛ خداوند تبارك و تعالی در آيه 45 سوره انعام «فَقُطِعَ دَابِرُ الْقَوْمِ الَّذِينَ ظَلَمُواْ وَالْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ؛ پس ريشه آن گروهى كه ستم كردند بركنده شد و ستايش براى خداوند پروردگار جهانيان است»، در برابر نابود ساختن ظالمان، خود را ستايش كرده و فرموده است: «دنباله زندگی گروهی كه ستم كرده بودند قطع شد و سپاس مخصوص خداوند پروردگار جهانيان است».
در پايان اين آيه، خداوند جمله «الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ» را می‌گوید و اين نشانه آن است كه قطع ريشه ظلم و فساد و نابود شدن نسل ستمگران به قدری اهميت دارد كه جای شكر و سپاس است.
در اهميت اين موضوع در حديثی از امام صادق(ع) نيز می‌خوانیم كه فرموده است: «هركس بقای ستمگران را دوست بدارد همانا دوست دارد كه معصيت‌کار بشود.
يكی از مصداق‌های آيه 45 سوره انعام، در دنيای كنونی ما به وضوح آشكار است از نسل نمروديان و فرعونيان و ابوجهل و ابوسفيان و معاويه و يزيد و دشمنان اهل بيت(ع) ديگر خبری نيست اما دودمان اهل بيت(ع) ـ با همه مظلوميتشان ـ در سراسر ممالك اسلامی وجود دارند و روز به روز برشمار آن‌ها افزوده می‌شود.
آيه 39 سوره نساء؛ «وَمَاذَا عَلَیْهِمْ لَوْ آمَنُواْ بِاللّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ وَأَنفَقُواْ مِمَّا رَزَقَهُمُ اللّهُ وَكَانَ اللّهُ بِهِم عَلِيمًا؛ و اگر به خدا و روز بازپسين ايمان مى ‏آوردند و از آنچه خدا به آنان روزى داده انفاق مى ‏كردند چه زيانى برايشان داشت و خدا به [كار] آنان داناست»، نيز به اين مهم اشاره دارد و خداوند در اين آيه به همه مسلمانان هشدار می‌دهد كه عزت خود را در همه شئون زندگی ـ اعم از شئون اقتصادی، فرهنگی، سياسی و مانند آن ـ در دوستی با دشمنان اسلام نجويند؛ بلكه تكيه‌گاه خود را ذات پاك خداوندی قرار دهند كه سرچشمه همه عزت‌هاست.
غير خدا از دشمنان اسلام نه عزتی دارند كه به كسی ببخشند و نه اگر می‌داشتند سزاوار اعتماد بودند زيرا هر روزی كه منافع آن‌ها اقتضا كند فوراً صميمی‌ترين متحدان خود را رها می‌كنند و سراغ كار خويش می‌روند كه گويی هرگز باهم آشنايی نداشته‌اند حتی در بسياری از موارد حاضرند دوستان خود را فدا كنند تا به منافع خويش برسند چنان كه تاريع معاصر شاهد بسيار گويای اين واقعيت است.
فرنگيس حمزه يی
captcha