به گزارش خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا)، سی و يكمين نشست بانوان راوی دفاع مقدس عصر روز گذشته، 3 شهريورماه در محل حوزه هنری استان تهران با حضور معصومه آباد، نويسنده و راوی دفاع مقدس و جمعی از بانوان راوی برگزار شد.
معصومه آباد، آزاده دفاع مقدس در سخنانی كه در اين مراسم ايراد كرد، با اشاره به اينكه در روايت خاطرات دفاع مقدس به بيان حادثهای در گذشته و متعلق به گذشته بپردازيم از رسالت سنگينی كه بر دوش داريم شانه خالی كردهايم، افزود: اين خاطرات هر چند در برههای از زمان اتفاق افتاده، اما بنا به فرموده مقام معظم رهبری تبديل به گنجينهای شده است كه برای هميشه تاريخ قابل استخراج است.
وی با بيان اينكه بعضی اوقات كه به گذشته فكر میكنم، تصور میكنم به هيچ وجه تحمل تكرار آن حوادث را ندارم، اظهار كرد: امروز در جمعی حاضر هستيم كه ابزار كار آنها كلمه است؛ يعنی همان چيزی كه خداوند پيام آموزشی خود را با استفاده از آن فرستاده است و در كنار هم قرار دادن اين كلمات معجزه پيامبر(ص) را ساخته است.
اين بانوی آزاده با بيان اينكه زمانی كه خاطراتم را مینوشتم بارها به گريه افتادم؛ گويی اين خاطرات برای من نيست، ادامه داد: اين مجموعه جنازهای بود كه من ساختم و حتی خودم نيز توانايی ديدن آن را نداشتم و از همين جا است كه متوجه معجزه و توانايی كلمات و كتاب میشويم كه تاثير آن از همان خاطرات به شكل شفاهی به مراتب بيشتر است.
آباد با بيان اينكه در دوران دفاع مقدس منظومهای به نام اسارت داشتيم كه كه ظالمانهترين وجه زندگی ظالمان است، گفت: قطعاً كسی برای اسارت نمیجنگد، ولی اين اتفاقی است كه برای برخی روی میدهد.
وی گفت: اسرا سفيران فرهنگ دفاع مقدس، ايمان، شهادت، سعادت و زندگی هستند و پيام امام خمينی(ره) را منتقل میكنند. در دوران اسارت آنقدر رفتار اين اسرا برای عراقیها عجيب بود كه فكر میكردند بازجويیهايشان شبيه يك تست پيشرفته روانشناسی است.
اين راوی در بخش ديگری از سخنان خود به سرهنگ محمودی در اردوگاه عنبر و رمادی عراق اشاره كرد و با بيان اينكه كسی نمیداند كه جنس او از كدام دسته از آدمهای رذيل و پست بود، به بيان يك خاطره پرداخت و گفت: «يك روز در سال 61، ما در اردوگاه بوديم و همزمان با يك عمليات يكی از برادرانی كه اسير شده بود و قامت بلندی داشت را به اردوگاه آوردند.
ديد بچهها خيلی ساكت، حسابگر و محافظهكار شدهاند، علتش را پرسيد. گفتند فرمانده اين اردوگاه سرهنگ محمودی است كه خيلی ظالم و بیرحم است. اين برادر گفت: مگر ترسيدهايد؟ اسرا گفتند: نه؛ ولی تقيه میكنيم. اين تازهاسير كه حاج مرتضی همدانی نام داشت به سربازی به نام خميس(ما به او میگفتيم خبيث) گفت: من با سرهنگ محمودی كار دارم.
بچهها با شنيدن اين صحبت اصرار كردند كه از ملاقات با سرهنگ محمودی منصرف شو. اما اين اصرارها هيچ تاثيری در او نگذاشت. پس از مدتی سرهنگ محمودی به اردوگاه آمد. پرسيد: حاج مرتضی همدانی كيست؟ حاج مرتضی بلند شد و پاسخ داد: حاج مرتضی همدانی تنها يك بسيجی است، حاج مرتضی منم. من با تو كار داشتم.
بعد از اين صحبت حاج مرتضی يك تيغ از جيبش درآورد و گفت: من میخواهم اين انگشت اشاره كه اشاره به وحدانيت حق دارد را شاهد بگيرم و پس از آن بند انگشت خود را با تيغ بريد. بند جدا شده انگشت او روی زمين تكان میخورد. حاج مرتضی گفت: ديدی چگونه اين بند از بدنم جدا شد؟ اگر بند بند بدن ما را جدا كنی از همه اين سلولها صدای لبيك يا خمينی بلند میشود. سرهنگ محمودی كابل خود را به زمين انداخت و دور اردوگاه میدويد و فرياد میزد: كلّهم عاشق. كلّهم مجنون.»
آباد گفت: اسارت يعنی عشق، ايمان، بندگی، همه چيزها را خوب ديدن، خوب فهميدن و خوب معنا كردن و با استفاده از اين مفاهيم بود كه جنگ تمام شد و دنيا به عظمت ما پی برد. اگر جايی خاطرهای میگوييم، میخواهيم خاطرات، فرهنگ و آدمهای دوران دفاع مقدس را زنده نگه داريم. بايد اين نكته را هميشه در روايتها، كتابها و ادبياتمان زنده نگه داريم.
وی ادامه داد: در زمان نگارش كتاب جديدم چندين بار منقلب شدم. چون احساس میكردم خودم هم تحمل تكرار آن اتفاقات را ندارم. آن روز مقاومت كرديم و امروز با پايداری همان فرهنگ را زنده نگاه میداريم. به ويژه در شرايط امروز جامعه كه به شدت نيازمند راويان سالهای دفاع مقدس است كه تقوا، توكل و بندگی در وجودشان پر است و بايد با همان احساس جوانی ديروز به مقابله با دشمن رفت و با نگاه مقاومت و پايداری به مقابله با مشكلات برويم.
آباد گفت: بهترين كسانی كه میتوانند اين كار را انجام دهند، كسانی هستند از جنس افرادی كه شرايط دفاع مقدس را ديده و حس كردند. ما نبايد اجازه بدهيم دفاع مقدس را به اتفاقی در گذشته تبديل كنند. دفاع مقدس مانند هر اتفاق ديگری زمانی باقی میماند كه اثرش باقی مانده باشد. نبايد اجازه دهيم آثار دفاع مقدس از ميان برود. ما بايد در هر عرصهای كه از ما كمك خواستند وارد شويم و به بهترين شكل ادای دين كنيم.