«نامه های خيس»، ساخته مرجان اشرفیزاده اثری است كه چهارشنبه ششم شهريور ماه در دومين جشنواره سراسری فيلم «ميلاد سرخ» به نمايش در آمد. اين كار با برخورداری از داستان درام به خوبی آموزههای دينی را به بيننده منتقل میكند. اين ويژگی نيز تنها به واسطه مناجات يا نذری كه در فيلم موجود است، مشاهده نمیشود، بلكه به واقع مضمونی كه در فيلم جاری است، در راستای ارزشهايی است كه در دستورات دينی ما به آن توصيه فراوان شده است.
در اين فيلم ويديويی، داستان دختری روايت میشود كه از مادر پير و مريض خود نگهداری میكند. پدر اين دختر در كودكی زن و فرزند خود را رها كرده و دختر هم اكنون عهدهدار نگهداری مادر است. در اين ميان دختر با مردی آشنا میشود. اين مرد كه نقشش را بهروز شعيبی بر عهده دارد، در مزونی كار میكند كه دختر برای آنجا لباس عروس میدوزد. اين دو به هم علاقهمند میشوند، اما برادر ناتنی دختر، سبب جدايی آنها میشود، اما در نهايت دختر با نذری كه میكند، در پايان به خواسته خود رسيده و به زيارت امام رضا(ع) مشرف میشود.
اين داستان درام در خود شادی و غمهايی دارد، هرچند كه بار اندوه فيلم بيشتر است، اما هيچگاه اين مسئله سبب نشده تا كار در دام سانتیمانتاليسم گرفتار آيد. جدا از اين مسئله «نامههای خيس» شكلی زيبا از مناجات را در يك فيلم داستانی به تصوير می كشد. در اين ميان هيچگاه اين سكانس های در دام كليشه های رايج اين دسته توليدات (دينی) گرفتار نمی آيد، چراكه تماشاگر به خوبی آن را میپذيرد و اين باورپذيری را به خوبی میشد در سالن نمايش مشاهده كرد.
در ادامه اين مطلب بايد گفت «نامههای خيس» يك كار ممتاز در حوزه سينمای دينی است. اين امتياز نيز به سبب جوايز متعددی كه اين فيلم به دست آورده نيست، بلكه كارگردان اين كار توانسته به خوبی پيام خود را در خدمت فيلم قرار دهد، به ويژه اينكه فيلمنامه از چارچوب های خوب و قوی بهره برده است. نكته ديگر درباره فيلمنامه اين كار، داستان روان و تخت فيلم است كه اوج و فرودهايش تماشاگر را آزار نمیدهد. در حقيقت اين كار يك داستان مشخص دارد كه تا به انتهای فيلم تماشاگر را در خدمت خود میگيرد.
در خصوص بحثهای فنی نيز میشود امتيازات متعدی را در نظر گرفت. به ويژه در زمينه فيلمبرداری و ميزانسها كه كار به شدت حرفهای است، تنها در بحث تدوين میشد كه كار ضرب آهنگ تندتری داشته باشد تا احيانا تماشاگر عادی سينما در اواسط فيلم خسته نشود، البته موسيقی اين فيلم تا حدودی ضرب آهنگ آهسته فيلم را پوشش داده است. نكته ديگر درباره آكسسوار صحنه است كه به شدت واقعی و همخوان با تصوير است، به شكلی كه تماشاگر احساس نمی كند كه چيزی خارج از واقعيت به فيلم اضافه شده است.
در پايان «نامههای خيس» را يك فيلم به معنای واقعی ناميد. فيلمی كه مشخص است كارگردانش آن را با اعتقاد ساخته است. اعتقادی كه در كار موج میزند و احتياجی به بيان آن توسط كارگردان در مصاحيه يا نشست خبری فيلم نيست. در انتها اميد است كه اين فيلم الگوی باشد برای فيلمسازانی كه علاقمند هستند در حوزه سينمای دينی و عاشورايی قدم بردارند.