کد خبر: 2582802
تاریخ انتشار : ۰۹ شهريور ۱۳۹۲ - ۱۵:۲۲

«حسن» ستاره‌ای بود كه در خانواده اقارب‌پرست درخشيد

گروه جهاد و حماسه: حسن اقارب‌پرست ستاره‌ای بود كه در اين خانواده درخشيد و با خودساختگی و برنامه خاصی كه در راه رسيدن به قرب الی‌الله داشت، راه سعادت را پيمود و آسمانی شد.

سرلشگر شهيد حسن اقارب‌پرست، ارتشی سلحشوری كه فعال و ظلم‌ستيز بود و مبارزه خود را از سال 1343 با تشكيل گروه مخفی نظامی و در كنار شهيد نامجوی و شهيد كلاهدوز آغاز كرد. وی در مقام خدمت‌گزاری، معاونت عمليات لشگر ۹۲ زرهی اهواز را در مهرماه سال 63 برعهده داشت و در جزيره مجنون، در جاده سيدالشهداء(ع) مورد اصابت تركش خمپاره قرار گرفت و به همراه سرهنگ عملياتی و سروان صديقی به فيض شهادت نايل آمد.
محمد اقارب‌پرست، برادر شهيد از حاج محمد رحيم، پدر خانواده كه انسانی خودساخته بود، سردی و گرمی روزگار را چشيده است. وی گفت: ايشان افراد مختلفی را در زندگی‌اش ديده و سعی كرده بود در هر برخورد، نشست و برخاست و از هر مجلس مذهبی با حافظه قوی كه داشت درس گرفته بود و به قول خودش اين درس‌ها نقش بر سر و سينه‌اش بود. وی ويژگی خانه پدری را كتابخانه بزرگی دانست كه برادر بزرگ خانواده تهيه كرده بود.
برادر شهيد اظهار كرد: حسن در مشكلات بسيار خودساخته شده بود، قطعاً در هر زمانی برنامه‌ای داشت يا درس يا كتاب می‌خواند يا كاری می‌كرد. روی اين موضوع خيلی حساس بود و به ما هم ياد می‌داد.
اميرسرتيپ دوم علی محمدی در بخشی از مصاحبه خود گفته است: اقارب‌پرست هر كجا می‌رفت تأثيرات خود را بر محيط اطراف می‌گذاشت. بدون اينكه بخواهد خود را مقدس نشان دهد، نمونه يك فرد مسلمان بود كه ديگران او را سرمشق زندگی خود قرار می‌دادند.
خانم كلاهدوز، همسر شهيد اقارب‌پرست و خواهر شهيد كلاهدوز نيز درباره اين شهيد اظهار كرده است كه «بارها در فراق او به سر می‌برديم و از او می‌خواستيم كمی خشونت داشته باشد. كمی ما را ناراحت كند، تا در فراقش نسوزيم. در جواب فقط می‌خنديد. هرگز در منزل از او تندی نديديم. هر روز كه از زندگی مشترك من با او می‌گذشت، به عظمت روحی و بزرگواری او پی می‌بردم و در مقابل اين همه عظمت سعی می‌كردم كه من هم به خواسته‌های اين بزرگوار جامه عمل بپوشانم و به مرور خودم را در وجود او مستغرق بدانم. ديگر به واژه همسر بودن او فكر نمی‌كردم، بلكه خود را خدمتگزار اين مرد می‌دانستم.»
خانم كلاهدوز اظهار كرد: «هر وقت در مجلسی برايش از كسانی كه خدمت حضرت مهدی(عج)رسيده‌اند می‌گفتم، آن چنان با صدای بلند گريه می‌كرد كه ما را هم منقلب می‌كرد. هميشه تأكيد داشت كه زندگی بايد الگو داشته باشد. الگوی ما حضرت محمد(ص) و دوازده امام(ع) و برای شما حضرت زهرا(س) و حضرت زينب(س) هستند. به زندگی اين بزرگان نگاه كن و برای خودت برنامه‌ريزی كن.»
شخصيتی به مانند شهيد صياد شيرازی می‌دانست كه وجود افرادی مانند حسن اقارب‌پرست چه مقدار می‌تواند برای اداره ارتش جمهوری اسلامی مفيد باشد.
شهيد صياد شيرازی درباره وی گفته است: «من با شهيد اقارب‌پرست از دانشكده افسری آشنا بودم، ولی تلاقی روحيه و شخصيت مكتبی ما به 3-4 سال قبل از انقلاب بر می‌گردد. نحوه ارتباط عقيدتی من با شهيد به اين صورت بود كه كه من به علت داشتن روحی سركش و مبارزه‌طلب به دنبال پناهگاهی بودم كه با خانواده شهيد اقارب‌پرست برخورد كردم.»
وی در ادامه سخنانش گفته است: «وقتی اين ارتباط عميق‌تر شد آنها مرا با شهيد اقارب‌پرست آشنا كردند. من با شهيد اقارب‌پرست وجه مشترك زيادی داشتم و پيوند خوردن فوری من با ايشان دلايل زيادی داشت. در وهله اول، ما هر دو نظامی بوديم. نكته دوم آنكه هر دو در خط اسلام بوديم و خواستار حكومت اسلامی و نكته سوم اينكه هر دو می‌خواستيم كه در مبارزات شركت كنيم. اقارب‌پرست روح عصيان‌گر من را دريافته بود.»
بخش‌هايی از كتاب «دا» نوشته سيده زهرا حسينی كه روايتگر روزهای ابتدايی است كه ميهن اسلامی مورد هجوم دشمن قرار گرفته بود، بخش‌هايی از خاطرات دفاع اوليه نيروهای مردمی و شهيد اقارب‌پرست را آورده است. در جايی به نقل از اين شهيد آمده است كه «كاش غيزتی كه در وجود نيروهای مردمی هست، در وجود بعضی از اين فرماند‌هان بود. اون وقت وضعيت ما اين طوری نبود.»
captcha