کد خبر: 2583376
تاریخ انتشار : ۱۰ شهريور ۱۳۹۲ - ۲۲:۳۲
رييس دانشگاه مذاهب اسلامی مطرح كرد:

با سلام خبر درایکنا کار شده است/نگاه جامعه شناختی به تقريب امام صادق(ع)(سلام خبر ايميل شده ولی می توانيد توليدی نيز بزنيد)

رييس دانشگاه مذاهب اسلامی با اشاره به اين كه مفهوم تقريب در سه وضعيت "شرائط تباعد ( دوری) حاصل از خاستگاه مذهب"، "شرائط تباعد حاصل از خاستگاه غير مذهبی" و "شرائط عدم تباعد ولی نيازمند به تقويت مناسبات " معنا پيدا می كند، گفت: تقريب امام صادق (ع) از نوع تقريب عاطفه زا( تقويت زير ساخت‌های عاطفی مناسبات امت اسلامی) بوده است.

حجت الاسلام والمسلمين احمد مبلغی طی سخنانی خاطرنشان كرد: تقريب با توجه به متعلق آن معنا می يابد؛ به اين صورت كه بين سه مفهوم "تقريب تباعد زدا بين مذاهب" و مفهوم "تقريب تباعد زدا بين اعضای امت اسلامی" (كه از خاستگاه غير مذهب نشأت گرفته است) و "تقريب عاطفه زا" بايد تفاوت قائل شويم.

وی با طرح اين سوال كه آيا عمليات تقريب در قرن دوم هجری بوده است واز كدام سنخ بوده است؟ اظهار داشت: حقيقت آن است كه درقرن دوم هجری تباعدی بين مذاهب نبود تا نياز به تقريب از نوع اول وجود داشته باشد. درآن زمان، مناسبات اجتماعی امت اسلامی جريانی طبيعی وعادی داشت وحتی احتمال پيدايش تباعد مذهبی ناشی از تعدد مذاهب هم درميان نبود و به ذهن نمی آمد.

رييس دانشگاه مذاهب اسلامی ادامه داد: در رويكرد بی پيرايه صدر اسلام، اختلاف مذهبی، اختلافی فكری تلقی می شد و نه بيشتر. وجود چنين رويكردی يك تلقی عام بود وهمه مذاهب رادربرمی گرفت و از آموزه های اسلام اخذ شده بود؛ يعنی از يك سو، اسلام چنان ايده‌ای را ارائه نكرده بود كه مسلمانی بخواهد به دليل مذهب، به "اختلاف مناسباتی" روی آورد و از سوی ديگر، جامعه هم دريك وضعيت طبيعی و فطری انسانی قرارداشت واز اين خاستگاه ،اختلاف مذهبی را مبنايی برای اختلاف فكری تلقی نمی كرد.

حجت الاسلام والمسلمين مبلغی ادامه داد: اما اين سخن، به معنای آن نيست كه در آن زمان پيروان هرمذهبی خود را حق نمی دانستند و به انديشه «همه بر حق» (پلوراليسم) معتقد بودند؛ بلكه به اين معناست كه به ذهن توده مسلمان نمی آمد كه چون مذهبی برحق است پس بايد با بخشی از امت كه دارای مذهب ديگری است و آن را از حيث مذهبی بر حق نمی بيند، اختلاف كند .

استاد برجسته حوزه علميه قم اظهار داشت: درآن زمان اين ذهنيت امروزی وجود نداشت؛ آن چه بود، نوعی تفكيك بين موضوع حقانيت مذهبی وبين مسئله ارتباطات ومناسبات اجتماعی درجامعه اسلامی بود . براين مبنا، هرمذهب درعين اين كه خود را بر حق می دانست، مناسبات اجتماعی درميان امت اسلامی بر چرخه روال عادی، طبيعی و فطری می گشت.

حجت الاسلام والمسلمين مبلغی خاطرنشان كرد: مشكل اين است كه ما ( اعم از شيعه و سنی) فهم وبرداشت درستی از اين دوره نداريم، به همين دليل آن عصر را دستمايه اختلاف قرار می دهيم وبا تمسك به كلمات وادبياتی كه درآن فضا رد وبدل شده است، مبناهای به ظاهر شرعی اختلاف درمناسبات را شكل می دهيم. حقيقت اين است كه امروزه بسياری با تمسك ظاهری به آن آموزه‌ها، به اختلاف‌های مذهبی دامن می زنند

دوران امام صادق(ع)

وی ادامه داد: درعصر حضرت امام صادق (ع)،اختلاف رأی وفكر وجود داشته وثانياً اختلاف نظر در حقانيت مذهبی هم بوده است؛ يعنی پيروان اهل بيت (ع) يا پيروان سايرمذاهب خود را برحق می دانستند؛ اما، سخن اين است كه دركناراين دو واقعيت، واقعيت ديگری هم وجود داشت وآن اين كه براساس ذهنيت طبيعی برگرفته شده از اسلام، مسلمانان اجماع داشتند براين كه اختلاف در مناسبات به بهانه اختلاف درحقانيت، امری مردود است.

وی ادامه داد: حتی به ذهن كسی هم خطور نمی كرد كه بايد درمناسبات اجتماعی اختلاف داشته باشند چون اختلاف در رای دارند. اختلاف درمناسبات، دريك روند تاريخی طولانی به وجود آمده و طبيعی است زمانی كه اختلاف ايجاد شود ، به هرچيزی ازجمله اختلاف دررأی وحقانيت تمسك و تكيه می شود.

وی خاطرنشان كرد: اين ذهنيت اتحادی اولًا؛ ريشه در فطرت پاك آدم های آن دوران داشت . ثانياً؛ اين رويكرد از آموزه های قرآن كريم وروايات پيامبراكرم(ص) گرفته شده بود وريشه قرآنی ونبوی داشت. البته درآن جامعه هم اختلافاتی از نوع ديگر وجود داشت اما اين اختلاف ها مذهبی نبود.

رييس دانشگاه مذاهب اسلامی گفت: اختلاف ها در آن دوره برآمده از عوامل ديگری بود كه ممكن بود درميان خود اهل سنت يا بخش هايی از شيعيان و اهل سنت ولی نه به عنوان شيعه وسنی، آن ها را مشاهده كرد. دردوران حكومت اميرالمومنين امام علی(ع) هردوگروه شيعه وسنی دراطراف حضرت بودند، و اين خود دليلی است كه بايد درمناسبات اجتماعی با همه مذاهب ارتباط داشته باشيم.

حجت الاسلام والمسلمين مبلغی يادآورشد: بر همين اساس، هنگامی هم كه حضرت اختلافات جامعه عصر خود را تحليل می كند ، ريشه وخاستگاه اين اختلافات را مسائل نفسانی ونه مذهبی معرفی می‌كند. در واقع اگر مذهب مبنای اختلاف بود، حضرت به آن اشاره می فرمود چون اگر بنا باشد اختلاف مذهبی عامل اختلاف در مناسبات شود، به صورت ريشه ای و محوری در جامعه خود نمايی می كند.

وی ادامه داد: اين كه حضرت فرموده "انما انتم اخوان علی دين ا... ما فرق بينكم الا خبث السرائر وسوء الضمائر" وسخنی از مذهب به ميان نياورده است، نشان می دهد در تلقی صدر اسلام اختلافات فكری تنها به مثابه اختلافات فكری تلقی و وحدت امت هم امری فوق شك و شبهه اعتبار می شده است. دردوران حضرت امام صادق (ع) وقبل از آن حضرت هم همين طوربوده است.

وی گفت:درفضای امت اسلامی هيچ گاه به ذهن كسی نمی آمد كه ما می خواهيم مثلاً به دليل داشتن مذهب شيعه ، حصاری دورخود بكشيم، بلكه همه مذاهب دربستر عام اسلامی حركت می كردند. البته امامان معصوم(ع) به شيعيان خود دستور های رفتاری هم می دادند ولی نه درراستای جداشدن بلكه بيشتر در راستای رعايت اخلاق به منظور ارتباط برقراركردن با جامعه.

وی در پاسخ به اين سوال كه با توجه به اين كه ما می گوييم حضرت امام صادق (ع) در پی تشكل بخشی به تشيع ومكتب اهل بيت (ع)وتبيين ايدئولوژی آن بودند، آيا اين امر با اين گفتارمنافات ندارد؟، اظهار داشت: امامان معصوم(ع) با حاكمان جور مقابله می كردند نه با جامعه. البته تقابل آن بزرگواران با حكّام وخلفا نه ازباب گرايش مذهبی آنان بلكه ازباب ظلم وستمی بود كه برمردم روا می داشتند.

وی يادآورشد: اگرحضرت امام صادق(ع)با خلفای بنی عباس مخالفت می ورزيدند،نه به دليل وابستگی آن ها به تفكر مذهبی خاص ، بلكه به دليل آن بود كه آنها رامنشاء وسرچشمه ظلم درجامعه می دانستند ودقيقاً ازهمين خاستگاه ظلم ستيزی، بخشی ازاهل سنت هم با خلفا درگير بودند.

وی خاطرنشان كرد: چنان كه تعدادی از ائمه اهل سنت به دليل مخالفت با خلفای عباسی زندانی يا شكنجه شدند؛ مانند دو امام اهل سنت ابوحنيفه واحمدبن حنبل كه مدتی را درزندان عباسيان به سربردند. امامان معصوم در روند مبارزه گاه فعالانه شركت داشتند و دراين راستا نهضت هايی را شكل می دادند وگاه مبارزه فرهنگی ر ا دنبال می كردند. از سوی ديگر، امامان (ع) می كوشيدند، ايدئولوژی وسلوك شيعيان را تقويت كنند.

حجت الاسلام والمسلمين مبلغی ادامه داد: اين جريان سازی فكری و ايدئولوژيك چند محورداشت: اول اينكه تشيع از حيث فكری و فرهنگی متشكل وساختارمند شود؛ همان طوركه اهل سنت هم در پی ساختارمند شدن مذاهب خود بودند؛ ولی اين كار به معنای اختلاف افكنی نبود چون براساس ذهنيت غلط بعدی تصور براين شده است كه شكل گيری جريان فكری باعث به وجود آمدن اختلاف می شود.

وی گفت: محور دوم اين جريان سازی فكری اين بود كه جريان سازی به معنای اخلاقی كردن هرچه بيشتر تشيع بود نه جدا كردن آن از جامعه؛ به اين معناكه امامان معصوم (ع) با تربيت اخلاقی شيعيان ، درراستای تقويت مناسبات امت گام برمی داشتند. اين كار البته خدمت به كل جامعه بوده است .

وی اظهار داشت: چون يك انسان اخلاقی همزيستی توأم با رفق و مدارا را نشرمی دهد .دراين راستاست كه حضرت امام صادق(ع)به اصحاب وپيروان خود می فرمايند: شما با آنان (اهل سنت) معاشرت كنيد، درتشييع جنازه ونمازهای آنان شركت كنيد و... تا نگويند جعفربن محمد اصحاب خودرا مؤدب نكرده است . اين روايت بيانگرآن است كه رويكرد اهل بيت (ع)يك رويكرد معطوف به حضور درجامعه اسلامی بوده است.

حجت الاسلام والمسلمين مبلغی خاطر نشان كرد: محتوای اين سخن، حضوردرجمع ساير اجزای امت اسلامی است. ازاين گذشته، تعليل حضرت به اين كه «نگويند»، به خوبی پيش فرض های حاكم بر مكتب اهل بيت (ع) را آشكار ومشخص می كند كه برای آن بزرگواران نوع ذهنيت اهل سنت مهم بوده است. پس بخشی ازتقويت تفكر شيعی درراستای وحدت بخشی واخلاقی كردن جامعه و بخشی هم ترويج ايده های مكتب بوده است، زيرا اهل بيت(ع) خود را برحق می دانسته اند، اگرچه لازم نيست دراين گونه ترويج ،ديگران نفی وطرد شوند.

وی اظهار داشت: از اينجا می‌توان گفت كه تقريب امام صادق (ع) از نوع "تقريب عاطف زا" (تقويت زير ساخت های عاطفی مناسبات امت اسلامی) بوده است .

سخت بودن شكستن پيش فرض های تاريخی

وی در پاسخ به اين سوال كه چرا با اين وصف درس لازم از قرن دوم در جهت حتی تقريب تباعد زدای كنونی گرفته نمی شود؟ گفت: پيش فرض های تاريخی از سخت ترين پيش فرض ها برای شكسته شدن است ورهاشدن ازاين ذهنيت های پديد آمده، دشواروگاه ناممكن است؛ زيرا دردل تاريخ پديد آمده و با گذشت زمان رسوخ يافته وسپس درمسير بازتوليد فعاليت های اجتماعی ونهادسازی قرار گرفته است. دراين شرايط، بايددقت و مطالعه وبررسی كرد تا خطا ها را يافت و به تحليل فراذهنيتی دست يافت. بايد مبانی فراتراز تاريخ را ازقرآن و عقل فراذهنيتی برگرفت. بدين گونه می توان به خطاها پی برد.

وی خاطرنشان كرد: اگربا توجه به آن چه گفته شد، تاريخ رامطالعه كنيم به انبوهی ازعلايمی برمی خوريم كه درآن عصر تقريب با هدف تقويت مناسبات وروابط تزريق عاطفه به درون جريان ارتباط های طبيعی انجام می گرفته است و اختلاف مذهبی به عنوان عاملی برای جدايی، جايی در اذهان نداشته است؛ در عين حال كه حقانيت مذهبی هم مطرح بوده است
captcha