غلامرضا نورمحمدی، معاون مركز تحقيقات طب اسلامی دانشگاه امام صادق(ع) در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا)، در پاسخ به اين سوال كه سلامت واقعی در چه عواملی نهفته است، عنوان كرد: سلامت واژهای دارای تعاريف خاص خود است، اگر افراد به موضوع «صحت سلامت» مورد بحث در روايات اشاره كنند به طبع اگر بخواهيم سلامت را به طور كامل بنگريم، ترسيم كننده اين حوزه سلامت میتواند خالق باشد.
نورمحمدی بيان كرد: ولی اگر بخواهيم در حوزه تجربی ورود پيدا كنيم به عنوان تنها منبع و حاكم آموزههای سلامت مطمئنا اين حوزه تجربی، حوزه آزمون و خطا است اما اگر گذارهها را از خالقی گرفتهايد كه محدوديت زمان، مكان و ابزار سنجش را نداشته باشد ممكن است بخشی از آن را با حوزه تجربی محك بزنيد اما بخش كلان اين نگرش از حوزه دين گرفته شده است و به دليل اينكه آزمون و خطا در حوزه سلامت كاهش پيدا میكند ضريب اطمينان نيز افزايش پيدا میكند.
عضو هيئت علمی دانشگاه علوم پزشكی تهران با تاكيد بر اينكه در بيش از 100 آيه قرآن كريم به تاثير تغذيه در سلامت افراد اشاره شده است، ادامه داد: ولی روش تغذيه انسانها در قرن 20 و 21 با دوره گذشته بسيار تغيير پيدا كرده است و با آمدن تكنولوژیهايی همچون فريزر و صنايع غذايی، اقلامی را كه انسانها سالم برداشت و تازه مصرف میكردند، تحت تاثير قرار گرفته است.
وی تصريح كرد: براساس تاكيدات آيات و روايات بايد اساسیترين وعده غذايی صبحانه باشد ولی امروزه با ماشينی شدن زندگیها صبحانه به كم رنگترين وعده غذايی تبديل و متاسفانه شام اصلیترين وعده غذايی افراد شده است زيرا با سبك موجود معمولا افراد در بيرون از منزل هستند و نقطه تجمع آنها ساعات شب است، به همين دليل شام و در پی آن تنقلات تبديل به غذای اصلی و باعث چرخشی در مصرف اقلام شده است.
معاون مركز تحقيقات طب اسلامی دانشگاه امام صادق(ع) با تاكيد بر اينكه چرخش در مصرف و محتوا باعث انواع و اقسام بيماریهای گوارشی شده است، اظهار كرد: با آمدن تكنولوژی بدون اينكه ما فرهنگ هماهنگی آن را داشته باشيم از آن استفاده كردهايم و تك تك فاكتورهای مورد استفاده حوزه سلامت را تهديد میكند و چون مورد تهديد قرار گرفته بسياری از حوزههای رفتاری، گفتاری و كرداری افراد دچار تغيير شده است كه اين موضوعات تنها لايههای رويين تهديد كننده سلامت است.
نورمحمدی در تكميل اين بخش از سخنان خود گفت: لايههای زيرين اين بحث نيز بازمیگردد به بخش باوری، بينشی، نگرشی و شخصيتی افراد كه ما اگر لايههای رويين را با لايههای بيرونی بتوانيم هماهنگ و تنظيم كنيم میتوان گفت كه سبك زندگی مورد نظر اسلام تحقق پيدا كرده است اما اگر فقط در نگاه اول در پی تغيير لايههای بيرونی بدون نگاه به لايههای درونی سبك زندگی باشيم مطمئنا اين تغيير و رفاه خيلی پايدار نخواهد بود.
اين عضو هيئت علمی دانشگاه علوم پزشكی تهران در خصوص درمان بيماریها با استفاده از تغيير در سبك زندگی نيز عنوان كرد: بخشی از اين تغيير مربوط به پيشگيری است و به تعبير حضرت علی(ع) پيشگيری كارسازتر از اين است كه ما بخواهيم بيماریها را درمان كنيم، ما ابتدا بايد مانع ايجاد كنيم تا فرد عوامل تهديد كننده را بشناسد يعنی با نصب علائم راهنمايی و رانندگی آنها را نسبت به مسائل مرتبط با سلامت آگاه كنيم.
وی ادامه داد: اگر اين علائم راهنمايی و رانندگی را به درستی نصب نكنيم تبديل به بيماری میشود و همچون حوادث راهنمايی و رانندگی حوزه درمان و بازتوانی آن نيز بسيار سنگين و هزينه بر خواهد بود، بنابراين نقش ابتدايی اسلام در اين موضوع همان نصب علائم راهنمايی و رانندگی سلامت است كه ما در مسير سلامت بتوانيم اين آييننامه را داشته باشيم و درست حركت كنيم.
معاون مركز تحقيقات طب اسلامی دانشگاه امام صادق(ع) در پاسخ به اين سؤال كه زمينه سازی برای توليد علم در سبك زندگی اسلامی با محوريت سلامت تا چه ميزان موثر خواهد بود، خاطرنشان كرد: بنده به شخصه نگران اين موضوع هستم برخی افرادی كه در حوزههای مختلف به نام طب اسلامی فعاليت میكنند مقداری آميختگی ايجاد كنند و نگاه كلانگر به موضوع نداشته باشند.
نورمحمدی ادامه داد: چون افرادی كه در حوزه طب سنتی هم مشغول به فعاليت هستند درست است كه در ديد اوليه نگاه پيشگيرانه را در 6 بخش مطرح میكنند اما معمولا ورود به حوزه بيماریها و درمان دارند ولی نگاه كلانی در حوزه دين خارج از اين موضوع مطرح است كه اگر افراد آموزههای دينی را از منابع دينی يعنی از قرآن و روايات صحيح استخراج و دسته بندی كنند اين به عنوان توليد علم شناخته میشود.
وی افزود: ولی اگر ما افكار و تجريبات شخصی خود را با يك روكش و لايهای از اسلام بخواهيم به مردم ارائه كنيم اين همان بحث تجربه و چون خطاپذير است هر كجا خطای اين آموزه مطرح شود ديگر خطای شخص نيست و خطای انتسابی است كه به اسلام دادهاند، لذا توليد را از منابع ولی متفاوت از ماخذ بايد در دستور كار قرار داد زيرا آنچه به عنوان منبع مطرح است منظور چشمه است نه سرچشمه، سرچشمه در واقع قرآن و روايات است ولی ماخذ ممكن است كسانی باشند كه با يك واسطه از منابع استفاده كردهاند و با واسطه در اختيار ما قرار دادهاند، بنابراين ما اگر بخواهيم توليد بكنيم بايد به منابع مراجعه كنيم نه به ماخذ.
اين عضو هيئت علمی دانشگاه علوم پزشكی تهران در بخش پايانی سخنان خود گفت: به طور مثال فرض كنيد كتاب قانون بوعلی به عنوان يك ماخذ است ولی منبع نيست اما بايد قانون را با منبع كه قرآن و روايات است بسنجيم كه كجا سازگار است و كجا سازگار نيست، بنابراين تزار اصلی در توليد علم منابع دينی و قرآن و روايات است و ماخذی هم اگر مسلمانان توليد كردهاند و توليداتی در اين زمينه وجود داشته با توجه به آن منبع مورد سنجش قرار میگيرد تا صحت و نادرستی آن مشخص شود.