به گزارش خبرگزاری بينالمللی قرآن (ايكنا) به نقل از مركز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، روند اين مذاكرات كه به شكل كلی آن پس از جنگ 22 روزه غزه و پيروزی مقاومت اسلامی فلسطين در نبرد با ارتش رژيم صهيونيستی به بنبست رسيده بود، اكنون با تلاشهای دولت باراك اوباما، رئيسجمهور آمريكا و ميانجیگری مستقيم وزير امور خارجه اين كشور از سر گرفته شده است.
طراحان دور تازه مذاكرات در صددند تا با استفاده از فرصت و شرايط پيش آمده در منطقه، اين مذاكرات را به نقطه قابل قبولی رسانده و بهزعم خود به مسئله اعراب و رژيم صهيونيستی از طريق تشكيل دو كشور فلسطينی ـ اسرائيلی پايان دهند.
با توجه به اهميت موضوع، تبيين مذاكرات كنونی از حيث تشريح دلايل برگزاری آن در شرايط فعلی، طرحها و ديدگاههای رژيم صهيونيستی، مخالفتهای فلسطينی و منطقهای با مذاكرات و در نهايت ديدگاههای بينالمللی نسبت به آن قابل تأمل و ضروری است.
دور جديد مذاكرات سازش ميان طرف فلسطينی (تشكيلات خودگردان به رياست محمود عباس) و طرف صهيونيستی با ميانجیگری مستقيم آمريكا شكل گرفته است و با توجه به شواهد موجود هيچيك از طرفهای منطقهای و بينالمللی در آن مشاركت نداشته و ندارند. بهنظر میرسد باراك اوباما درصدد آن است تا با توجه به شرايط منطقهای و همچنين ديدگاههای سياسی و راهبردی خود در مورد مسئله فلسطين، به وعده انتخاباتیاش مبنی بر تشكيل دو كشور مستقل فلسطينی و اسرائيلی جامه عمل بپوشاند. اين درحالی است كه وی در دور دوم رياستجمهوری خود فارغ از فشارهای لابی صهيونيستی و حاميان رژيم اسرائيل در آمريكا با آمادگی بيشتری وارد اين حوزه شده است.
مأموريت مستقيم جان كری بهعنوان وزير خارجه آمريكا برای فراهم كردن مقدمات اين دور از مذاكرات نشان از اهميت آن برای واشنگتن دارد. برخی از فرستادههای پيشين آمريكا در خاورميانه مانند جان ميچل بهدليل سرسختیهای طرف اسرائيلی در مذاكرات شكستخورده و استعفا داده بودند. ازاينرو لازم بود كه در دور جديد، مقامی بلندپايهتر وارد عرصه مذاكرات شود تا بتواند دو طرف را وادار به نشستن بر سر ميز مذاكره كند.
در اين ميان موضع ضعيف بنيامين نتانياهو، نخستوزير رژيم صهيونيستی را نبايد فراموش كرد. او در انتخابات رياستجمهوری آمريكا بهصورت آشكار جانب ميت رامنی جمهوریخواه، رقيب انتخاباتی اوباما را گرفت و همه كارتهای خود را در سبد وی انداخت. با اين حال با تداوم حضور اوباما در كاخ سفيد وی بهدنبال آن است كه به نوعی اين اشتباه راهبردی خويش را جبران كرده و با حاضر شدن پای ميز مذاكره اندكی از فشارهای موجود بر دولت ائتلافیاش بكاهد.
دور جديد مذاكرات سازش پس از سه سال وقفه برگزار میشود، اين مذاكرات در يك ظرف زمانی خاص كه ناشی از شرايط منطقهای و بينالمللی است برگزار میشود و واشنگتن تلاش میكند تا با بهرهبرداری از اين شرايط مذاكرات را مطابق با منافع و ملاحظات خود به نتيجه برساند. بهطوری كلی اين شرايط منطقهای و بينالمللی را میتوان در موارد ذيل خلاصه كرد:
1. تحولات منطقهای اخير بهنحوی است كه كشورهای عربی را بهشدت درگير مسائل داخلی خود كرده است. از يكسو مصر بهعنوان متحد آمريكا و اسرائيل در پرونده سازش درگير بازی انتقال قدرت از اخوانالمسلمين به جريان ليبرالی و تكنوكراتهای نزديك به نظاميان شده است. ازسوی ديگر سوريه بهعنوان يكی از طرفهای مهم تأثيرگذار منطقه و از بازيگران مخالف روند سازش در طول دو سال گذشته سرگرم نبرد با جريانهای تكفيری و تروريستی مورد حمايت آمريكا، تركيه، برخی كشورهای عربی و رژيم صهيونيستی بوده و در نتيجه توان آن برای تأثيرگذاری بر تحولات منطقهای كاهش يافته است. ديگر كشورهای عربی مانند قطر، عربستان سعودی، اردن و امارات متحده عربی نيز نتوانستهاند از حاشيه اين درگيریها دور بمانند و عملاً در متن آن حاضر بوده و بيشتر توان ديپلماتيك و امنيتی خود را صرف رصد، پيگيری و جلوگيری از شيوع اين بحران در قلمرو خود كردهاند. به اين ترتيب تمركز آنها نيز بر مسئله فلسطين كاهش يافته است.
2. آمريكا و رژيم صهيونيستی بر اين باورند كه با درگيریهای سوريه دو عضو بارز محور مقاومت يعنی ايران و حزبالله لبنان درحال حاضر قادر به استفاده از ظرفيت خود برای اعمال فشار بر اين مذاكرات نيستند.
3. جنبش مقاومت اسلامی فلسطين (حماس)، بهعنوان يكی از اعضای محور مقاومت پس از بحران سوريه عملاً اصل مقاومت را رها كرد و با قرار گرفتن در كنار محور ممانعت به رهبری عربستان و سپس بروز علقههای اخوانی و ترجيح اين علاقه بر سرنوشت فلسطين فرصتی را در اختيار آمريكا و رژيم صهيونيستی قرار داد تا از شكاف بهوجود آمده نهايت بهرهبرداری را بهعمل آورند.
4. رژيم صهيونيستی پس از دو جنگ 22 روزه و هشت روزه غزه به اين نتيجه رسيد كه نمیتواند از نظر نظامی بر جريان مقاومت فائق آيد. از نظر اين رژيم با مسلح شدن گروههای مقاومت فلسطينی به موشكهای دوربرد كه قادر به هدفگيری قلب تلآويو و قدس غربی هستند، بهتر است دور تازهای از مذاكرات آغاز شود تا از اين طريق سران صهيونيستی، خود را مدافع صلح و مخالف جنگ نشان دهند.
5. پس از تحولات اخير در منطقه موقعيت محمود عباس و تشكيلات خودگردان فلسطين بهشدت تضعيف شد. نياز بود كه عباس و مجموعه وی بهعنوان تنها منجيان فلسطين و تشكيلدهنده كشور فلسطينی بار ديگر در صدر اخبار قرار گيرند.
6. آمريكا خارج از كميته چهارجانبه صلح ـ متشكل از اروپا، روسيه و سازمان ملل و ايالات متحده مذاكرات را بهصورت يكجانبه شكل داد. اين اقدام نوعی واكنش به رفتار روسيه در قبال تحولات سوريه محسوب میشود. آمريكا عملاً سازمان ملل و اروپا را هم وارد اين بازی نكرد تا خود به تنهايی آنچه را تشكيل كشور مستقل فلسطينی میخواند به پيش برد.
7. باراك اوباما، رئيسجمهور آمريكا، پيش از پايان دوره رياستجمهوری خود نياز به يك دستاورد مهم در منطقه خاورميانه دارد و در اين مورد حل كردن بحران فلسطين و تشكيل يك كشور مستقل میتواند هدف غايی او را در اين زمينه تأمين كند.
8. واشنگتن بر آن است تا برگه فلسطين را از دست ايران و محور مقاومت خارج كند و به اين منظور به تشكيل يك كشور مستقل فلسطينی در محدوده مرزهای اشغالی 1967 نياز دارد تا به اين ترتيب بهزعم خود از محبوبيت و نفوذ جمهوری اسلامی ايران در منطقه و جهان اسلام بهعنوان مدافع اصلی فلسطين بكاهد.
9. بيداری اسلامی منجر به حاشيهای شدن نقش آمريكا در منطقه شده است. ازاينرو اين كشور بر آن است تا با استفاده از ظرفيت موجود در مسئله فلسطين و ازجمله ازسرگيری مذاكرات سازش خود را وارد متن ماجرا كند.
10. در سرزمينهای اشغالی فلسطين دولت ائتلافی بنيامين نتانياهو نخستوزير رژيم صهيونيستی برخی از اعضای افراطی خود مانند اويگدور ليبرمن رئيس حزب اسرائيل بيتنا را در تركيب خود ندارد و افرادی مانند تزيپی ليونی كه به مذاكره با فلسطينیها باور دارند، در اين كابينه حضور دارند. بنابراين نتانياهو در بُعد داخلی ناچار است دولت ائتلافی را از طريق انجام مذاكره با فلسطينیها راضی كند.
11. تداوم شهركسازی صهيونيستها در سرزمينهای اشغالی 1967 و مصادره زمينهای فلسطينیها باعث تضعيف جايگاه رژيم صهيونيستی در جهان و نوعی انزوای بينالمللی آن شده است؛ تا جايی كه اتحاديه اروپا واردات توليدات اين شهركها به داخل كشورهای عضو را ممنوع كرد. در اين شرايط مذاكره با فلسطينیها میتواند فشارهای بينالمللی بر اين رژيم را اندكی كاهش داده و باعث ايجاد فضای مانور تبليغاتی و امكان تنفس سياسی برای اين رژيم شود.
از سرگيری مذاكرات سازش ميان تشكيلات خودگردان فلسطين و رژيم اسرائيل، با واكنشهای متفاوتی در سطح منطقهای و بينالمللی مواجه شد.
1. سطح منطقهای: سرگرم شدن كشورهای منطقه به تحولات اخير ناشی از قيامهای مردمی باعث شده تا آنها عملاً به شروع مذاكرات سازش واكنش عملی چندانی نشان ندهند. برخی از اين كشورها مانند اعضای شورای همكاری خليج فارس و اردن خود از همراهان اين مذاكرت بوده و هستند، مصر نيز سرگرم درگيری سياسی درونی است و عملاً نمیتواند در اين مورد نقش مثبت يا منفی داشته باشد.
در اين ميان سوريه با وجود درگيریهای داخلی از سرگيری مذاكرات سازش را محكوم كرد، حزبالله لبنان اين مذاكرات را بینتيجه خواند و جمهوری اسلامی ايران نيز از طريق موضعگيری رياست محترم مجلس شورای اسلامی و سخنگوی وزارت امور خارجه واكنش قاطعی در رد مذاكرات سازش داشت.
در مقابل عدم واكنش منسجم كشورهای عربی، محمد صبيح، معاون دبيركل اتحاديه عرب در امور فلسطين اعلام كرد، نسبت به روند مذاكرات سازش ميان فلسطينيان و رژيم صهيونيستی كه با نظارت آمريكا در واشنگتن آغاز شده، خوشبين نيست.
2. واكنش فلسطينیها: در داخل فلسطين نيز جنبشهای فلسطينی حماس و جهاد اسلامی از سرگيری مذاكرات را محكوم كردند و موسی ابومرزوق نايب رئيس دفتر سياسی حماس شروع اين مذاكرات را دليلی بر نابودی طرح آشتی ملی فلسطينیها خواند.
تضعيف جايگاه حماس بهدليل تغيير جهت از محور مقاومت به ممانعت باعث بروز اختلاف ميان سران اين جنبش و عدم توانايی آنها در نشان دادن واكنش مناسب به اين مسئله شد، كمااينكه بهدليل حضور برخی جريانهای تروريستی فعال در صحرای سينا، ارتش مصر بيشتر تونلهای باريكه غزه را منهدم كرد و اين مسئله باعث تضعيف موقعيت اقتصادی حماس و بروز برخی اعتراضات مردمی عليه آن شد. برخی اعتراضات صورت گرفته توسط ساكنان كرانه باختری رود اردن نيز با خشونت نيروهای امنيتی تشكيلات خودگردان فلسطين عملاً سركوب شد. آمريكا، اسرائيل و تشكيلات خودگردان فلسطين از اين موضوع نهايت بهرهبرداری را كرده و طرح سازش را با استفاده از اين موقعيت بار ديگر در دستور كار قرار دادند.
3. بُعد بينالمللی: در بُعد بينالمللی نيز علاوهبر دبيركل سازمان ملل، برخی كشورهای اروپايی و چين حمايت خود را از شروع مذاكرات صلح اعلام كردند. كميته چهارجانبه خاورميانه نيز اعلام كرد از هر نظر از مذاكرات سازش ميان فلسطين و اسرائيل حمايت میكند. بيانيه اين كميته درحالی منتشر میشود كه آنها خود هيچ نقشی در از سرگيری اين مذاكرات ندارند و بر اين اساس وعده دادهاند كه بهزودی نشستی را در اين رابطه تشكيل میدهند.
4. واكنش صهيونيستها به شروع مذاكرات سازش: واكنشهای صورت گرفته در داخل سرزمينهای اشغالی فلسطين به از سرگيری مذاكرات سازش نيز در نوع خود جالب توجه است. از يكسو بنيامين نتانياهو میگويد هر طرح توافقی را به همهپرسی عمومی خواهد گذاشت، تعدادی از اسرای فلسطينی را آزاد خواهد كرد، اما از شهركهای احداث شده در سرزمينهای اشغالی چشمپوشی نمیكند و به نوعی حاضر نيست دموگرافی فعلی اين منطقه را تغيير دهد.
بولی ادلشتاين رئيس كنست رژيم صهيونيستی تأكيد كرد كه تلاشها برای دستيابی به توافقنامه صلح با تشكيلات خودگردان فلسطين میتواند منجر به بروز حوادث خشونتبار بيشتر شود. اويگدور ليبرمن وزير خارجه سابق رژيم صهيونيستی با تأكيد بر اينكه مذاكرات كنونی با فلسطينيان محدود به مسائل امنيتی و اقتصادی جزئی است، اظهار داشت كه احتمال دستيابی به راه حل سياسی بعيد است.
ايالات متحده آمريكا در دور جديد مذاكرات باز هم نقش ميانجی را دارد و وزير امور خارجه اين كشور خود اين وظيفه را برعهده گرفته است. در اين زمينه موارد چندی قابل اشاره است:
1. آمريكا بهعنوان حامی مستقيم رژيم اسرائيل خود يك طرف دعوا بهشمار رفته و نمیتواند نقش ميانجی را بازی كند. كاخ سفيد، منافع اسرائيل را بر منافع فلسطينیها ترجيح داده و در دو دهه گذشته تلاش كرده تا بيشترين امتيازات را به نفع متحد خود بگيرد و كمترين فشاری را بر تلآويو جهت كوتاه آمدن از مواضع خود جهت برقراری يك صلح حداقلی ـ دستكم براساس تشكيل كشور فلسطينی در سرزمينهای اشغالی 1967 ـ وارد نكند.
2. باراك اوباما در اين دور از مذاكرات با انتخاب مارتين اينديك سفير سابق خود در تلآويو بهعنوان فرستاده ويژه، نشان داد كه برای آمريكا، منافع صهيونيستها بيشترين اهميت را دارد چرا كه اينديك بهعنوان يك يهودی افراطی طرفدار صهيونيسم بينالملل شناخته شده است و نيازی به توضيح ندارد كه مواضع او به هيچ عنوان نمیتواند كفه ترازوی مذاكرات را دستكم در حدود برابر نگه دارد.
3. مسئله ديگر كه در اين دور از مذاكرات قابل اشاره است، عدم توجه آمريكا به شهركهای ساخته شده در كرانه باختری رود اردن است و همانگونه كه جان كری وزير امور خارجه اين كشور گفت، واشنگتن برنامهای برای از بين بردن شهركها ندارد و آنچه بهعنوان مذاكرات صلح مطرح شده، برنامهای برای حل مسئله در وضعيت دموگرافی فعلی كرانه باختری است.
4. براساس اظهارنظر مقامات اسرائيلی، مذاكرات فعلی برای تشكيل كشور فلسطينی نيست، بلكه مقدمهای بر آن است و شامل مسئله آب، مسائل امنيتی و اقتصادی میشود. بنابراين در اين طرح فلسطينیها بايد دوباره امتياز بدهند.
5. نتانياهو با بيان اينكه نتيجه مذاكرات را به همهپرسی خواهد گذاشت، از همان ابتدا هيچ تعهدی نسبت به پذيرش نتايج آن نداده است.
بهطور كلی، دور جديد مذاكرات سازش كه با ميانجيگری آمريكا شروع شده، مذاكرهای سياسی برای تشكيل كشور مستقل فلسطينی نيست و هدف از آن، بهرهبرداری سياسی و تبليغاتی هر سه طرف حاضر در مذاكره از مسئله فلسطين است.
از يكسو آمريكا میخواهد وضعيت خود را در منطقه راهبردی خاورميانه از حاشيه به متن كشانده و پس از ناكامی در عراق، سوريه و عدم پيشبينی انقلابهای اخير منطقه، به نوعی معضل بازتعريف جايگاه و اثرگذاری خود بر تحولات منطقه را حلوفصل نمايد. ازسوی ديگر رژيم صهيونيستی بهدليل تداوم رفتارهای ضدبشری خود در قبال فلسطينیها بهخصوص ادامه شهركسازی در كرانه باختری رود اردن و مصادره زمينهای آنان در وضعيت دشوار انزوای بينالمللی قرار گرفته و نياز به برونرفت از اين بنبست دارد. وضعيت تشكيلات خودگردان فلسطين نيز چندان مناسب نيست زيرا بهدليل تحولات منطقهای، فشار اقتصادی و عدم رسيدن به يك توافق داخلی با جنبش حماس، اين تشكيلات هم وضعيت دشواری را تجربه میكن د.
با توجه به اين شرايط بهنظر میرسد كه هر سه طرف حاضر در اين مذاكرات، مذاكره را برای مذاكره میخواهند و در نظر گرفتن يك فرصت 9 ماهه برای آن نيز ناشی از همين رويكرد میباشد. بنابراين نتيجه خاصی از اين مذاكرات حاصل نخواهد شد و با توجه به موارد مطرح شده در مورد مذاكرات صرفاً اعلام برخی توافقات امنيتی و اقتصادی ميان تشكيلات راماله و تلآويو بهعنوان خوراك تبليغاتی قابل انتظار خواهد بود.