علی گرانمايهپور، كارشناس رسانه و علوم ارتباطات در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا) گفت: رسانه ملی در طول روزگار پس از جنگ تحميلی سه مرحله را پشت سر گذاشت تا اين روزها به اين نتيجه برسد كه پخش پيامهای بازرگانی به عنوان يكی از اصلیترين منابع درآمدزايی مطرح است كه براين اساس پخش پيامهای بازرگانی از رسانه ملی كه از دهه 70 رايج شد؛ دههای به دهه سازندگی معروف بود.
وی گفت: لذا صدا و سيما نيز برای تأمين هزينههای خود و گسترش دامنه برنامههايش به منابع درآمدزای خارجی همچون پيامهای بازرگانی روی آورد كه البته در دهه 80 و با تكميل شدن مباحث حوزه بازرگانی صدا و سيما پرداختن به اين مسئله ابتدا بايد معطوف به توليدات داخلی و تبليغات آن میشد اما در عمل ديده شد كه اين مسئله بيشتر به تبليغ توليدات خارجی پرداخت.
گرانمايهپور تصريح كرد: همان زمان مسئله ديگری در صدا و سيما مطرح شد و آن اينكه تبليغ بیرويه محصولات خارجی خودبيگانگی و گرايش خانوادهها به سمت تجملگرايی را موجب میشود و لذا صدا و سيما با اتخاذ تدابيری به توليد و پخش پيامهای بازرگانی محصولات داخلی پرداخت كه صرفاً دارا بودن پروانه بهره برداری و بهداشت و يا استاندارد بودن يك محصول بهانهای برای پخش تيزر تبليغاتی آنها شد.
اين كارشناس علوم ارتباطات ادامه داد: چنين اتفاقی پيامدی ناگوار داشت و آن اينكه تلويزيون را از رسالت اصلی آن يعنی پرداختن به موضوعاتی در زمينههای اطلاعرسانی، ايدئولوژيك و ارشادی خارج كرد و تلويزيون برای ارضای سلايق گوناگون مخاطبان خود رو به سوی ساخت و پخش برنامههای تبليغی، سرگرم كننده و ... آورد و نتيجه اين شد كه تلويزيون با حجمی از برنامههای گوناگون مواجه شد كه هيچ هدفی را به غير از كسب درآمد و تأمين سرمايه مورد نياز كاركنان و بدنه نيروی انسانی آن نداشتند.
گرانمايه پور تأكيد كرد: مشكل اصلی ما در زمينه رسانه ملی اين است كه در كنار تلويزيون ملی به عنوان رسانهای كه مباحث جدیتری همچون آموزش، اطلاع رسانی و ... را به عهده دارد شبكه خصوصی نداريم كه بار پخش پيامهای بازرگانی به منظور درآمدزايی را به دوش بكشد و در نتيجه معدود شبكههای تلويزيونی كه در اختيار داريم بايد همه فرهنگسازی كنند، هم آموزش بدهند، هم اطلاعرسانی كنند و هم درآمدزايی از طريق پخش پيام بازرگانی داشته باشند.
اين مدرس دانشگاه ادامه داد: در شرايط كنونی كه تلويزيون با هجمه رسانهای و روانی غرب مواجه است چارهای جز توليد و پخش برنامههای متنوع و همچنين ازدياد تعداد شبكههای خود ندارد و هر كدام از اينها يعنی تحميل هزينه ناشی از جذب نيروی انسانی بيشتر و برونسپاری توليد برنامههای تلويزيونی به شركتهای خصوصی كه براين اساس رسانه ملی نمیتواند تنها به درآمد و بودجه دولتی بسنده كند.
وی گفت: جذابيت پيامهای بازرگانی امری است اجتنابناپذير و رسانه ملی برای جلب نظر مخاطب و برای ارزان تمام شدن روند توليد يك پيام بازرگانی به اقتباس از تيزرهای تبليغاتی به ويژه غربی روی میآورد كه البته اين مسئله وجاهت صدا و سيما را به عنوان يك رسانه ايرانی و اسلامی زير سؤال میبرد چرا كه در تيزرهای تبليغاتی غربی از عناصر و المانهايی استفاده میشود كه هيچ سنخيتی با فرهنگ ايرانی ندارد.
گرانمايهپور در پايان گفت: توليدات تجاری در خارج از كشور برعكس ايران است به اين نحو كه يك محصول خارجی پس از گذشت نخستين توليدات خود به به بازار عرضه میشود آرام آرام از بازخورد مردمی بر كيفيت خود میافزايد در حالیكه در ايران با افزايش تيراژ توليد از كيفيت محصول كاسته میشود و نارضايتی مشتری را به دنبال دارد كه چرا فلان محصول توليد داخلی كه رسانه ملی وظيفه تبليغ آن را به عهده گرفت اينچنين بیكيفيت است كه اينجا بايد گفت اين مسئله هيچ ارتباطی به تلويزيون ندارد و توليدكنندگان و فعالان تجاری بايد با وجدان كاری حماسه اقتصادی و گرويدن مردم به سمت استفاده از محصولات داخلی را موجب شوند.