اين روزها كه هر مفسدی برای رسيدن به اهداف نفسانی خود بهانهای شرعی میتراشد، عمل منافی عفت زنا به جهاد نكاح لقب يافته، هرچند كه محمدالعريفی، مفتی وهابی كه دستور اين عمل منافی شرع را بارنگ و لعابی از دين به طرف دعوی خود ارائه كرد اما امروزه مردم جهان بيش از آنچه آنان فكر كنند، از دنيای كودكانه آنان جلوترند و تنها مريدان نفسند كه حق آشكار را پنهان میكنند و ناديده میپندارند كه اين رسم ديو صفتان است. چرا كه خداوند متعال در قرآن كريم فرموده است كه ما خير و شر را به قلب شما الهام میكنيم. فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا(شمس/8)
لذا در اينجا معنا و مفهوم جهاد را در قرآن بيان میكنيم تا شايد گوشهای ناشنوا و چشمهای نابينای كوردلان لحظهای از پرده غفلت برون آيد.
جهاد لغتی عربی است كه از ريشه واژه سه حرفی جهد يا جُهد مشتق میشود . و اين واژه به معنای تلاش كامل و پذيرش، تحمّل سختیهای انجام كار است. يك دانشجو كه برای گذراندن دوره تحصيلی خود با جدیّت تلاش میكند، عمل او را جَهد مینامند. بنابراين هر تلاشِ جدّی كه تمام سختیهای عمل را تحمّل كند، جُهد يا جَهد ناميده میشود.
در قرآن نيز اين واژهء سه حرفی، به همين معنا بهكار آمده است. به عنوان نمونه در پنج مورد سوگندهای جدّی كه همراه با آمادگی برای پذيرش تمام مشكلات احتمالی است را با اين واژه توصيف كرده است.
يعنی يك شخص وقتی برای انجام يك كار خيلی جدی باشد بطوریكه همه مشكلات و سختیهای آن را آماده باشد كه تحمّل كند قسم میخورد كه حتماً آنرا با هر شرايط سختی كه دارد انجام دهد، اين قسم خوردن كه نشانه جدیّت برای انجام كار است جهد ناميده میشود. الَّذِينَ أَقْسَمُواْ بِاللّهِ جَهْدَ أَیْمَانِهِمْ (53/5)؛ كسانی كه به خدا سوگند خوردند، جدیترين سوگندهايشان را.
و نيز شكل ديگر اين واژه سه حرفی كه تلفظّی متفاوت دارد يعنی جُهد را نيز در جای ديگر به معنای غايت آن چيزی كه در توانايی انسان قرار دارد بكار گرفته است: الذين لا یَجدونَ إلّا جُهدَهم (79/9)؛ آنان كه جز آنچه در توانشان است چيز ديگری ندارند.
از اين واژه سه حرفی، واژههای متعدد ديگری مشتقّ میشود كه در همه آنها مفهوم تلاش جدّی و همراه با قبول زحمت و سختی وجود دارد و يكی از مهمترين اين مشتقّات، واژه جهاد است.
جهاد، به معنای تلاش و بهكار گرفتن تمام توانايی و قدرت برای انجام كاری و رفعِ موانع موجود است. طبيعی است اين تلاش و بهكارگيری تمام توانايی میتواند برای عملی پسنديده و شايسته باشد و ممكن است در جهت انجام عملی ناپسند و ناشايست باشد.
در قرآن، مواردی وجود دارد كه جهاد در همين مفهوم كلّی و عامّ يعنی تلاش و بهكار گرفتن تمام توانايی بهكار رفته است: وَمَن جَاهَدَ فَإِنَّمَا یُجَاهِدُ لِنَفْسِهِ إِنَّ اللَّهَ لَغَنِیٌّ عَنِ الْعَالَمِينَ (عنكبوت 29/6)؛ و هركس تلاش (جهاد) كند، برای خود تلاش (جهاد) كرده است [ و نتيجهء تلاش او به خودش باز میگردد] زيرا خداوند از همه جهانيان بینياز است.
جهاد در اين آيه، مطلق و عامّ است، میتواند در راه هدفی نيكو انجام پذيرد و نيز میتواند برای رسيدن به هدفی ناپسند باشد. در واقع معنای اين آيه دقيقاً همان چيزی است كه در آيات ديگر به صورتی ديگر و با واژههايی ديگر بيان شده است: مَنْ عَمِلَ صَالِحًا فَلِنَفْسِهِ وَمَنْ أَسَاء فَعَلَیْهَا (فصلت 41/46 و نيز جاثيه 45/15)؛ هركس عمل نيكويی انجام دهد پس [سود آن] برای خود اوست و هركس زشتی كند نيز [ضرر آن] برخودش است).
بنابراين مفهوم واژه جهاد به خودی خود نه مثبت است و نه منفی. بلكه خوب و بد آن به نوعِ كاری كه برای آن تلاش و جدیّت انجام میگيرد بستگی دارد و از اين رو در قرآن نمونههايی از جهاد برای هدفهای ناپسند بيان شده است. مثلاً تلاش برای به شرك واداشتن ديگران را نيز با همين واژه توضيح داده است: وَإِن جَاهَدَاكَ عَلى أَن تُشْرِكَ بِی مَا لَیْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا وَصَاحِبْهُمَا فِی الدُّنْیَا مَعْرُوفًا ( لقمان 31/15 )؛ و اگر [پدر و مادرت] تلاش كنند تا تو آن چيزی را به آن آگاهی نداری شريك من (خدا) قرار دهی، از آنان پيروی نكن ولی [در عين حال] در [زندگی] دنيا با آنان به نيكی رفتار كن.
و در مقابل نيز موارد فراوانی وجود دارد كه نمونه جهاد در راه خوبیها و نيكیها است. پس میتوان از آنچه كه گفته شد نتيجه گرفت كه فقط زمانی میتوانيم در مورد خوب يا بد بودن جهاد قضاوت كنيم كه نخست نوع كار و هدفی كه برای آن تلاش و جهاد صورت میگيرد مورد ارزيابی قرار گيرد و از سوی ديگر نتيجه میگيريم كه جهاد شامل هر نوع تلاش جدّی میشود و اختصاص به شكل و گونه خاصّی ندارد.
جهاد علمی، جهاد فكری، جهاد گفتاری، جهاد نوشتاری، جهاد نفسانی، يعنی جهاد در مقابل تمايلات شيطانیِ درون خود، جهاد مالی، جهاد جانی و .... همگی گونهای از جهاد بهشمار میآيند. آن كس كه با تمام جدیّت و تلاش برای رسيدن به اهداف خود چه نيك و چه بد از ابزار علم، انديشه ، كلام، گفتار، نوشتار، كتابت، ثروت، سرمايه مالی و بلاخره جان خود استفاده میكند، اين تلاش او جهاد ناميده میشود تنها زمانی كه عمل او عمل نيك و پسنديدهای باشد ، جهاد او مقدس و در اصطلاح قرآن جهاد در راه خدا (فی سبيل الله) خواهد بود.
پس همانگونه كه جهاد به خودی خود، دارای گونهها و اقسام مختلفی میتواند باشد جهاد در راه خدا نيز اختصاص به شكل خاصّی ندارد بلكه تلاش در راه هر عمل نيك و پسنديدهای، مصداق و نمونه جهاد در راه خدا است.
خداوند در قرآن، تصريح میكند كه هر كس در راه خدا جهاد و تلاش كند، خداوند نيز او را به راههای خود، كه راههای سعادت و رستگاری است هدايت میكند؛ وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ(عنكبوت 29/69)؛ و آنان كه در راه ما (خدا) تلاش (جهاد) میكنند بیترديد ما آنان را به راههای خود هدايت میكنيم و آگاه باشيد كه بیهيچ ترديد، خداوند با نيكوكاران است.
ملاحظه میشود كه از اين آيه به صراحت دانسته میشود كه از نظر قرآن، هر تلاشِ نيكوكارانه، تلاش در راه انجام عمل نيك ، جهاد مثبت و يا جهاد در راه خداوند است. خصوصاً اينكه در آخر آيه تصريح میكند كه خداوند با نيكوكاران است و بدين وسيله میفهماند كه منظور از كسانی كه در راه ما (خدا) جهاد میكنند همان نيكوكاران هستند.