در منطق قرآن، تلاش جدّی برای هر عمل نيكويی، جهاد در راه خدا است. چراكه خداوند منبع و منشأ همه خوبیهاست و به همين دليل تلاش برای انجام خوبیها، تلاش در راه خدا ناميده میشود
چنانكه قرآن بارها انسانها را دعوت به نيكوكاری كرده و تصريح كرده است؛ خداوند نيكوكاران، يعنی هركس كه هر عمل نيكی را انجام دهد، دوست میدارد؛ وَأَحْسِنُوَاْ إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ (بقره 2/195)؛ نيكی كنيد، بیترديد خداوند نيكوكاران را دوست دارد.
عفو و بخشش ديگران(1)، كنترل خشم و غضب(2)، نيكی به پدر و مادر و رعايت احترام آنان(3)، تقوا و پارسائی و صبوری كردن(4)، ايمان به خدا و باور به رستاخيز و جهان غيب(5)، انفاق و بخشش به ديگران(6)، همكاریهای دوستانه با يكديگر و پرهيز از دشمنی و گناه(7) و ... اينها تعدادی اندك از نيكیهايی است كه در قرآن از آنها نامبرده شده كه تلاش برای انجام هر كدام از آنها، نمونه و مصداق جهاد در راه خدا است و هدايت و رستگاری را به دنبال خواهد داشت.
لذا میتوان هركدام از آنها را جهاد نفس ناميد! در احاديث فراوانی، پيامبر(ص) نوع ديگری از جهاد مقدّس را برای مسلمانان بازگو میكند كه از هر جهاد ديگری مهمتر است و لذا آن را جهاد بزرگتر، جهاد اكبر ناميدند و آن جهاد انسان در برابر تمايلاتِ شيطانیِ نفسِ خويش است. چنانكه قرآن به صراحت بارها شيطان را دشمن انسان ناميده كه آدمی هرگز نبايد دشمنی او را با خود فراموش كند: إنّ الشيطان لكم عدوٌ فاتّخذوه عدّواً ( فاطر/ 6)؛ شيطان دشمن شماست پس او را دشمن خود بدانيد.
طبيعی است كه در برابر دشمن بايد هماره از خود مراقبت كرد. عقل انسان، خوبیها و نيكیها را بدون استثناء میستايد و بر ضرورت انجام آنها تأكيد میورزد ولی در كنار اين تمايل و گرايش به خوبی و نيكی كه بهطور طبيعی درون هر انسانی وجود دارد، نفس او نيز گاه او را به سوی زشتیها و بدیها فرا میخواند، مقاومتی در برابر اين فراخوان شيطانی و تلاش و جهاد برای انجام خوبیها و نيكیهايی كه عقل بر آن تأكيد میورزد، از هر تلاش و جهادی مهمتر است.
چرا كه همه بدیها و زشتیهای بيرونی، نظير دشمنیها، ظلمها، خشونتها، خونريزیها و ... از بدیهای درون انسان نشئت میگيرد و اگر انسانها بتوانند اين تمايلات بدخواهانه و شيطانیِ درون خود را كنترل كنند و در برابر آنها مقاومت كنند بیترديد هيچ زشتی و بدی در جامعه بشری رخ نخواهد داد به هر ميزان كه در برابر اين تمايلات، سستی و كاهلی شود و با آنها همراهی شود، شرّ و بدی در بيرون بيشتر خواهد شد و از اين رو پيامبر اسلام(ص) آن را جهاد اكبر ناميدند.
نكته سيار مهم اينكه، پيامبر(ص) اين سخن را زمانی بيان كرد، و اهمیّت جهاد درونی را آنگاه يادآور شد كه او و يارانش، تنها ساعتی بود كه از صحنه دفاع در برابر يك تهاجم سخت دشمنان فارغ شده بودند. و او بدين وسيله خواست به آنان چند نكته را يادآور شود، نخست اينكه به آنها بگويد ريشه تمام اين خشونت طلبیها و دشمنیها و تجاوزگریها در درون انسان قرار دارد و شما كه اكنون با دفاع خود، در برابر عملِ زشت مهاجمان مقاومت و در راه خدا جهاد كرديد بايد بدانيد كه اگر تمايلات شيطانیِ درون خود را كنترل نكرده و جهاد درونی نكنيد، ممكن است در جايگاه همان مهاجمان قرار گيريد و شما نيز تحت تأثير تمايلات شيطانیِ درون خود به تجاوز و خشونت عليه ديگران اقدام كنيد.
و ديگر اينكه به آنان يادآوری كرد كه دفاع در برابر دشمن مهاجم و مقاومت برای حفظ زندگی صرفاً يك نمونه و مصداق از جهاد مقدّس است آن هم نمونه و مصداقیِ كوچك و كم اهمیّتتر! و جهاد مقدّس نمونهها و مصاديق فراوانی دارد كه هر گونه مقاومت در برابر زشتیها و تلاش برای انجام خوبیها را در بر میگيرد.
بنابراين به سادگی میتوان دريافت كه تلاش و جهاد در برابر دشمنِ بيرونی فقط و فقط يك نمونه كوچك و كم اهمیّتتر از نمونهها و مصاديق گسترده مفهوم جهاد است. ولی متأسفانه معلوم نيست كه چرا همين نمونه كوچك و كم اهمیّتتر كه پيامبر اسلام(ص) با صراحت آن جهاد كوچكتر مینامد تمام نمونهها و مصاديق ديگر را تحتالشعاع خود قرار داده است تا جايیكه بسياری تا اين واژه را میشنوند، مفهوم جنگ و خشونت، آن هم نه به معنای دفاعی آن، بلكه به معنای تهاجمی آن به ذهنشان خطور میكند!
اگر بخواهيم با مراجعه به قرآن متون مقدس اسلامی يك تقسيمبندی دقيق از جهاد ارائه دهيم، بايد نخست آن را بر دو نوع جهاد درونی و جهاد بيرونی تقسيم كنيم. جهاد درونی كه همان جهاد در برابر نفس است از اهمیّت بسيار بيشتری برخوردار است.
و جهاد بيرونی نيز هر نوع تلاش جدّی برای انجام هر كاری را شامل میشود، بنابراين جهاد بيرونی خود بر دو گونه مثبت و منفی خواهد بود و جهاد برای انجام كارهای ناپسند را میتوان جهاد نامقدّس ناميد.
جهاد مثبت در راه انجام امور نيك و پسنديده است و خود دارای اقسام و نمونههای فراوانی است و هر عمل شايسته انسان، میتواند نمونهای از جهاد مثبت بيرونی باشد و يكی از نمونهها و مصاديق آن نيز دفاع از زنده گی در برابر دشمن مهاجم است.
*پینوشتها:
1) آل عمران /134
2) آل عمران /134
3) اسراء /23
4) يوسف / 90
5) بقره /177
6) آل عمران /92
7) مائده /2
8) وسائل الشيعه / كتاب الجهاد – ابواب ( قسمت ) جهاد النفس / باب 1 / حديث 1 و نيز رك مستدرك حاكم