به گزارش خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا)، در ابتدای مراسم نقد و بررسی كتاب «جامعهشناسی ادبيات با نگاهی به آثار جلال آل احمد»، كه به مناسبت سالروز درگذشت جلال آلاحمد و به همت محفل ادبی دايره ديدار و مجموعه ايوان شمس برگزار شد، غلامرضا امامی گفت: در اين كتاب كاری تازه ديده میشود و نويسنده برای آن زحمت كشيده است. كار فيلسوف تفسير جهان است. از ابتدای خلقت تا زمانی كه ما زندگی میكنيم. كار سياستمداران تغيير از وضعيت موجود به وضعيت مطلوب است، اما كار هنرمند تعبير جهان است؛ همانطور كه جلال يك هنرمند بود. كار هنرمند، پرشی از واقعيت به حقيقت است.
اين نويسنده و مترجم ادامه داد: جلال آلاحمد قبل از هر چيز هنرمند بود. گاهی اوقات آرزوهايی داريم كه به وضع موجود قانع نمیشويم و برای همين، زيبايیها يا زشتیهای زندگی ما را میآزارد و ابزاری پيدا میكنيم برای بيان مثل كلمه كه ابزار نويسنده میشود. در اينجا هم با هنرمندی روبرو هستيم كه از جامعه خودش تأثير گرفته و در ذهنش نقش بسته و میخواهد آن را بازگو كند.
امامی اظهار كرد: جلال با واژههايی كه مردم كمتر شنيده بودند بيگانه بود. يكبار شاعری در شعرش پژواك آورده بود، جلال به او پريد و گفت برو در خيابان بپرس از مردم ببين چند نفر اين كلمه را شنيدهاند و معنايش را میدانند. جلال ادبيات فاخر و محاوره را به هم پيوند زد كه كار خيلی سختی است. چون با مردم بود و برای مردم مینوشت و اين ارتباط زبان مردمی به او داد. برای همين وقتی كتاب جلال را میخوانيم انگار با ما حرف میزند و جامعهای را كه در آن زندگی میكنيم نشان میدهد.
نويسنده كتاب راز قلعه در پايان گفت: نثر او ناشی از روحيه پرخروش بود و آنچه حس میكرد مینوشت، اما ماندگاری جلال در اين بود كه با خودش صادق بود و دروغ نمیگفت و چون به خودش دروغ نمیگفت به مردم هم دروغ نمیگفت. تسلط داشت بر ادبيات كهن و مردمش و زبان كوچه بازار و نيز ادبيات معاصر روز جهان.
در ادامه نشست، سيدحسن نورانیمكرمدوست، مؤلف كتاب، گفت: باورم بر اين است كه جلال فرزند زمانه ماست در اين قرنی كه دچار همه گونه چالش و ايدئولوژیهای گوناگون وجود دارد. چالشی كه در نسل قبل بوده و در اين نسل هم هست و خواهد بود. جسارت جلال و باورهايش سبب میشود، همه قشری را به خود جذب كند و همزمان موافقان و مخالفانی داشته باشد.
وی افزود: معتقدم جلال يك اسطوره است و میشود او را از آثارش يا شخصيتش نقد كرد. همانطور كه رستم شخصيت خاكستری دارد و گاهی حتی به فريب متوسل میشود بايد شخصيت و آثار جلال هم بدون اينكه دچار افراط و تفريط شويم، انجام گيرد. غير از جلال با آثارش روبرو هستيم كه متأثر از فضای زمان خود بوده است.
نورانی توضيح داد: انگيزه اوليه من برای انتخاب جلال ويژگیهای دوستداشتنی نويسنده است. به خاطر اينكه آثارش با رغبت خوانده میشود. انگيزه بعدی اين بود كه وی در متن و بطن مردم بود.
در ادامه عباس كريمی گفت: «جامعهشناسی ادبيات با نگاهی به آثار جلال آل احمد» كتاب مفيد و مختصری است كه مؤلف آن در پی كتابسازی و حجمآفرينی بیدليل نبوده و سعی نكرده با توسل به شهرت آل احمد بخواهد خودش را نشان دهد و مشخص است كه انگيزه اصلی دغدغههای فرهنگی نورانی است.
وی ادامه داد: كتاب سه بخش دارد كه بهتر بود بخشهای اول و دوم آن پس از بخش سوم كه جان كلام كتاب است میآمد تا ميزان مخاطبپذيری بالا میرفت؛ چرا كه بايد توجه داشت كتاب مخاطب خاص دارد و اين مخاطب با توجه به آشنايی قبلی با آثار جلال و زندگینامه وی ممكن است بسياری از موارد مطروح شده در دو بخش اول و دوم كتاب را بداند و شروع خواندن با اين بخشها سبب كسالت خواننده شود.
نويسنده كتاب هفت مرد از حالا ادامه داد: نكته برجستهای كه در كتاب مشهود است، همخوانی صراحت لهجه مؤلف كتاب با صراحت لهجه آثار جلال است و مواردی در كتاب آمده كه انتقادی است و مؤلف جدا از نقاط قوت آثار جلال به آنها اشاره كرده كه البته از فراز و فرودهای زندگی آل احمد نشئت میگيرد. در فصل سوم كه اصل كتاب است، شش بخش كلی داريم كه به خوبی گزينش شدهاند، اما باز هم موارد ديگری است كه میشد به كتاب اضافه كرد و درباره آن نوشت مثل جريان نقد خرافهگرايی كه در بخش دوم آمده و در بخش سوم هم به آن پرداخته شده است.
وی افزود: ويژگی آثار جلال در اين است كه با وجود آشنايی به جريان ادبی و فلسفی روز دنيا كه بخشی از آن در راستای ترجمه به دست آمده بود و مائدههای زمينی ژيد از آن جمله است، ايرانی است و هيچ ردپايی از شيوه نگارش غربی در آن به چشم نمیخورد و در عين حال زبان مؤلف خود را دارد كه خاسته از شخصيت رك، بیپيرايه و شجاع جلال است. جلال از ادبيات روز غرب تقليد نمیكند و به جای آن برای مردمش مینويسد و برای همين مانا میشود.
كريمی با اشاره به اينكه در نگارش جلال با تمام روانی متن به ادبيات فاخری بر میخوريم كه قابل فهم برای مردم كوچه بازار است، توضيح داد: اين اصلیترين هنر آل احمد است. اتفاقی كه ردپای آن را در آثار اسماعيل فصيح هم میبينيم و وی سرآمد داستاننويسانی است كه زبان فاخر را به محاوره پيوند زدند و به مخاطبپذيری بالاتری دست يافتند. در كتاب نقطه ضعفی ديده میشود كه آن نبود خاطرات شفاهی افرادی مثل استاد امامی است كه با جلال نشست و برخاست داشتهاند؛ چرا كه تحليل شخصيت از روی آثار مكتوب انجام گرفته و اين آثار هميشه هستند، اما ممكن است خاطرات گم شوند و دسترسی به افراد بعدها ممكن نباشد.
«جامعهشناسی ادبيات با نگاهی به آثار جلال آل احمد» كتابی تأليف سيدحسن نورانی مكرمدوست است كه نيمه شهريور امسال به چاپ رسيده و نگاهی موجز، اما موشكافانه به آثار اين نويسنده از ابعاد اجتماعی و ادبی دارد.