کد خبر: 2588555
تاریخ انتشار : ۲۱ شهريور ۱۳۹۲ - ۱۲:۲۷

امام رضا ع پايه دين و چشمه ی زلال معرفت

امام رضا ع پايه دين و چشمه ی زلال معرفت بود

امام رضا ع پايه دين و چشمه ی زلال معرفت بود. بعد از شهادت پدر بزرگوارش، امامت را به عهده گرفت و در جهت بارور ساختن فرهنگ غنی اسلام كوشيد.
1- عصمت شيعيان امامان را معصوم و از هر نوع خطا و اشتباه پيراسته می شمارند. بر اين اساس، امام رضا ع معصوم است. پيامبر اكرم ص در خوابی به امام كاظم ع فرمود: او [امام] كسی است كه با نور خدا می بيند، با فهم خود می شنود و بر اساس حكمت خود سخن می گويد. اشتباه نمی كند و در راه دانش گام بر می دارد نه نادانی. آنگاه دست امام رضا ع را گرفت و فرمود: او همين است. امام كاظم ع بعد از نقل اين خواب به يزيد بن سليط فرمود: امسال مرا دستگير می كنند و امامت با فرزندم علی ع است كه همنام علی بن ابی طالب و علی بن حسين به شمار می آيد. خداوند به او فهم، خويشتن داری، ياری دين و محنت علی اول و بردباری در برابر ناگواری ها و استقامت علی دوم بخشيده است.
2- دانش امام ع دانش و معرفت را از پدرانش و جدش رسول خدا ص به ارث برد. امام كاظم ع به فرزندانش می فرمود: اين برادرتان [علی بن موسی ] عالم آل محمد ص است. مسائل دين خود را از وی بپرسيد و آنچه به شما می گويد نگهداريد; زيرا من بارها از پدرم جعفر بن محمد شنيدم كه فرمود: عالم آل محمد - كه همنام امير مؤمنان ع علی است - در صلب تو است; كاش او را می ديدم. ابراهيم بن عباس صولی می گويد: نديدم از امام رضا ع پرسش شود و او پاسخش را نداند. به آنچه تا زمانش بر روزگار گذشته، از وی داناتر نديده ام. مامون از هر چيزی می پرسيد و امام را می آزمود. امام پاسخ می داد و همه ی پاسخ هايش به قرآن مستند بود.
مامون به فرزند ابی ضحاك كه از ميزان دانش امام شگفت زده شده بود گفت: آری پسر ابی ضحاك، اين بهترين و داناترين و عابدترين مردم روی زمين است. او همچنين به محمد بن جعفر گفت: اين پسر برادرت از آن دسته اهل بيت است كه رسول خدا ص درباره آنها فرمود: آگاه باشيد، نيكان خاندانم و پاكيزگان نسلم در كودكی از همه شكيباتر و در بزرگی از همه داناترند. از آن ها علم می آموزيد; زيرا آن ها از شما داناترند. آنان شما را از راه هدايت بيرون نمی برند و در وادی گمراهی نمی افكنند. بر اين اساس، امام رضا ع نيز مانند ديگر امامان معلم انسان ها بود و هيچ انسانی حق استادی بر وی نداشت. پيامبر اكرم ص در رويايی صادق به امام كاظم ع فرمود: او [امام] كسی است كه با نور خدا می بيند، با فهم خود می شنود و بر اساس حكمت خود سخن می گويد. اشتباه نمی كند و در راه دانش گام برمی دارد نه نادانی
3- مكارم اخلاق اخلاق خوب، نشان دهنده ذات نيك و درون زيبای انسان است. امام رضا ع چنان به اين ويژگی آراسته بود كه دوست و دشمن را جلب می كرد. ابراهيم بن عباس صولی در اين باره گفته : هرگز نديدم در سخن گفتن با كسی درشتی كند. هرگز نديدم سخن كسی را پيش از آن كه تمام شود، قطع كند. هرگز درخواست كسی را كه قادر به انجام دادنش بود، رد نكرد. در برابر همنشين، پاهايش را دراز نمی كرد. در برابر همنشين تكيه نميداد. نديدم به بردگان بد بگويد. هر كه ادعا كند در فضيلت مانند او ديده، باور نكنيد. در مجلس امام رضا ع مشغول گفتگو بوديم كه مردی بلند قامت داخل شد و گفت: آنچه مرحمت فرمايی، از سوی شما صدقه خواهم داد. امام از او خواست بنشيند. بعد از پايان جلسه، از وی اجازه گرفت و به خانه رفت. لحظاتی بعد، در را بست; دستش را از بالای در بيرون آورد و فرمود: اين دويست دينار را بگير، با آن هزينه ی سفرت را تامين كن; به اين ها تبرك بجوی، از سوی من صدقه مده و بيرون شو. يكی از ياران حضرت پرسيد: فدايت شوم به او مهربانی كردی و چهره پنهان ساختی؟! فرمود: چون نيازش را برآوردم، نخواستم خواری خواهش را در چهره اش ببينم. آيا اين حديث پيامبر را نشنيده ای كه فرمود: كار نيكی كه پنهان انجام شود، برابر هفتاد حج است و افشا كننده ی كار بد خوار و پنهان كننده ی آن آمرزيده است... .

4- هدايت منحرفان امام رضا ع به راهنمايی و هدايت منحرفان فكری و سياسی بسيار اهميت می داد. پس از شهادت امام كاظم ع، گروهی چنان پنداشتند امام كاظم ع همچنان زنده است. حضرت رضا ع به شيوه های مختلف با اين گروه رو به رو می شد و به هدايت آن ها می پرداخت. عبدالله بن مغيره عراقی می گويد: من به مذهب واقفيه اعتقاد داشتم. وقتی برای به جای آوردن مراسم حج به مكه رفتم، ترديد وجودم را فرا گرفت. خود را به ديوار كعبه چسباندم و گفتم: خدايا، نيازم را می دانی، مرا به بهترين دين ها ارشاد فرما! همان جا به قلبم خطور كرد نزد امام رضا ع به مدينه بروم. وقتی به خانه ی حضرت رسيدم، به خادم گفتم: به مولايت بگو مردی عراقی آمده . در اين لحظه، صدای امام رضا ع را شنيدم كه دو بار فرمود: عبدالله بن مغيره، وارد شو. وارد خانه شدم، به چهره ام نگريست و فرمود: خداوند دعايت را مستجاب و ترا به دين خويش هدايت كرد. گفتم: اشهد انك حجة الله و امينه علی خلقه.
عالم آل محمد از دريای مواج دانش خويش در مسير راهنمايی دانشوران نيز بهره می برد. مناظره های آن حضرت بر درستی اين سخن گواهی می دهد. صفوان بن يحيی می گويد: يوحنا نزد امام رضا ع آمد و گفت: گروهی ادعايی دارند. جمعی سخن آن ها را درست می دانند ولی افزون بر آن، ادعای ديگر نيز دارند. در اين باره چه می فرماييد؟ حضرت فرمود: ادعای گروه اول پذيرفته است و ادعای گروه دوم بدان سبب كه گواهی ندارند، پذيرفته نيست. يوحنا گفت: ما بر اين باوريم عيسی، روح خدا و كلمه ی او است. مسلمانان نيز اين سخن را می پذيرند; ولی می گويند محمد رسول خدا است. ما اين ادعا را قبول نداريم. بی ترديد آنچه بر آن توافق داريم، از آنچه در آن اختلاف داريم، بهتر است. امام پرسيد: چه نام داری؟ گفت: يوحنا.
حضرت فرمود: يوحنا، ما به آن عيسی بن مريم، روح و كلمه ی خداوند كه به محمد ايمان داشت، به آن بشارت می داد و بر بندگی خود اعتراف داشت، ايمان داريم. اگر آن عيسی كه شما می گوييد روح خدا و كلمه ی او است، عيسايی كه به محمد ايمان داشت، به او بشارت می داد و بر بنده گی اش معترف بود نباشد، ما از اعتراف بدان پيراسته ايم و هيچ توافقی نداريم. وقتی امام رضا در مجلس مامون به گروهی از دانشمندان عراقی و خراسانی پيوست، مامون گفت: منظور از آيه ی ثم اورثنا الكتاب الذين اصطفينا من عبادنا چيست؟ دانشمندان گفتند: مراد تمام امت است; يعنی همه ی امت پيامبر صبرگزيده اند و كتاب به آن ها ارث می رسد. مامون به امام گفت: شما چه می فرماييد؟ فرمود: خداوند در اين آيه به عترت پاك رسول خدا ص نظر دارد.
مامون: چگونه؟ فرمود: اگر همه ی امت برگزيده ی خدا و وارث كتاب بودند، پس بايد همه بهشت می رفتند; چون خدا می فرمايد: فمنهم ظالم لنفسه و منهم مقتصد و منهم سابق بالخيرات باذن الله ذالك هو الفضل الكبير پس آن ها را در بهشت قرار داد و فرمود: جنات عدن يدخلونها پس وراثت به عترت پاك رسول خدا اختصاص دارد. عترت پيامبر كسانی اند كه خداوند در كتابش آن ها را چنين وصف كرده : انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا. رسول خدا نيز درباره ی آنها فرمايد: من دو چيز گران بها ميان شما بر جای می گذارم: كتاب خدا و عترتم كه اهل بيت من [شمرده می شوند] هرگز از هم جدا نميشوند تا در حوض بر من وارد شوند....
يكی از جلوه‌های اخلاقی در سيره امام‌هشتم(ع) اين است كه حضرت(ع) تنها ملاك تفاوت انسان‌ها را تقوا و پرهيزكاری بعضی و بی‌تقوايی بعضی ديگر می‌دانست. در سيره امام ‌رضا(ع) اينكه كسی خود را شيعه بداند ملاك نيست، بلكه تنها چيزی كه ملاك برتری بوده و موجب خوشنودی امام(ع) می‌گردد نيكوكاری و عمل به احكام خدا و دستورات پيامبر(ص) و فرمايشات ائمه اطهار(ع) است. كرامت و بزرگی هرشخصی فقط به پدر و مادر، آبا و اجداد و اصل و نسب نيست، بلكه ملاك برتری و بزرگی، ورع و تقوا، عمل نيك، اطاعت و فرمانبرداری از پروردگار است.
افق های اخلاقی در سيره معصومين و امام رضا(ع)
بی گمان چهارده معصوم(ع) چهارده خورشيد آسمان معنويت و انسانيت هستند. هرچند كه همه آنان بازتاب نور يگانه محمدی(ص) هستند، ولی جلوه های گوناگون را به نمايش گذاشته اند تا هركسی از پنجره انوار و تاب مشكين عشق و محبت يكی از ايشان به حق بياويزد و با توسل به عروه وثقای وجوديشان به سببی چنگ زند كه ميان حق و زمين آويزان است و آنان را تا كمال مقصود بالا می برد. خداوند در قرآن امامان را سرمشق زندگانی بشر دانسته و از همگان خواسته است تا با بهره گيری ازسيرت و سيره آنان، در مسير خلافت انسانی گام بردارند و به اطاعت و عبوديت ايشان، كمال عبوديت و اطاعت از خدای يگانه را تجربه نمايند و به مقام عبوديت ربوبی دست يابند. يكی از انوار و اسباب الهی كه می توان به ريسمان استوار وجودش آويخت و به ولايت حبی و اطاعت، به حق متوسل شد، حضرت علی بن موسی الرضا (ع) است.
امام رضا (ع) اسوه حسنه انسانيت
خداوند در آيات 1 تا 5 بقره، بهره مندی از هدايت وحيانی و كتاب الهی را ويژه متقين و پرهيزگارانی ميداند كه به حكم عقل تمكين كرده و پرهيزگار شده اند. خداوند بسياری از مفاهيم محض عقلانی و ماورای مادی را در شكل مثال و امثال بيان كرده خداوند دراين باره به روشنی می فرمايد: و تلك الامثال نضربها للناس و ما يعقلها الا العاقلون؛ اين مثال ها را برای مردم می زنيم و جز خردورزان آن را درك و فهم نمی كنند. (عنكبوت34) پس آنچه دربسياری از آيات بيان می شود مفاهيم و امور غير مادی است كه درشكل مثال بيان می شود تا خردورزان از آن بهره گيرند و درك و فهم كرده و بر اساس آن بينش و نگرش های خود را سامان دهند.
دست من و ضريح تو
سلام ما بر آستان قدسی و ضريح بی نظير تو يا رضا! گنبد رفيع تو بر سرزمين نهضت و عشق، سايه گسترانده و عزت ما از چراغ رواق مصفايت، منور است. امروز مرغ دل از شادی وصال رضا در آشيانه سينه، چاووش زيارت می خواند. كبوتر بی تاب خيال، همپای جان بی تاب مان امروز عزم سفر به وادی مقدس توس دارد. مشهد زيبای هشتمين ياس بهار عصمت، برترين بهشت آرزومندان اهل نياز است. ای مشهد مولای مهربان ما! تو رواق عرش و صحن مصفای ملكوت در گستره خاكی مايی؛ درد عاشقان و دوای دلخستگانی؛ مطاف ملائك و مزار زائران بارانی؛ هر روز وعده ای و امروز به دل هزاران وعده ديدار تو داديم. يا ثامن الحجج! شفيع و شافی تويی و شفا و شفاعت از تو می جوييم. عطوف و رئوف، تويی و عطوفت و رأفت از تو می خواهيم. كريم و سخی تويی و سخا و كرامت از تو می بينيم. تو محسنی و لطيفی و باران لطيف احسانت هماره روشنابخش لحظه لحظه هاست. نياز و عهد و نذر و آرزوی ما، يك لحظه ديدن ضريح زيبای توست. ای ولی عهد عشق و ضامن عاشقان، رضا! نام دل انگيز تو جواز حضور در حصن توحيد است و ذكر دلنواز نماز. من «مسیء» ام و به زيارت تو «محسن» آمده ام؛ با دست تهی، سينه ای سياه، دلی سوخته، نگاهی خيس و گامی لرزان. و چه كسی جز «محسن»، «مسیء» را دريابد و پذيرد؟ به روز حشر و واقعه با نگاه رأفت خويش در جماعت زائرين ضريحت، ما سوختگان غمت را پذيرا باش.
معصومه عليزاده
captcha