به گزارش خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا)، ستاد مركزی بزرگداشت هفته دفاع مقدس، در هفته گذشته از كتاب «مه در مه»؛ زندگینامه داستانی شهيد ايرج رستمی، از فرماندهان ستاد جنگهای نامنظم كه در 182 صفخه تنظيم شده است، رو نمايی كرد.
محبوبه معراجیپور اين كتاب را به نگارش در آورده است و انتشارات صرير، وابسته به بنياد حفظ ارزشهای دفاع مقدس آن را در 3000 نسخه به چاپ رسانده است.
مقام معظم رهبری در ديدار با بسيجيان استان خراسان شمالی در تاريخ 24 مهر سال 91 درباره شهيد ايرج رستمی گفته بودند: يك شبی با مرحوم شهيد چمران نشسته بوديم. راجع به مسائل جبهه و كارهايی كه فردا داشتيم صحبت میكرديم؛ در باز شد، همين شهيد رستمی وارد شد، ديدم سر تا پايش گل آلود است. بدش خاگ آلود است. صورتش خسته است. اما چهره را كه نگاه كردم ديدم مثل ماه میدرخشد، نورانی بود. روزهای قبل من اين حالت را در او نديده بودم.
رفته بود در يك منطقه عملياتی، آنجا فعاليتهای زيادی كرده بود، حالا آمده بود میخواست گزارش بدهد. او بعد از چندی هم به شهادت رسيد. ارتشی بود، اما آمده بود بسيجی وارد ميدان شده بود، فعليت میكرد، مجاهدت می كرد، حضور فداكارانه داشت، بعد هم به شهادت رسيد.
ايرج رستمی در سال 20 در شهر آشخانه بجنورد به دنيا آمد. دوران تحصيل خود را با موفقيت در آشخانه طی كرد. وی از شهدای ستاد جنگهای نامنظم محسوب میشود.
رستمی پس از پايان دوران تحصيل مقدماتی، راهی دوره سربازی در مشهد مقدس شد و پس از اتمام دوران سربازی به ارتش پيوست و به نيروی هوابرد شيراز منتقل و هم زمان با خدمت در ارتش موفق به اخذ ديپلم شد و توانست به دانشگاه افسری نيز راه پيدا كند.
پس از پيروزی انقلاب اسلامی و با گسترش دامنه آتش فتنه داخلی، از سوی ارتش به كردستان اعزام شد و در آن جا مسير تازهای در زندگیاش رقم خورد چرا كه رشادتها، از خودگذشتگیها و درايتش از ديد تيزبين دكتر «چمران» مخفی نماند و اين امر سبب آغاز يك دوستی شد.
«ايرج رستمی» به همراه دكتر «چمران» در كردستان مجروح و برای مداوا به تهران منتقل شد كه دوره درمان ۹ ماه به طول انجاميد.
وی پس از بهبودی و با آغاز جنگ تحميلی راهی جبهههای حق عليه باطل شد و پس از مدتی به دستور شهيد چمران مركز آموزش نيروهای ستاد جنگهای نامنظم را راهاندازی كرد و مسئوليت آن مركز (درب خزينه) از سوی شهيد «چمران» بر عهده وی گذاشته شد.
با شكلگيری مركز آموزش به منطقه رفت و با طرحريزی چندين عمليات در منطقه، ضربات سختی بر دشمن وارد آورد. در جريان هجوم دشمن به سمت سوسنگرد، رزمندگان ستاد جنگهای نامنظم، دهلاويه را كه روستايی است در غرب سوسنگرد، خط مقدم خود قرار دادند. مدافعان دهلاويه ۱۰ روز سرسختانه در برابر دشمن مقاومت كردند تا اين كه در روز ۲۴ آبان سال ۵۹ دشمن با اشغال دهلاويه خود را به سوسنگرد رساند.
پس از شكستن حصر سوسنگرد، جاده دهلاويه و مرز چزابه در تصرف عراق بود. برای آزادسازی روستا و جاده دهلاويه ،عملياتی در ساعت ۴:۳۰ دقيقه بامداد 26 خرداد ماه سال 60 با تلاش نيروهای ستاد جنگهای نامنظم و نيروهای سپاه به فرماندهی «ايرج رستمی» از دو محور روستای دهلاويه انجام گرفت و منجر به آزادی دهلاويه و عقب راندن دشمن تا يك كيلومتر بعد از دهلاويه شد.
سرانجام در بامداد ۳۱ خرداد ۶۰ در حالی كه «ايرج رستمی» و همرزمانش درگيری سختی با دشمن بعثی داشتند بر اثر اصابت گلوله توپ دشمن در منطقه دهلاويه به درجه رفيع شهادت نائل شد.
چمران پس از اطلاع از اين موضوع سريع خود را به منطقه رساند و در مورد شهيد ايرج رستمی گفت: خدا رستمی را دوست داشت و برد، اگر ما را هم دوست داشته باشد، میبرد كه اين دوری زياد طول نكشيد و چمران در همان محل شهادت شهيد «ايرج رستمی» با اصابت گلوله خمپاره ۶۰ به شدت مجروح شد و در حين انتقال به بيمارستان به شهادت رسيد و به هم سنگر خود پيوست.
ياداشتی به خط شهيد چمران برای ايرج رستمی ارسال شده و مبين ميزان علاقهمندی و انس و الفت ميان اين دو عبد صالح خداوند است. دراين ياداشت چنين آمده است: دوست عزيزم آقای رستمی قهرمان پرافتخار ما هر وقت كه به تو فكر میكنم از شدت شوق قلبم میلرزد و اشك در چشمانم حلقه میزند. اميدوارم كه هرچه زودتر صحت و سلامت خود را بازيابی و با هم در كوهها و دشتها و درهها و در خطرناكترين سنگرها برای پاسداری از ايران و انقلاب فداكاری كنيم.
در بخشی از نامه شهيد رستمی نيز به همسرش كه در آستانه اعزام به مأموريت سردشت نگاشته شده، چنين آمده است: خوشحالم كه در اين لحظات حساس و خطير تاريخ با قلبی آكنده از نور اسلام به ياری هموطنان كرد میشتابم. سعی خواهم كرد كه در لحظات حساس، دستم به خون برادرانم آغشته نشود و اگر مسئوليتی دارم و يا مسئوليتی ديگر به من واگذار شود طبق فرمانهای مولای متقيان كه زرين بخش نهجالبلاغه است عمل كنم و سعی خواهم كرد اموال بيتالمال در راه صحيح و به مصرفی معقول برسانم. ابتدا حق مستضعفين را ادا خواهم كرد و سپس برای رفاه عمومی مردم میكوشم.