کد خبر: 2592521
تاریخ انتشار : ۳۰ شهريور ۱۳۹۲ - ۱۱:۵۹

ذات مقدس ربوبی، كامل علی‌الاطلاق است

امام‌جمعه شهرستان نيك‌شهر گفت: ذات مقدس ربوبی، كامل علی‌الاطلاق است و در اين جهان، هر كمالی در هر جا كه ديديم بايد خدا را ديد و از او ببينيم؛ لذا الحمدلله،‌ حمد اختصاصی ذات مقدس ربوبی است.

به گزارش خبرنگار افتخاری خبرگزاری بين‌المللی قرآن(ايكنا)، حجت‌الاسلام احمد لطفيان سرگزی، امام‌جمعه شهرستان نيك‌شهر در گفتمان دينی با عنوان «نهج‌البلاغه و نجات بشر از بلاتكليفی با رويكرد ديدگاه توحيدی انسان» كه در نيك‌‌شهر برگزار شد، گفت: محتوای خطبه اول نهج‌البلاغه دارای هشت قسمت است 1) حمد خدا و معرفت ذات و صفات حضرت حق، 2) خلقت عالم و چگونگی خلقت، 3) خلقت ملائكه و اقسام ملائكه، 4)خلقت آدم، 5) بعثت پيامبران الهی، 6) بعثت پيامبراسلام(ص)، 7) قرآن و چگونگی آيات و احكامش و 8) حج و جايگاه و فلسفه آن.
وی با بيان اينكه سه واژه ‌حمد، ‌مدح و شكر دارای معانی نزديك به يكديگر هستند، افزود: خطبه اول با حمد خداوند و بيان صفات ذات مقدسی ربوبی شروع می‌شود «الحمدلله». حال اين سؤال مطرح است كه الحمد‌لله، انشاء ‌است يا اخبار؟ اگر انشاء باشد، معنايش اين است كه فقط بايد خدا را حمد گفت كه حمد خداوند متعال، اختصاصی است زيرا حمد و ستايش علی‌الكمال است و غير از اين نيست و زمانی كه پذيرفتيم ستايش در برابر كمال است، بايد پذيرفت كه اختصاص به او دارد، زيرا هر كمالی اختصاص به خداوند دارد. ذات مقدس ربوبی، كامل علی‌الاطلاق است و در اين جهان، هر كمالی در هر جا كه ديديم بايد خدا را ديد و از او ببينيم؛ لذا الحمدلله،‌ حمد اختصاصی ذات مقدس ربوبی است.
استاد دانشگاه پيام نور نيك‌شهر اظهار كرد: همچنين می‌شود الحمدلله را اخبار معنی كرد. انشاء يعنی هر حمد و ستايشی كه در هر جا است در حقيقت ستايش از خدا است. بنابراين اگر انشاء باشد، می‌گوييم هر ستايشی بايد برای خدا باشد و اگر اهم اخبار باشد می‌گوييم هر ستايشی كه هر جا است، در حقيقت ستايش خدا است. به‌عنوان مثال، زمانی كه يك گل را می‌ستاييم در ظاهر به اين معنی است كه آن گل را می‌ستاييم ليكن در باطن، آن گل‌آفرين را می‌ستاييم. در كل اگر الحمدلله را انشاء و يا اخبار در نظر بگيريم، اين مطلب مسلم است كه ستايش اولا و بالذات، اختصاصی است، ثانيا و بالعرض، اين ستايش در جاهای ديگر هم مطرح می‌شود.
امام‌جمعه شهرستان نيك‌شهر با اشاره به نعمت‌ها و خصوصيات خداوند، گفت: در قرآن، فراوان بر نعمت‌های خداوند متعال تأكيد شده است. در سوره نحل حدود 100 نعمت مادی خداوند همچون آسمان، ‌زمين، شب،‌ روز، ‌مركب، ‌دريا و ... آمده است؛ هر كجا كه نگاه می‌كنيم نعمت خداوند را می‌بينيم.
وی با بيان اينكه آيا تا به حال فكر كرده‌ايم كه دست، چشم، گوش،‌ پوست سالم و ... نعمت است؟ اظهار كرد: سلامتی اعضای بدن نعمت بزرگی است كه خداوند متعال به برخی از بندگان خود به صورت تمام و كمال عطا فرموده است پس انسانی كه نعمت سلامتی شامل حالش شده؛ بايد قدردان آن باشد چراكه خيلی‌ها از اين نعمت بزرگ برخوردار نيستند. به عنوان مثال جوانی با تمام ميزان و معيارهای مثبت دارای پوستی است كه بوی تعفن می‌دهد و اين مانع از ازدواجش شده است و هيچ‌كس حاضر نيست با اين وضعيت با وی زندگی كند. همچنين قرآن كريم علاوه بر نعمت‌های مادی بر روی نعمت‌های مصنوعی مانند نعمت ايمان و ولايت تكيه كرده است.
حجت‌الاسلام لطفيان عنوان كرد: مولا علی(ع) در وصف خداوند، ذات و صفاتش می‌فرمايند «اَلَّذِی لاَ یَبْلُغُ مِدْحَتَهُ اَلْقَائِلُونَ» نمی‌توانند گويندگان به جايگاه بلند مدحش برسند. (لاَ یَبْلُغ) از ريشه بلوغ و به معنی رسيدن است و در تمام مشتقات اين واژه، معنی رسيدن وجود دارد (بلاغ يعنی كفايت). واژه «بليغ» كه 116 بار در نهج‌البلاغه آمده است يعنی سخن رسا، (بُلغه) يعنی زندگی در حد كفاف كه بتواند آدم را بچرخاند، (مبالغه) يعنی تلاش شديدی كه انسان را به نقطه آخر برساند، (مِدحَ) بر وزن فِعلَ، آن هيئت بايسته حمد است. به‌عنوان نمونه جِلقَه، هر نشستن را نمی‌گويند بلكه نوع مخصوصی نشستن است و (مِدحَ) هم هر مدح و ثنايی نيست بلكه مدح و ثنای شايسته ذات مقدس ربوبی را هيچ گوينده‌ای نمی‌تواند بگويد.
وی در پاسخ به سؤالی كه چرا حضرت علی(ع) به جای واژه القائلون از واژه مادحون يا حامدون، استفاده نكرده‌اند؟، گفت: مولا می‌خواهد بفرمايد كه اصلا نمی‌توانند خداوند را مدح كنند و اگر می‌فرمود (مادحون) به اين معنی می‌شد كه خداوند را مدح می‌كنند، يعنی چيزكی است اما در شأن خدا نيست و يا حمد می‌كنند ليكن در شأن خدا نيست در حالی كه قائلون، اعم است. بنابراين، حضرت اميرالمؤمنين(ع) زمانی كه می‌فرمايند «اَلْحَمْدُ لِلَّهِ اَلَّذِی لاَ یَبْلُغُ مِدْحَتَهُ اَلْقَائِلُونَ» از روی حساب است زيرا اگر الحامدون و يا المادحون می‌گفت، اين فصاحت و بلاغت شايسته را نداشت.
استاد دانشگاه آزاد اسلامی نيك‌شهر با اشاره به بحث نعمت در قرآن اظهار كرد: «وَ لایُحْصی نَعْماءَهُ الْعادُّونُ» نمی‌توانند شمارش‌كنندگان نعمت‌های او را حساب كنند. اين جمله دقيقا برگرفته از آيه 34 سوره ابراهيم است «وَإِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لَا تُحْصُوهَا» اگر می‌خواهيد نعمت خدا را بشناسيد توان شمارش آن را نداريد. پس بشر هر چقدر هم تلاش كند نمی‌تواند نعمت‌های خداوند را شمارش كند.
captcha