کد خبر: 2594376
تاریخ انتشار : ۰۲ مهر ۱۳۹۲ - ۱۲:۰۱

اميد است فرهنگ ايثار و شهادت به رؤيا نپيوندد

گروه جهاد و حماسه: مشاور رئيس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی در امور ايثارگران در برنامه گراميداشت هفته دفاع مقدس اين سازمان، با مرور آنچه در 8 سال دفاع مقدس اتفاق افتاد، رشادت‌های بسيجيان در آن روزگار را همچون افسانه‌ دانست و اظهار اميدواری كرد كه اين فرهنگ به رؤيا نپيوندد.

به گزارش خبرگزاری بين‌المللی قرآن(ايكنا)، داود عباس‌زاده، مشاور رئيس سازمان در امور ايثارگران و فرمانده مركز مقاومت بسيج سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی در مراسم گراميداشت هفته دفاع مقدس كه امروز، 2 مهرماه در سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی برگزار شد، اظهار كرد: فداكاری و ايثارگری در دوران دفاع مقدس معنای اصيل خود را پيدا كرد.
وی افزود: وقتی صحبت از دفاع مقدس می‌شود، ما به شهدا و گذشته‌ها نظر می‌كنيم؛ چه قدر خوب است نيم‌نگاهی به حال و آينده داشته باشيم و در حفظ ارزش‌‌های دفاع مقدس بكوشيم.
عباس‌زاده گفت: بعضی از افراد در برابر سختی‌ها، گرما و سرمای جنگ ايستادگی كردند، ولی نتوانستند در برابر پست و مقام و ميز و صندلی از خود ايستادگی نشان دهند.
در ادامه اين مراسم، گروه نمايشی شاهد به اجرای نمايش بی‌نشان در ميان حضار پرداخت و از نزديك با حضار ارتباط صميمی برقرار كرد.
معظم، يكی از فرماندهان بسيجی در دوران جنگ اظهار كرد: برای فراموش نكردن دفاع مقدس يك هفته كافی است، فقط بايد قدر همين يك هفته را بدانيم و از آن به اندازه كافی بهره‌برداری كنيم.
وی يكی از آسيب‌های خاطره‌گويی از هشت سال دفاع مقدس را، فراموشی عمدی بعضی از جريانات و اضافه كردن دروغ به آنها عنوان كرد و افزود: برای بزرگ نشان دادن رشادت‌های جنگ نبايد از اصالت‌های جنگ بكاهيم و به موضوعات غيرواقعی بپردازيم.
اين بسيجی دوران دفاع مقدس در ادامه سخنانش خاطره‌ای از عمليات والفجر 8 و شب ششم اين عمليات عنوان كرد و افزود: عراقی‌ها فاو را رها كرده بودند و ما در يك جاده‌ای كه شانه خاكی آن 2 ـ 3 متر بيشتر نبود و اطراف آن را آب فراگرفته بود قرار داشتيم.
وی ادامه داد: همه دعوای ما و عراقی‌ها سر اين جاده بود. در اين فاصله تعدادی تانك‌های نيمه‌سوخته عراقی را رها كرده بودند. ما بايد از ميان اين‌‌ موانع می‌رفتيم و به ام‌القصر می‌رسيديم.
معظم گفت: در همين سكوتی كه برقرار بود، فرمانده عمليات آمد و گفت كه شما يك ربع بيشتر فرصت نداريد، چون دشمن متوجه عمليات ما شده است و بايد سريع عمل كرد. ما با وسواس و با احتياط خاصی از ميان تانك‌ها در حال عبور بوديم. حدوداً 350 نفر پشت سر ما در حركت بودند و در آن طرف تعدادی از نيروهای كادر رياست جمهوری منتظر ما.
وی ادامه داد: ناگهان در تانك‌ها باز شد و افراد قوی‌پيكر و پيل‌تن و سياه از تانك‌ها خارج و با نيروهای 14 و 15 ساله بسيجی ما درگير شدند. عده‌ای در حال برگشت به عقب بودند. عده‌ای درگير بودند و ... عراقی‌ها با كارد و خنجر به ما حمله كردند، اين ماجرا 10 دقيقه‌ای طول كشيد و حدود 15 نفر از ياران ما آنجا سر بريده شدند. ما به دليل فزونی جمعيت‌مان توانستيم از آن مهلكه نجات يابيم.
معظم در ادامه خاطره‌ای ديگر از مسئول دفاع شخصی بيت امام خمينی(ره)، صفا مظفر و طرز شهادت او گفت. صفا مظفر، فردی كاربلد و رزمنده بود كه با فنونی كه می‌دانست می‌خواست تعداد زيادی از عراقی‌ها را با دستان خود و با فنونی كه بلد بود به هلاكت برساند. اما در يك اشتباه، نيروهای خودی او را شهيد كردند.
وی از سهيل و سينا پورزند اظهار كرد: آنها جوانان برومندی بودند كه با ظاهری خاص و به قول ما بچه بسيجی‌ها با ظاهری باكلاس و شيك به جبهه آمده بودند. پدر آنها در آلمان تاجر فرش بود و آنها با همكاری خاله خود از دست پدر فرار كرده و به جنگ آمده بودند.
معظم ادامه داد: سينا در يكی از عمليات‌های رزم شبانه مجروح شد و همين قضيه منجر به شكايت پدر او از ما شد. پدرش گلايه می‌كرد كه وقتی وضعيت شما در رزم شبانه اين است، در عمليات‌ها چه خواهيد كرد.
اين فرمانده بسيجی گفت: بعد از اين ماجرا، بيشتر اوقات مواظب اين دو نفر بوديم تا حساسيت بيشتری به وجود نيايد، اما نكته جالب اين است كه سهيل به سينا غبطه می‌خورد و می‌گفت كه تو به خدا مقرب‌تری و زودتر به شهادت می‌رسی و بابت اين قضيه التماس دعای فراوان به برادر داشت.
وی افزود: اما شهادت به سراغ سهيل آمد و سهيل در عمليات بدر به شهادت رسيد. بعد از آنكه سينا برای مراسم شهادت به عقب بازگشت و ما منزل آنها و آن رفاه و خدمه و ماشين‌های مد روز را ديديم، تازه متوجه شديم كه آنها از چه دنيايی دل كنده بودند و چگونه به زندگی می‌نگريستند. سينا هم اكنون يك پزشك در آلمان است.
در پايان مراسم بزرگداشت به برندگان مسابقه تيراندازی كه به مناسبت هفته دفاع مقدس برگزار شد، جوايزی اعطا و از ميان حضار نيز به قيد قرعه به سه نفر جوايزی اعطا شد.
captcha