کد خبر: 2595970
تاریخ انتشار : ۰۶ مهر ۱۳۹۲ - ۱۱:۳۵

حب دنیا به منزله غوطه‌ور شدن در ظلمت«خود» است

گروه اندیشه: حب دنيا يعنى دوست داشتن خوشى و لذت‌های دنيوی و اين به معنى غوطه‌‏ور شدن در ظلمت«خود» است و «جهاد با نفس» تنها مسير برای تعالی و بهبود زندگی و بندگی است و در نهايت تنها راه برای رسيدن به قرب الهی است.

وقتی به وقایع امروز جهان فکر می‌کنم می‌بینم که مبنای تمام ظلم‌ها و ستم‌های بشر، چیزی جز منفعت‌طلبی نیست و این موضوع در قدرت‌های استکباری به طور افراطی مشهود است؛ منافع مادی تنها چیزی است که برای آنها اهمیت دارد، از این روی در صورت به خطر افتادن این منافع، حاضرند دست به هرکاری برای تأمین خواسته‌های خود بزنند.
دستیابی به امکانات، منابع و ثروت‌های موجود در سراسر جهان، یکی از ویژگی‌های کشورهای استکباری است؛ کسب سلطه جهانی و تصاحب ذخایر ملت‌های دیگر و به چنگ آوردن شریان حیات اقتصادی جهان، از ویژگی‌هایی است که در تمامی مستکبران دیده می‌شود.
این سئوال در ذهنم نقش می‌بندد، مگر زندگی بشر در این دنیای فانی تا کی ادامه دارد؟، اگر شانس بیاوریم و با مرگ طبیعی کوله‌بار سفر دیار باقی را ببندیم، شاید کمتر یا بیشتر از 70 سال؛ با علم به این حقیقت، چرا باید انسان‌ها که اشرف مخلوقات هستند این چنین به این دنیا چنگ می‌اندازند که گویی حیات ابدی دارند؟
سوره حديد، آيه 20: «اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَیَاةُ الدُّنْیَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِينَةٌ وَتَفَاخُرٌ بَیْنَكُمْ وَتَكَاثُرٌ فِی الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ كَمَثَلِ غَیْثٍ أَعْجَبَ الْكُفَّارَ نَبَاتُهُ ثُمَّ یَهِيجُ فَتَرَاهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ یَكُونُ حُطَامًا وَفِی الْآخِرَةِ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَمَغْفِرَةٌ مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَانٌ وَمَا الْحَیَاةُ الدُّنْیَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ؛ بدانيد كه زندگى دنيا در حقيقت بازى و سرگرمى و آرايش و فخرفروشى شما به يكديگر و فزون‏جویى در اموال و فرزندان است [مثل آنها] چون مثل بارانى است كه كشاورزان را رستنى آن [باران] به شگفتى اندازد سپس [آن كشت] خشك شود و آن را زرد بينى آنگاه خاشاك شود و در آخرت [دنيا پرستان را] عذابى سخت است و [مؤمنان را] از جانب خدا آمرزش و خشنودى است و زندگانى دنيا جز كالاى فريبنده نيست»، زندگی دنيا در حقيقت بازی و سرگرمی است با خود فكر می‌كنم چرا بايد اين همه حرص دنيا را وجود داشته باشد، دنيايی كه سود و سرمايه‌اش از بين می رود، در حقيقت دنياپرستان مانند كودكانی هستند كه از همه چيز غافل و بی‌خبرند و تنها به سرگرمی و بازی مشغول‌اند و حتی خطراتی را كه در يك قدمی آنها وجود دارد را نمی‌بينند.
در روايت نقل شده است كه اميرالمؤمنين(ع) در وقت نماز ، مثل مارگزيده به خود می‌پيچيد و همه وجودش به لرزه درمی‌آمد و رنگ حضرت دگرگون می‌شد؛ به حضرت عرض شد: يا اميرالمؤمنين، اين چه حالی است شما داريد؟ چه شده؟ چرا اين‌گونه شده‌ايد: اميرالمؤمنين در پاسخ می‌فرمودند: «وقت نماز رسيد، وقت ادای امانتی كه خدا آن را بر آسمان‌ها و زمين عرضه كرد، آسمان‌ها و زمين از پذيرش آن تن باز زدند و از اين كه متحمل اين امانت شوند ترسيدند، وقت ايفای چنين امانتی رسيده است، لذا من اين گونه به خود می‌پيچم و می‌لرزم و رنگ از رخسارم پريده است»، امامان ما در وقت نماز رنگ در رخسار نداشتند، در برابر عظمت الهی اينگونه به خود می‌پيچيدند، اما ما انسان‌ها كه جانشينان خدا روی زمين هستيم در وقت دعا و نماز در برابر چنین عظمتی در غصه كم و زياد شدن مال خود هستيم، نمازمان را چنان با عجله می‌خوانيم انگار كارهای مهمتری داريم، گويی كلاغ‌هايی هستيم كه به زمين نوك می‌زنيم.
پيامبر(ص) فرموده‌اند: «بزرگترين گناهان، دنيا دوستى است»، انسان‌ها برای رسيدن به هدف خود تلاش فرآوانی می‌كند تا به نتيجه برسد زمانی كه به خواسته خود رسيدند در پی بيشتر كردن آن هستند و اين يعنی شروع دنيا پرستی، يعنی ارتكاب بزرگترين گناهان.
اين زرق و برق دنيای فريبنده است كه به يكی از موانع مهم بر سر راه تكامل معنوی انسان تبديل شده است كه تا اين مانع را پشت سر نگذارد به مقصد يعنی قرب الهی نخواهيم رسيد.
امام صادق(ع) می‌فرمايند: «دنيا مانند آب درياست تشنه هر چه بيشتر از آن بنوشد عطش او زيادتر گردد تا او راهلاك كند»، بايد دنيا پرستی را ام‌الرذائل نامند زيرا تمام گناهان از دنيا پرستی سرچشمه می‌گيرد و اين خود نشان دهنده اين حقيقت است كه اولين رذيله مانع در سلوك الى الله، همان حب دنياست و همه رذيلت‌ه‏اى ديگر از آن نشأت مى‌گيرد و به آن بر مى‏‌گردد.
حب دنيا يعنى دوست داشتن خوشى و لذت‌های دنيوی و اين به معنى غوطه‌‏ور شدن در ظلمت«خود» است، خود به معنای هوای نفسانی است كه انسان را برای رسيدن به خواسته‌های خود به هر راهی می‌كشاند، «جهاد با نفس» تنها مسير برای تعالی و بهبود زندگی و بندگی است و در نهايت تنها راه برای رسيدن به قرب الهی است.
رسول اكرم(ص) می‌فرمايند : «اگر دنيا و لذت‌های فانی آن به اندازه بال مگسی در نزد خداوند ارزش داشت شربت آبی از آن به كافر نمی‌نوشانيد.» با خواندن اين اين روايت می‌توان به اين نكته پی برد كه دنيا بی‌ارزش‌تر از آن چيزی است كه ما انسان‌ها در تصورات خود از آن ساخته‌ايم.
زندگی دنيا همچون سرابی است كه تشنه كامان را در بيابان سوزان تعلقات مادی به سوی خود فرامی‌خواند، اما هنگامی كه به آن سراب می‌رسند از چيزی كه عطش را فرو نشاند خبری نيست، بلكه دويدن در اين بيابان سوزان آنها را تشنه‌تر می‌كند، باز سراب را در فاصله ديگری جلو خود می‌بينند و به گمان اينكه آنجا آب است به سوی آن می‌شتابند و باز هم تشنه‌تر و تشنه‌تر می‌شوند تا هلاك گردند.
دنيا و زرق و برقش سرابی بيش نيست و انسان را جز به منجلاب نابودی به مكانی ديگر نمی‌برد، دنيا پرستی راه بدون بازگشتی است كه هر چه بيشتر به سمتش حركت كنی در بیشتر به ظلمت فرو خواهی رفت.
سمیرا سارایی
captcha