همه بر موضوع اذعان دارند كه قصهگويی روشی مناسب برای آموزش است و زمانی كه موضوعی با هنر قصهگويی آميخته میشود، میتواند برای مخاطب كودك و نوجوان مفيد باشد و آنها موضوع را بهتر درك كرده و خود را در قالب قهرمان داستان قرار داده و از آن الگو بگيرند. در واقع قصهها میتواند معرفی كننده الگويی مناسب و از سويی پنددهنده و موعظهگر باشد، آن هم موعظه و پندی غيرمستقيم و سازنده.
خداوند در كتاب آسمانی قرآن در سورههای گوناگون، روش قصهگويی را برای عبرت و الگوگيری انسانها انتخاب كرده است؛ از اين رو ما هم به تبعيت از قرآن كريم میتوانيم قصهگويی را در آموزشها و تعاليم خود به ويژه تعاليم معرفتی به كار گيريم. از همين رو كتابهای قرآن دانشآموزان به ويژه مقطع دبستان بايد رويكرد قصهمحور داشته باشد؛ چرا كه كودك به تازگی وارد عرصه تعليم و تربيت شده و آشنايی چندانی با روخوانی و روانخوانی قرآن ندارد و ممكن است مشكلات قرائت، او را از اين آموزش دلزده و خسته كند.
اين گفته به اين معنی نيست كه روخوانی و روانخوانی قرآن اهميت كمی دارند، بلكه نظام آموزشی ما میتواند نخستين مواجهه كودك با كتاب آسمانیاش را قصهای از قرآن و نه روخوانی سورهای از قرآن كريم قرار دهد. هر چند هر دو كلام وحی هستند، اما اولی تأثير بيشتری بر دانشآموز تازهوارد به عرصه دانش میگذارد و او را برای ادامه راه تشويق میكند و روخوانی قرآن میتواند در درسهای بعدتر يا از كلام دوم شروع شود، هر چند در سالهای بعد دوره دبستان هم نبايد از رويكرد قصهگويی در درسها غافل بود.
هر چند نگاهی به كتابهای قرآن دوره دبستان در زمان حاضر و مقايسه آن با دهههای گذشته تفاوت فاحشی دارد و از تصويرگری، پيامهای قرآنی، داستان و شعر بهره بيشتری گرفته شده است و اين نشان میدهد كه ما در حركتی رو به جلو هستيم و كارشناسان به اين امر پی بردهاند كه روش تصويرگری اهميت مضاعفی در آموزش كودكان دارد و آنها را در يادگيری مشتاقتر و ذهن آنها را تلطيف میكند و شكوفايی ذهنی كودكان را در بر دارد. گرچه نقدهايی هم میشود به اين كتابها وارد كرد، اما در اين نوشتار ما قصد چنين كاری را نداريم و فقط به توجه به رويكرد قصهگويی در كتابهای قرآن بسنده میكنيم.
موضوع ديگری كه در آموزش تعاليم قرآنی كودكان از طريق قصهگويی بايد به آن توجه كرد اين است كه معلمان به عنوان اصلیترين عناصر آموزشی بايد دورههايی را برای نحوه بهرهگيری از اين روش طی كنند؛ چرا كه اگر بهترين قصهها در اختيار فردی بیعلاقه به قصه و قصهگويی قرار داده شود، نمیتواند از عهده كار برآيد و آسيبهايی را به همراه میآورد.
اين كار میتواند با شناسايی افراد توانمند و علاقهمند برگزار شود و از سوی ديگر اهميت اين روش برای معلمان بازگو شود و آنها نسبت به سازنده و مفيد بودن آن توجيه شوند تا نگرش آنها نسبت به قصهگويی تغيير كند؛ چرا كه اين امر سبب میشود معلم با استفاده از طرحهای ابتكاری و خلاقانه، قصههای قرآنی را كه سرشار از مضامين تربيتی و تعليمی است آموزش دهد و مهارت پرسشگری دينی كودكان را تقويت كند.
بايد يادآور شد كه دانشگاهها و مراكز و مؤسسات آموزشی میتوانند در اين راستا جايگاه مناسبی را برای فعاليتهايی چون قصهگويی فراهم كنند؛ چرا كه با تربيت افرادی توانمند و كارشناس در حوزه قصهگويی در اين مراكز علمی و آموزشی و به كارگيری آنها در نظام آموزشی كشور، يكی از دغدغههای مهم تربيتی كودكان و نوجوانان حل خواهد شد.
قصههای قرآنی و قصهگويی، بهترين ابزار برای تربيت كودكان و نوجوانان است. عناصر تشكيل دهنده قصه با نيازهای روحی و روانی كودكان ارتباط تنگاتنگی دارد. كودك و نوجوان با ذهن و فكر گسترده، مضامين گوناگونی را دريافت میكند و با بينش دقيق و كودكانه خود، اين مضامين را درك كرده و اين مضامين اخلاقی در رفتار و كردارش ظاهر میشود.
يادداشت: سميه قربانی