نوذر شفيعی، عضو كميسيون امنيت ملی و سياست خارجی مجلس شورای اسلامی در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا) در ارزيابی از سفر حجتالاسلام والمسلمين روحانی رئيس جمهوری اسلامی ايران به نيويورك و حضور در شصتوهشتمين مجمع عمومی سازمان ملل گفت: اين سفر در شرايطی انجام شد كه تعداد زيادی از كشورهای جهان، تحت تأثير ايالات متحده امريكا در برابر كشورمان صفآرايی كرده بودند.
وی افزود: رئيسجمهور توانست در اعتمادسازی جهانی نسبت به ايران، نقش مهمی ايفا و بهدرستی و بهطور سنجيده منافع ملی را تدوين كند و جهان را به پذيرش گفتمانهای معقول جمهوری اسلامی ايران وادار كند.
شفيعی با اشاره به گشايش جديد و شكلگيری چشمانداز اميدواركننده در مسئله هستهای ايران گفت: نكته مهم بعدی اين سفر، ديدار وزرای خارجه و گفتگوی تلفنی رؤسای جمهور دو كشور ايران و امريكا پس از 35 سال است كه صرفنظر از نتيجه، فینفسه با اهميت است.
وی با تأكيد بر اينكه اين گفتگوها بدون برنامهريزی دقيق رخ نداده است، اظهار كرد: از آنجا كه گفتوگوهای حضوری و تلفنی مقامات دو كشور بر اساس محاسبات دقيق رخ داده است، میتوان پيشبينی كرد كه چشمانداز آن نيز روشنی خواهد بود.
عضو كميسيون امنيت ملی و سياست خارجی مجلس شورای اسلامی در اين باره گفت: نبايد انتظار داشت برخی مسائل همچون تحريمهای بينالمللی، بحث رابطه ايران و امريكا و مسئله هستهای به سرعت حل شود، زيرا آن چه در جريان اين سفر صورت گرفت يك حركت مقدماتی برای حل مسائلی بس پيچيده است كه در طی زمان رخ داده و حل آنها نيز نيازمند طی زمان است.
وی وجود چالشها پيشروی هر دو دولت جمهوری اسلامی ايران و ايالات متحده امريكا را در سر راه حل مسائل فيمابين يادآور شد و تصريح كرد: تفاوتی كه در اينجا ميان حجتالاسلام روحانی و اوباما وجود دارد اين است كه رئيس جمهور ايران، شخصيتی به نام مقام معظم رهبری را پشت سر خود دارد كه در چارچوب تصميمگيری ايشان عمل میكند و موجب میشود كه يك صدا از ايران بيرون رود، اما در امريكا چند صدا وجود دارد.
شفيعی در توضيح گفت: رئيسجمهور آمريكا بهشدت تحت فشار لابیهای صهيونيستی كه از گسترش مناسبات ايران و امريكا نگرانند، قرار دارد و در حالی كه امريكا مدعی بود در ايران چند صدايی است الان مشخص شد رهبری، رئيسجمهور و ملت ايران صدای واحدی دارند و اين خود امريكاست كه گرفتار چندصدايی است.
وی با اشاره اينكه اكنون توپ در زمين امريكاست اضافه كرد: اين ديگر بر عهده رئيسجمهور امريكاست كه چگونه سنا، نمايندگان و ساير نيروهای سياسی را كه در سياست خارجی امريكا تأثيرگذارند، قانع كند.