کد خبر: 2598470
تاریخ انتشار : ۱۰ مهر ۱۳۹۲ - ۱۱:۵۶

چاپ قصه طنز و دفاع مقدسی «گربه‌ مش‌رجب» در «يكی‌ بود، يكی نبود»

گروه ادب: يازدهمين شماره ماهنامه داستانی «يكی‌ بود، يكی نبود» برای گروه سنی كودك و نوجوان و به همت بنياد ادبيات داستانی ايرانيان منتشر شد كه قصه «گربه مش‌رجب» از جمله داستان‌های طنز و البته دفاع مقدسی آن به شمار می‌رود.

به گزارش خبرگزاری بين‌المللی قرآن(ايكنا)، يازدهمين شماره ماهنامه داستانی «يكی‌ بود، يكی نبود» برای كودكان و نوجوانان به همت بنياد ادبيات داستانی ايرانيان و مدير مسئولی محمد حسنی منتشر شد.
اين ماهنامه، داستان‌هايی از محمدرضا شمس، اسدالله شعبانی، مجيد راستی و هدی حدادی را برای كودكان به چاپ رسانده است. «گرگ و هندوانه»، «تو داری می‌خندی»، «چه جوری بايد ميوه‌ها را خورد»، «وِرد جادويی»، «چشم‌های آدم برفی»، «درختی كه هندوانه داد!»، «خاله سوسكه»، «راز اژدها»، «يكی به باد گفت، باد هم به من گفت!»، «حبه انگور»، «درخت گيلاس خرگوش خانوم» و «ماجرای دُم گربه»، عناوين داستان‌های اين بخش از مجله «يكی بود، يكی نبود» هستند.
نوجوانان نيز در «يكی بود، يكی نبود» يازدهم، مخاطب آثاری از اكبر صحرايی، مهری ماهوتی، حامد جلالی، روح‌الله هادی، محمدرضا يوسفی، افسانه شعبان‌نژاد، احمد عربلو و خسرو آقاياری هستند. «گربه مش‌رجب»، «آخرين شكار»، «دستی كه فلج شد»، «مدال پهلوانی»، «رازهای دل آدم فضول»، «خانه را با ميخش فروخته!»، «آی بخت»، «مردی كه شجاع بود»، «برادر كوچكتر»، «نمكدان»، «شاه در شاهنامه» و «شب آفتابی» هم داستان‌های بخش نوجوانان اين ماهنامه را شامل می‌شوند.
در بخشی از داستان «گربه مش‌رجب» آمده است: «حرصم می‌گيره از گربه براق حنايی مش‌رجب. به اندازه چند نفر غذا كوفت می‌كند و اين اواخر هم شده اندازه توله خرس! وقتی اعتراض می‌كنيم: «مشتی، شعار اسراف و نخوردن آذوقه فقط برای آدمه؟!»، می‌توپد: «اوهووی ملت... نمی‌تونين ببينين گربه‌ بی‌‌‌چاره آت و آشغالِ اضافه غذاتون رو بخوره؟! شُل گوش! گربه خاصيتش از تو بيشتره!»
چه خاصيتی قربون؟!
موش از دشمن نابكار خوفناك‌تره! بنه تداركات رو ساقط می‌كنه. گذر پوست به دباغ‌خونه می‌افته.
گوش شيطان كر، دروغ هم نمی‌گويد. با اين آشپزهای درپيتی كه از ننه‌شان قهر می‌كنند و دو روزه می‌شوند آشپز جبهه و غذای شلم‌شوربا درست می‌كنند، بايد هم غذا روی دستمان باد كند و گربه حنايی دلی از عزا درآورد. با همه اين اوصاف چند بار به سرمان زد، گربه را تو گونی بياندازيم و كلّه به نيست كنيم. «ولش می‌كنيم توی جبهه دشمن!»
توی شهر بهتره.
توی ميدون مين...رودخونه بهتره
گناه داره!
بالاخره گذر پوست به دباغ‌خانه می‌‌افتد! شبی توی جزيره مجنون چراغ‌موشی سنگر را خفه می‌كنيم و می‌خوابيم، از درد پوست كله از خواب می‌پرم و موشی به اندازه بچه‌گربه می‌پرد پايين و در می‌رود و بين تراورس‌های چوبی سقف گم‌ می‌شود. شاپور، مراد و يكی دو نفر ديگه هم بيدار می‌شوند. «وای ننه گوشم خون می‌آد!»
تصويرگری‌های اين نشريه حاصل كار هنرمندانی همچون امير نساجی، رضا مكتبی، سام سلماسی، الهام شهرابی، فاطمه كاويانی، ميثم موسوی و عاطفه ملكی‌جو است. «يكی بود، يكی نبود» ويژه مرداد و شهريور 92 به سردبيری احمد عربلو در 72 صفحه، به قيمت 2500 تومان از سوی بنياد ادبيات داستانی ايرانيان منتشر شده است.
captcha