بچه همان زمانی كه به دنيا میآيد غريزه علم يابی او زنده است و از جمله غرايزی كه زنده بالفعل و وابسته به علم يابی است غريزه محبت يابی است. همان طوری كه وقتی بچه به دنيا میآيد غذا میخواهد، نيز فطرتش ناز میخواهد، دست نوازش مادر را طلب میكند؛ پس پدر و مادران توجه داشته باشند كه حتماً بچه را خود مادر شير دهد، بچه را شيرخوارگاه نبرند، بچه را به مهد كودك نسپارند؛ همه والدين اين را میدانند بچه يك ماهه را وقتی كه نوازشش كنی، روی او بخندی، تبسم كنی، او نيز میخندد و تبسم میكند و اگر سر او داد بزنی گريه میكند و ...
فرزند انسان نتيجه آمال و آرزوهای او میباشد؛ زيرا كه او ثمره حيات وی محسوب میگردد كه به عنوان جانشين در روی زمين باقی میماند. شايسته است كه اين نماينده واقعی انسان، به خصوصيات ويژهای آراسته گردد، و نمیتوان به اين هدف نايل گردد؛ مگر اينكه فرزند را به آداب نيكو تربيت نمود.
پيامبر (ص) میفرمايند: «اكرِمُوا أولادَكُم و أحسِنوا آدابَهُم یُغفَرلَكُم؛ فرزند خود را گرامی بداريد و آنان را خوب تربيت كنيد تا آمرزيده شويد.» برای رسيدن به اين هدف، خود والدين بايد اهل تحقيق و مطالعه باشند تا بر اساس تحقيق و بررسیهای كه به دست آوردهاند، آنچه را كه میخواهند به فرزندشان بياموزند، درستی آن را باور داشته باشند.
القائات و يادگيری مذهبی، از شايعترين القائات محيط پرورشی كودك میباشد. به لحاظ اينكه، كودكی كه در يك خانواده مسلمان به دنيا آمده باشد، بر اثر تربيت والدين آن خانواده، مسلمان تربيت میشود و كودكی كه در يك خانواده مسيحی به دنيا آمده باشد، بر اثر تربيت آن خانواده، مسيحی خواهد گرديد و همين طور يهودی و ... میتوان چنين نتيجه گرفت كه پذيرش دين كودك از طرف والدين نمیتواند يك دين واقعی باشد؛ زيرا والدين، آن را بر اساس تعصبی كه دارند به فرزندان خود القاء کردهاند. اين موضوع بسيار دقيق علمی را حضرت پيامبر(ص) چه زيبا میفرمايند: «كُلُّ مُولودِ يولَدُ عَلی الفِطرۀِ حتّی يكونَ اَبَواهُ یُهَوِّدانِهِ و یُنَصِّرانِهِ؛ هر كودكی با فطرت توحيد متولد میشود، ليكن اين والدين او هستند كه كودك را يهودی يا مسيحی تربيت میكنند.»
تربيت دينی در ادبيات رايج تعليم و تربيت، اصطلاحا ًبه مفهوم «جنبهای از فرآيند تعليم و تربيت ناظر به پرورش ابعاد شناختی، عاطفی و عملی متربی از لحاظ التزام او به دين معينی» میباشد و به عبارت ديگر «رشد و تقويت عقايد دينی، حالات و عواطف مذهبی و تقيد به مناسك و آداب دينی برای تحقيق شخصی متدين را مدنظر دارد.»
در مرحله كودكی، كودكان از خصوصيات ذهنی و روحی محدودی كه منعكس كننده انديشههای ساده دينی آنها است برخوردارند؛ كودكان در دوره كودكی به سرعت تاثير میپذيرند و تحريك میشوند زيرا كودكان در اين دوره به تقليد گرايش دارند.
اثر قرآن آموزی در طفوليت در ذهن و ياد كودكان نسبت به ساير سنين ماندگارتر است و كسی كه از دوران كودكی با كتاب الهی انس بگيرد، بسيار كم اتفاق میافتد كه در دوران جوانی و بزرگسالی از مبانی الهی قرآن كريم فاصله بگيرد.
حديثی از پيامبر اكرم(ص) مبنی بر اينكه از گهواره تا گور دانش بجوييد، از والدين بهويژه مادران خواست فرزندان خود را از همان دوران طفوليت با استفاده از نوارهای قرآنی، با قرآن آشنا كنند.
با توجه به اينكه در دوران كودكی، وجود كودك همچون لوحی سفيد و بدون آلايش است و آموزشهايی كه میبيند در اين لوح منقش میشود، بنابراين میطلبد والدين به آموزش قرآن به كودكان توجه ويژهای داشته باشند تا كودكان در محيطی اسلامی و خالی از مناقشه و استرس بزرگ شوند.
برخی آيات قرآن كريم بر قابليتهای فراوان كودك از جمله رسيدن به مقامات معنوی بالا تأكيد دارد كه از جمله آنها میتوان به آياتی از سوره مريم و داستان عيسی(ع) اشاره كرد. آيات و روايات، و سخنان ائمه اطهار(ع) كه نسبت به حقوق كودك در اسلام وجود دارد همه حكايات از اهميت دادن اسلام به كودكان و حقوق آنان است.
رسول گرامی اسلام (ص) می فرمايد: «به كودكان خود محبت كنيد و نسبت به آنها ترحم نماييد. وقتی به آنها وعده داديد، وفا كنيد زيرا آنها جز اينكه شما را روزی دهنده خود می بينند تصور ديگری ندارند.»
امام سجاد(ع) نيز میفرمايد: «و اما حق فرزند تو اين است كه بدانی او از تو و پيوسته به تو در خير و شر امر دنياست و تو مسئول او از لحاظ نيك ادب كردن و راهنمايی به پروردگارش و كمك به طاعت او هستی. پس عمل تو درباره او، عمل كسی باشد كه می داند در احسان به او پاداش، و در مسامحه و بدی نسبت به او كيفر میبيند.»
بر خلاف برخوردهايی كه در برخی خانواده ها وجود دارد، اسلام حتی به والدين اجازه كتك زدن كودكان را نداده است. در ميان همه توجهی كه والدين و خانوادهها به كودكان میشود و علي رغم توجهی كه مسئولان به كودكان و نوجوانان دارند، ديدن تصاويری مانند، استفاده از كودكان برای تكدی گری، فقر كودكان در سطح كوچه و خيابان های، اشتغال كاذب كودكان و بیتوجهی برخی خانوادهها به تربيت مناسب و نگاه خشونت باری كه نسبت به آنان روا میدارند، دل هر انسانی را درد میآورد.
به نظر میرسد آنچه در كنار برنامه ريزی مديران برای پاسداشت اين روز، بايد به آن توجه كرد نيازهای اساسی دوران كودكی كودكان است. آنچه با اهميت تر از روز كودك به نظر میرسد توجه به نيازها و مطالبات آنان از والدين و جامعه است.
توجه به كودكان در سراسر جهان ضروری است كه در اين ميان توجه به كودكان فلسطينی كه سالها دور از خانه هستند نگاه ويژه جهانی را میطلبد.
معصومه عليزاده