زيادهخواهی و زيادهداری مال و افتخار به ثروت در اسلام به معنای تكاثر است. از طرفی واژه اِتراف بر وزن اسراف نيز به معنای مصارف پرريخت و پاش و نامتعهدانه و شادخواری و قارونیگری و بیتعهدی در مصرف است. نكته قابل توجه اينكه هردو اين صفات به هيچوجه از ويژگیهای انسان سليمالعقل و معتدلالفطره نيست و در تعاليم اسلام با آن دو به سختی برخورد شده است. شدت اين برخورد به حدی است كه آيات و روايات متعددی در خصوص مذمت اين پارامترها وجود دارد.
سوره مباركه تكاثر نيز يكی از اين شواهد است كه در آن به صراحت بر مبارزه و كوبيدن اين عمل قبيح از سوی جامعه اسلام و دين اسلام تاكيد شده است. همچنين در حديثی بسيار مهم كه در آن «جنودالعقلِ و الجنود الجهل» ذكرشده، داشتن و خواستن مال فراوان و تكاثری، از «جنودالجهل» است و جنودالعقل يعنی نيروهای فعال در وجود انسان كه منشاء عقلانی دارند و فعاليت آنها از تاثير نور عقل و قوه عاقله است. جنودالجهل يعنی نيروهايی فعال در وجود انسان كه منشاء عقلانی ندارند، بلكه منشاء نفسانی و جهلانی دارند و از جاهليت انسان سرچشمه میگيرد.
آيات شريفه «أَلْهَاكُمُ التَّكَاثُرُ * حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقَابِرَ؛ تفاخر به بيشترداشتن شما را غافل داشت تا كارتان به گورستان رسيد» (تكاثر/1-2)، به صراحت به اين نكته كليدی اشاره دارد كه ثروتاندوزی و زيادهطلبی و تفاخر به آن، انسان را از تعهدات اجتماعی و مسئوليتشناسی و دينداری و انسانيتباوری باز میدارد و اين حركت و روند اشتباه پيوسته با مالاندوزان خواهد بود تا به مرگ دچار شوند.
آيه شريفه 20 سوره مباركه حديد در خصوص تكاثر و تفاخر میفرمايد» «اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَیَاةُ الدُّنْیَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِينَةٌ وَتَفَاخُرٌ بَیْنَكُمْ وَتَكَاثُرٌ فِی الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ كَمَثَلِ غَیْثٍ أَعْجَبَ الْكُفَّارَ نَبَاتُهُ ثُمَّ یَهِيجُ فَتَرَاهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ یَكُونُ حُطَامًا وَفِی الْآخِرَةِ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَمَغْفِرَةٌ مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَانٌ وَمَا الْحَیَاةُ الدُّنْیَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ؛ بدانيد كه زندگى دنيا در حقيقت بازى و سرگرمى و آرايش و فخرفروشى شما به يكديگر و فزونجویى در اموال و فرزندان است [مثل آنها] چون مثل بارانى است كه كشاورزان را رستنى آن [باران] به شگفتى اندازد سپس [آن كشت] خشك شود و آن را زرد بينى آنگاه خاشاك شود و در آخرت [دنيا پرستان را] عذابى سخت است و [مؤمنان را] از جانب خدا آمرزش و خشنودى است و زندگانى دنيا جز كالاى فريبنده نيست».
اين شدت برخورد با تكاثر در آيات قرآن كريم حاكی از اين واقعيت است كه خواستن و داشتن و جمع كردن مال گناهی مركب و جنايتی مضاعف است، زيرا كه فقر فقيران و نيازمندی نيازمندان نتيجه زيادداری و زيادهخواهی سرمايهداران است، اميرالمومنين علی(ع) در اين رابطه میفرمايند: «إنّ اللّه َسبحانَهُ فَرَضَ فی أموالِ الأغنياءِ أقواتَ الفُقَراءِ ، فما جاعَ فَقيرٌ إلاّ بما مُتِّعَ بهِ غَنیٌّ والله تعالی جَدَّه سائلَهم عن ذلك؛ خداوند سبحان، روزی فقيران را در اموال توانگران و سرمايهداران قرار داده است، پس هيچ فقير و نيازمندی گرسنه نخواهد ماند، مگر به اين جهت كه توانگری حق او را نداده است و خداوند بزرگ در روز قيامت، از توانگران بازخواست خواهدكرد» (نجالبلاغه/ حكمت 328).
بنابراين اگر جامعهای اسلامی باشد، نبايد در آن جامعه از سرمايهداریهای كلان و تكاثری جانبداری شود و نبايد اينگونه متكاثران مورد احترام جامعه باشند، چه رسد به اينكه از سوی علما نيز مورد عزت و احترام قرار گيرند. اشاره به حديث نبودی در تُحُفُالعقول در اين زمينه خالی از لطف نيست كه میفرمايد: «با اينگونه كسان، يعنی متكاثران اترافگر و اسراف كن و افزونداران شادخوار و حيوانزيست كه به سان حيوانات وحشی تمام منابع را از آن خود میدانند، معاشرت نكنيد، چراكه معاشرت با آنها دل را میميراند و وجدان انسانی را تباه میكند».
آيات و روايات متعدد ضدتكاثر در دين اسلام از اين رو مطرح شده كه نبايد اجازه داد تا «شر امت» همه كاره امت اسلامی شود. در جامعه دينی اگر به واقع دينی و اسلامی باشد، اولا نبايد فقيری در آن ديد چراكه جع فقر و دين جمع نقيضين است و از طرفی ثروت دوستان و مال اندوزان نيز صلاحيت انتصاب در هيچ مقام حكومتی را ندارند، چه اينكه پيامبر اكرم(ص) در اين رابطه میفرمايند: «شرُ الامتی الاغنياء؛ اغنياء (مالاندوزان) شر امت من هستند» (جامع السعادات/36). اميرالمومنين امام علی عليهالسلام نيز در رابطه با زمامداری امور مسلمين میفرمايند: «انا يعسوب المومنين و المال يعسوب الفجار؛ من جلودار مومنانم كه در پی من میآيند و مال، جلودار فاجران و بدعملان است كه در پی آن میروند».
بايد توجه داشت كه اسلام به هيچ وجه با كسب ثروت و توليد آن مشكلی ندارد و مسئله اصلی اينجاست كه نبايد اين ثروت اولا در دست عده معدودی در جامعه گردش كند كه مطمئنا سبب افزايش فاصله طبقاتی و بروز بحرانهای اجتماعی و پديدآمدن خودی و غير خودی و من و آنها خواهدشد و به نوعی حس نوعدوستی و توجه به ارتقای سطح كيفی رفاه جامعه در قالب مفاهيم ترحم بروز میكند و ابزاری میشود در جهت منافع شخصی ثروتمندان و ارضای احساسات مقطعی آنها و ثانيا اينكه ثروت جامعه بايد به صورت سرمايه مولد در جامعه تزريق شود تا احساس حركت و شور و فعاليت در جامعه افزايش پيدا كند.
نمونه بارز اين عمل را نيز در فعاليتهای اقتصادی اميرالمومنين امام علی(ع) میبينيم كه علیرغم برخورداری از مزايای خلافت و حكمرانی بر جامعه اسلامی تلاش و توليد را در جهت امرار معاش ترك نمیكردند و نكته مهمتر آنكه هيچ وابستگی به اين ثروت در آن حضرت وجود نداشت و بارها و بارها قنوات و نخلستانها را به محض سوددهی و بازدهی وقف جامعه اسلامی میكردند. اين منش امام علی(ع) در حكومتداری به واقع راه هرگونه توجيه را برای فرصتطلبان مسدود و مسير سعادت برای حكمرانان و عدالتطلبان را روشن كرده است.
در جامعه امروز كه هجمههای فراوانی عليه اسلام و احكام مربوط به آن عنوان میشود و تلاشهای عدالتطلبانه در جهت فقرزدايی برچسب ماركسيسم و جانبداری از كمونيسم به خود میگيرد، تنها راه رسيدن به سعادت و حركت در جهت رسيدن به كمال پيروی از مشی عدالتطلبانه ائمه اطهار(ع) از جمله مولای متقيان اميرالمومنين(ع) است، چرا كه سيره عملی ايشان نشان میدهد فقرزدايی، مبارزه با فساد زمامداران حكومتی و ظالمان و در يك كلام عدالتطلبی ريشه در دين اسلام دارد و آئين و مرام مومنين واقعی است و اين نياز جامعه اسلامی است كه به واقع و به دور از هرگونه مصلحتانديشی در جهت عدالتطلبی و مبارزه با فقر و تفاخرو تكاثر گام بردارد.
رضا عدالتیپور