کد خبر: 2610227
تاریخ انتشار : ۰۸ آبان ۱۳۹۲ - ۰۸:۳۸

زيارت عاشورا و انگشتری كه پيدا شد

گروه ادب: شهيد سيدمجتبی علمدار انگشترش را كه به يكی از عزيزانش تعلق داشت، در آبادان جا گذاشته بود، خيلی ناراحت بود؛ از اين رو زيارت عاشورا خواند تا مشكل رفع شود؛ صبح، انگشتر را روی جلد مفاتيح‌الجنانی كه بالای سرش می‌گذاشت پيدا كرد.

خاطرات شهدا هميشه نكات نغز و گاه تكان‌دهنده‌ای را مطرح می‌كند كه برخی اوقات همين موارد، زندگی افراد را تغيير می‌دهند. احاله روند زندگی كسانی كه با شهدا در ارتباط هستند، يكی از اين نكات است كه در اينجا و به همين منظور، نگاهی به خاطرات شهيد مجتبی علمدار، مداح اهل بيت(ع) داريم.
علمدار انگشتری داشت كه خيلی برايش عزيز بود. می‌گفت اين انگشتر را يكی از دوستانش موقع شهادت از دست خود درآورده و دست وی كرده و در همان لحظه شهيد شده است. مجتبی وقتی برای مأموريت به آبادان رفت، اين انگشتر را بالای طاقچه حمام جا ‌گذاشت و در بازگشت به ساری يادش افتاد كه انگشترش بالای طاقچه حمام جا مانده است.
وقتی به ساری برگشت، خيلی ناراحت بود. گفتم: آقا چرا اينقدر دلگيری؟ گفت: والله انگشترِ بهترين عزيزم را در آبادان جا گذاشتم، اگر بيفتد و گم شود، واقعاً برايم سنگين تمام می‌شود. گفت: بيا امشب دو تايی زيارت عاشورا و دعای توسل بخوانيم، شايد اين انگشتر گم نشود يا از آن بالا نيفتد.
جالب اينجا بود كه ما زيارت عاشورا را خوانديم و راز و نياز كرديم و خوابيديم. صبح كه بلند شديم، ديديم انگشتر روی مفاتيح‌الجنان است. اصلاً باورمان نمی‌شد؛ همان انگشتری كه در آبادان توی حمام جا گذاشته بود، روی مفاتيح‌الجنان بالای سرما باشد.
captcha