به گزارش ایکنا، کتاب تازه منتشر شده «ترجمه و تجدد در ایران دوره قاجار» نوشته محمدامیر احمدزاده که از سوی انتشارات بنیاد ایرانشناسی به چاپ رسیده است، پژوهشی عمیق و خواندنی در تاریخ فرهنگی ایران از زمان عباسمیرزای ولیعهد تا انقلاب مشروطه (۱۲۱۰ تا ۱۳۲۵ هجری قمری) است. این اثر به این پرسش کلیدی میپردازد که ترجمه چگونه از یک فعالیت صرفاً زبانی، به پدیدهای پیچیده و تأثیرگذار اجتماعی-فرهنگی تبدیل شد و در انتقال دانش و مفاهیم نوین از سایر ملل به جامعه ایرانی نقشآفرینی کرد.
نویسنده با بررسی بنیانگذاران و نهادهای اصلی ترجمه در آن دوران، نقش حیاتی روزنامهها و تاثیرات ترجمه بر شکلگیری اندیشههای نوگرایانه و بیداری اجتماعی را مورد تحلیل قرار میدهد. این اثر به روشنی نشان میدهد که چگونه جریان ترجمه به پیشرفت دانشهایی همچون پزشکی مدرن، تاریخنگاری علمی و جغرافیای نوین یاری رساند و برای نخستین بار، مفاهیمی بنیادین چون «قانون» و «آزادی» را وارد عرصه گفتمان عمومی و فکری جامعه ایران کرد. احمدزاده در این کتاب ضمن ارائه تحلیلی جامع از موانع سیاسی، اجتماعی و فرهنگی پیشِ روی این جنبش فکری، به تاثیرات پایدار و عمیق این جریان در شکلدهی به جامعهای پرداخته است که بهطور فزایندهای مصرفکننده و در عین حال، تولیدکننده دانش مدرن شد.
مشروح معرفی این کتاب را میتوانید اینجا بخوانید

تصویر مخدوش خانواده در قاب نمایش خانگی
حوزه تصویر در هفتهای که گذشت، شاهد معرفی آثار جدیدی با رویکردهای متنوع بود؛ از مستندهای جنگی و درامهای خانوادگی گرفته تا آثاری با مضامین معنوی و هویتی. در کنار این تولیدات، ایکنا در یادداشتی تحلیلی به واکاوی تصویر خانواده در سریالهای شبکه نمایش خانگی پرداخته است.
در سالهای اخیر با گسترش پلتفرمهای نمایش خانگی، شاهد افزایش تولیدات سریالی بودهایم. اما نگاهی دقیق به محتوای بسیاری از این آثار، مسئلهای جدی را آشکار میسازد: تصویری که از «خانواده» ارائه میدهند، اغلب تصویری مخدوش، فروپاشیده و ناامیدکننده است. در حالی که خانواده در فرهنگ ایرانی-اسلامی بنیادیترین نهاد اجتماعی است، در سریالهایی چون «بیعاطفه»، «بدنام»، «گل سنگ» و حتی آثار قابل قبولتری مانند «بیستویک» و «وحشی»، با خانوادههایی مواجه هستیم که از هم گسیختهاند و روابط میان اعضای آنها سرشار از بیاعتمادی، تنش و گسست است. رسانه تصویری قدرت الگوسازی دارد و وقتی مخاطب با الگویی مشابه از خانوادههای آشفته روبهرو میشود، این تصویر به مرور در ذهن او تثبیت میشود و خانواده را از جایگاه یک پناهگاه عاطفی، به محیطی پرتنش تبدل میکند.
ادامه این گزارش را اینجا بخوانید

«خونه آبی ۳: دماوند»؛ نوجوانانی در دل جنگ ۱۲ روزه
فصل سوم مجموعه مستند-واقعنمای «خونه آبی» با عنوان «دماوند» در ۵ قسمت تولید شده و به زودی همزمان با سالگرد جنگ ۱۲ روزه از شبکههای سیما پخش میشود. این مجموعه که برای مخاطب نوجوان ساخته شده، روایتگر تجربه گروهی از نوجوانان در مسیر صعود به قله دماوند است. این روایت در بستر روزهای جنگ ۱۲ روزه شکل گرفته و تجربه و مواجهه این نوجوانان با رخدادهای آن ایام را در کنار چالشهای مسیر صعود دنبال میکند. «خونه آبی ۳» با حضور مستندسازان نوجوان مدرسه فیلمسازی آوینا تولید شده و به موضوعاتی چون رفاقت، همکاری و مسئولیتپذیری میپردازد.
«به وقت جنگ»؛ روایتی خانوادگی در بستر جنگ رمضان
محمدرضا یکانی، کارگردان فیلم کوتاه «به وقت جنگ»، از پایان فیلمبرداری و آغاز مراحل فنی این اثر خبر داد. وی در تشریح محتوای این فیلم گفت: این مستند به طور ویژه به موضوع جنگ رمضان اختصاص دارد و هدف من، ادای دین شخصی به ابعاد مختلف این واقعه بوده است. در این فیلم، قصهای خانوادگی را در بستر جنگ روایت کردهایم. داستان درباره زن و شوهری است که در آستانه جدایی قرار دارند، اما با شروع جنگ رمضان، همه چیز دستخوش تغییری بنیادین میشود و نگاهشان را به آینده و رابطهشان تغییر میدهد. هدف، نشان دادن تاثیر رویدادهای بزرگ بر زندگی شخصی افراد است.
وی ادامه داد: داستان ما درباره زن و شوهری است که در آستانه جدایی قرار دارند و تصمیم قطعی آنها برای طلاق گرفته شده است، اما با شروع جنگ رمضان، همه چیز دستخوش تغییری بنیادین میشود و اتفاقات جدیدی در مسیر زندگی آنها رخ میدهد که نگاهشان را به آینده و رابطه شان تغییر میدهد. امیدوارم مخاطبان با تماشای این اثر بتوانند ارتباط عمیقی با شخصیتها و فضای دراماتیک حاکم بر داستان برقرار کنند.
مشروح این گفتوگو را اینجا بخوانید

«در همسایگی مرگ»؛ پرترهای از یک شخصیت ناشناخته مقاومت
سعید دولتخواه، فیلمساز مستند، از تجربه کارگردانی نخستین اثر خود با نام «در همسایگی مرگ» گفت. ایده ساخت این مستند از دل مجموعه «سرباز ۶۳ ساله» که پرترهای جامع درباره شهید حاج قاسم سلیمانی بود، بیرون آمد. دولتخواه که مدیر فیلمبرداری آن مجموعه بود، میگوید: یکی از افرادی که در آن مجموعه با او مصاحبه شد، حاج یونس بود. وقتی تصویر و مصاحبه ایشان را دیدم، شخصیتشان برایم جذاب شد. ظاهر، آرامش، مهربانی و کاریزمای ایشان، تصویری متفاوت از یک شخصیت اطلاعاتی و میدانی ارائه میکرد. حاج یونس در جنگ سوریه همواره کنار حاج قاسم حضور داشت، اما بسیاری از مردم شناختی از او نداشتند. همین ناشناخته بودن، برای من کشش جدی ایجاد کرد تا مستندی مستقل درباره او بسازم.
دولتخواه ادامه داد: حاج یونس در ذهن من مانده بود؛ هم چهرهاش، هم مدل صحبت کردنش و هم آن آرامش و اطمینانی که در بیانش وجود داشت. تا اینکه جنگ ۱۲ روزه رخ داد و خبر شهادت ایشان به ما رسید. یکی از دوستان خبر داد که حاج یونس شهید شده است و طبیعتاً همه ما از شنیدن این خبر بسیار ناراحت شدیم. در همان زمان ساسان فلاحفر نکتهای را برایم گفت که من پیش از آن از آن اطلاع نداشتم. گفت حاج یونس بیماری اماس دارد و در پایان همان مصاحبهای که برای «سرباز ۶۳ ساله» گرفته شده بود، درباره نگرانیاش صحبت کرده بود.
مشروح این گفتوگو را اینجا بخوانید

«اصحابالخیر»؛ روایتی از شکلگیری جامعه اعتقادی شیعه
مسعود طاهری، کارگردان مستند «اصحابالخیر»، از آمادگی این اثر برای نمایش در جشنواره «سینما حقیقت» خبر داد. وی درباره سوژه این پروژه گفت: مستند با محوریت امام محمد باقر(ع) و یاران نزدیک ایشان که به «اصحابالخیر» شهرت دارند، ساخته شده است. هرچند فیلم در ظاهر تاریخی و مذهبی است، اما در لایههای زیرین، پروژهای درباره «تفکر» است. هدف اصلی پاسخ به این پرسش بود که جامعه اعتقادی شیعه چگونه شکل گرفت. در این اثر، خط بازوی اندیشهورزی و فرهنگی شیعه را از سرچشمهاش در عصر امامین باقرین(ع) پی گرفتهام که تا محدثان برجستهای چون کلینی در قرن سوم تداوم مییابد.
این مستندساز درباره رویکرد پژوهشی خود گفت: ساختار فیلم بر مبنای «پدیدارشناسی» شکل گرفته است. در این روش، فیلمساز تلاش نمیکند درباره درستی یا نادرستی یک باور قضاوت کند، بلکه میکوشد آن را از منظر صاحبان آن اندیشه روایت کند. پیشفرضها و داوریهای شخصی را کنار گذاشتیم تا مخاطب خود بتواند درباره موضوع به جمعبندی برسد. حتی در نگاه به مطالعات غربی نیز تلاش کردیم از رویکردهای کهن که منابع غیرشیعی را ملاک میدانستند فاصله بگیریم و به شیوهای مدرن، تشیع را از دریچه نگاه پیروانش مطالعه کنیم.
مشروح این گفتوگو را اینجا بخوانید

«قرار چهلویکم»؛ روایتی انسانی از فرشتگان بیادعا
مریم پدمه، کارگردان فیلم کوتاه «قرار چهلویکم»، انگیزه اصلی خود از ساخت این اثر را ادای دین به امدادگران هلالاحمر عنوان کرد. او میگوید: اصرار داشتم آنان را قهرمانانی ماورایی معرفی نکنم. برایم مهم بود نشان دهم پشت این کاور مقدس، انسانهایی با همان ترسها و نگرانیهای هر فرد عادی قرار دارند. همچنین عدد چهل در فرهنگ ما نشانی از صبر و انتظار است. علی چهل روز به مادرش قول بازگشت داده، اما «چهلویک» لحظهای است که همهچیز از وضعیت معمول خارج میشود؛ مرزی است میان عادت به بازگشت و پذیرش پرواز ابدی.
کارگردان «قرار چهلویکم» درباره حضور مؤلفههای معنوی ماه رمضان در فیلم تصریح کرد: فضای روحانی رمضان برای من بستری مناسب بود تا مفهوم عطش در خدمت و ایثار را نشان دهم. در صحنهای که کتری در آشپزخانه در حال جوشیدن است، در نگاه من این تصویر تنها یک عنصر صحنهپردازی نیست؛ بلکه نمادی است از بیقراری، التهاب و اشتیاقی که در دل امدادگران وجود دارد. آن بخار و حرارت، تبدیل به استعارهای شد برای عطشی که این افراد برای کمکرسانی دارند؛ عطشی که فقط با آرام گرفتن جان انسانی در خطر فروکش میکند. میخواستم نشان بدهم امدادگران چگونه با اتکا به ایمان، در فضایی که از هر سو فشار روانی، کمبود امکانات و تهدیدهای محیطی آنها را احاطه کرده، استیصال را شکست میدهند و بر ترس غلبه میکنند.
مشروح این گفتوگو را اینجا بخوانید.

کاظم نظری: هنر دینی، محصول تقاطع باور درونی و تکنیک بیانی است
یکی از بحثهای بنیادین در حوزه فرهنگ، تمایز میان «هنر با مضمون دینی» و «هنر دینی» به معنای اصیل و ماهوی آن است. ایکنا در دو گفتوگوی تفصیلی با اساتید هنرهای نمایشی، به واکاوی این مفهوم پرداخته است.
کاظم نظری، استاد دانشگاه و کارگردان تئاتر، در این باره میگوید: هنر دینی از منظر زیباییشناسی، این هنر همواره با نوعی ادراک شهودی همراه است که هنرمند از طریق آن، حقیقت قدسی را به زبان تصویر، فرم، رنگ و یا کلام ترجمه میکند. بنابراین، نمیتوان مدعی شد که هر اثری با نمادهای ظاهری دینی، لزوماً هنر دینی است، بلکه اصالت اثر در گرو میزان پیوند آن با حقیقت درونی هنرمند و صدق آن با آن ساحت قدسی است که سعی در بازنماییاش دارد. هنر دینی در واقع تجلیگاه این باور است که چگونه یک مفهوم انتزاعی و معنوی میتواند در کالبد مادی و فیزیکی یک اثر هنری، بدون آنکه ارزش وجودی خود را از دست بدهد، تجسم یابد و بر مخاطب تأثیر بگذارد، موضوعی که همواره محل بحث فلاسفه و هنرمندان بوده است.
او ادامه میدهد: در حقیقت این هنر برآیندی است از تعامل دیالکتیک میان تکنیکهای متنوع هنری و آن جوهره معنوی که هنرمند در پی انتقال آن است. این زبان اگرچه برآمده از ابزارهای تکنیکی و روشهای کلاسیک یا مدرن است، اما در بطن خود حامل معنایی است که از عالم معنا نشئت گرفته است. این مسئله به این معنا نیست که تکنیک اهمیت ندارد، بلکه به این معناست که تکنیک در خدمت بیان آن حقیقتی است که پیشتر در وجود هنرمند نهادینه شده و اکنون در فضای اثر خود را به نمایش میگذارد. بنابراین مرز میان این دو نه در موضوع، بلکه در نحوه مواجهه و میزان عمق ارتباطی است که هنرمند با آن ساحت قدسی برقرار کرده و توانسته است آن را به فرمی پویا و تأثیرگذار تبدیل کند.
مشروح این گفتوگو را اینجا بخوانید.

حمید تلخابی: از «موضوع» دینی تا «موضع» دینی
حمید تلخابی، استادیار دانشکده هنرهای نمایشی، با رویکردی آسیبشناسانه به این موضوع میپردازد و بر تفکیک میان «موضوع» و «ایده مضمونی» تأکید میکند: موضوع به مثابه پوسته بیرونی و ظرفی است که هنرمند انتخاب میکند، اما صرف پرداختن به سوژههایی چون عاشورا یا زندگی شهدا، اثر را دینی نمیکند. متاسفانه بسیاری از مدیران فرهنگی ما به اشتباه تصور میکنند که اگر دوربین را بر روی نماز خواندن متمرکز کنند، اثری دینی خلق کردهاند. آنچه اهمیت بنیادین دارد، «موضع» هنرمند نسبت به آن موضوع است. فیلمهای بزرگی چون «بچههای آسمان» یا «رنگ خدا» موضوعی با عنوان ظاهری دین ندارند، اما به دلیل همان «موضع» دقیق و نگاه الهی فیلمساز، مخاطب پس از تماشای آن به یک دریافت شهودی و دینی میرسد. مشکل اصلی ما این است که مسئولان فرهنگی از «موضوع» حمایت میکنند و در همان سطح سطحی متوقف میمانند که نتیجهاش تولید آثار شعاری و شکستهای مکرر است.
مشروح این گفتوگو را اینجا بخوانید.
بازاری که چشم به راه مسافر است
همزمان با روز صنایع دستی، ایکنا برای بررسی وضعیت این بازار، راهی فروشگاههای عرضه این محصولات شد. در روزهایی که فضای جامعه ملتهب است، بسیاری از فروشندگان حوصله گفتوگو ندارند، اما در نهایت، یکی از فروشندگان قدیمی بازار، سفره دلش را باز میکند.
مردی که در فروشگاه شناختهشده «عبداللهیان» نشسته، اولین و اصلیترین مشکل را اینگونه بیان میکند: «مشکل اول این است که توریستی نمیآید. بازار ما به دو گروه گره خورده بود: توریستهای خارجی و ایرانیهای خارج از کشور. ایرانیهای مقیم خارج حتی بیشتر از ما خرید میکردند. قدیمترها، مثلا هفت سال پیش، توریست زیاد میآمد و فروش ما هم عالی بود. اما الان حدود هفت سال است که از توریست خبری نیست.»

این جمله کوتاه، سنگ بنای تمام مشکلات بعدی است. وقتی خریدار اصلی غایب باشد، هنر ناچار است برای بقا، چهره عوض کند. او ادامه میدهد: «وقتی خریداری با آن قدرت خرید نیست، ما هم مجبور شدیم استراتژیمان را تغییر دهیم. دیگر کمتر گلدانهای پرکار و ظروف تزئینی گرانقیمت تولید میکنیم. الان بیشتر تمرکز ما روی ظروف مصرفی است؛ چیزهایی که مردم در آشپزخانه روزمره استفاده میکنند. قابلمه، ماهیتابه، سینی... اینها را میخرند، اما آن شکوه و هنر خاص، مشتریاش را از دست داده است.»
گزارش کامل و میدانی از وضعیت بازار صنایع دستی را اینجا بخوانید.
انتهای پیام